در سالهاي پس از جنگ، هر كدام از ما به نحوي از انحا، به آسايشگاه معلولان ضايعه نخاعي رفتهايم و از معلولان اين آسايشگاهها كه عمدتاً جانبازان زمان جنگ هستند، عيادت كردهايم. با اين حال تمام كساني كه به طرق مختلف آسايشگاههاي معلولان ضايعه نخاعي را رصد كردهاند، در اين نكته وجه اشتراك دارند كه فضاي آسايشگاههاي مورد بحث بسيار سنگين و نفسگير است. علت اين برداشت مشترك هم از دو حال خارج نيست؛ حالت اول به واسطه حس همذاتپنداري با انسانهايي كه دچار معلوليت هستند پيش ميآيد، به ويژه همذاتپنداري با رزمندگاني كه روزي براي تأمين امنيت ما جنگيدهاند و در اين رهگذر دچار معلوليت شدهاند. حالت دوم كه نقش مهمتري در اين فضاسازي دارد، به خاطر منفعل و مستأصل بودن معلولان صورت ميگيرد، به اين معنا كه بسياري از معلولان به واسطه روزمرگي و تكرار يكنواخت روزها، دچار انفعال و افسردگي ميشوند. مضاف بر آن تبعات پس از معلوليت و اثرات سوء مصرف دارو در درازمدت تأثير زيادي در انزوا و گوشهگيري معلولان دارد. از طرفي چون معلولان تواني در تغيير شيوه زندگي خود ندارند و توان انجام كار و پيگيري مشاغل و تخصصهاي گذشته از آنها سلب شده است، در نهايت منفعل ميشوند و زماني كه از منظر جامعه به اوضاع و شرايط خود مينگرند، خود را افرادي مصرفگرا ميدانند كه روزها و ايام براي آنها به بطالت ميگذرد.
در اين ميان گناه متوليان و دستگاههايي را كه فلسفه وجوديشان مبتني بر خدمترساني به جانبازان و معلولان است، نميتوان فراموش كرد، چراكه مراكز تخصصي معلولان ضايعه نخاعي ميتوانند به عنوان پل ارتباطي معلولان و جامعه ايفاي نقش كنند. شاهد مثال اين مبحث اينكه پس از گذشت زماني بيش از 26سال كه از پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد ميگذرد، چنين دستگاههايي از راهاندازي حتي يك مركز تخصصي براي ساماندهي به اوضاع معلولان ضايعه نخاعي، ناتوان بودهاند و كوتاهي كردهاند! در نهايت اين ناتواني و كوتاهي در ايجاد افسردگي و انفعال معلولان كه شرح آن پيشتر آمده، نقش مهمي را ايفا كرده است.
اما جاي خوشحالي دارد كه اين مهم در نهايت توسط سازمان بهزيستي كليد زده شد، چراكه روز گذشته يحيي سخنگويي، معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي كشور، به ايسنا گفته است: طي چند روز آينده اولين مركز تخصصي ضايعه نخاعي در خيابان مولوي (مركز شهيدجلاييپور) افتتاح ميشود. معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي در اين باره گفت: در اين مركز افراد با خودروهاي «ون» كه مناسبسازي شدهاند به مركز منتقل شده و به صورت تخصصي اقداماتي از قبيل فيزيوتراپي، كاردرماني و روانشناسي به معلولان ارائه ميشود و در اين مركز به طور هدفمند و زماندار در دورهاي سه تا شش ماهه فرد معلول ضايعه نخاعي را وارد جامعه كرده تا بتواند حداقل مسائل مراقبتي از خود را فراگيرد.
با اين حال راهاندازي چنين مركزي به حق ميتواند در مرتفع شدن مشكلات فرد معلول نقش بسزايي داشته باشد كه مهمترين آن آشتي معلولان با جامعه است كه طي اين فرآيند مشكلات مشروح فوق يكي پس از ديگري مرتفع خواهد شد.