مقاومت ستاد كل نيروهاي مسلح برابر فشارهايي كه براي بخشش فوتباليستهاي متخلف پرونده كارت معافيتهاي جعلي ميشود ستودني است. سردار كمالي ديروز با كساني كه اين روزها براي بخشيدن اين بازيكنان به در و ديوار ميزنند اتمام حجت كرد و گفت خبري از بخشش نيست و بازيكنان متخلف بايد آن طور كه مردم هم انتظار دارند مجازات شوند. با اين وجود به نظر ميرسد برخي هنوز نميخواهند قبول كنند نبايد براي فوتباليستهاي مجرمي كه با فرار از خدمت سربازي، سالها در سطح اول فوتبال ايران درآمدهاي ميلياردي كسب كردهاند پادرمياني كنند.
كارلوس كرش يكي از اين افراد است كه در چند وقت گذشته بارها در مصاحبه هايش سعي كرده است اين ماجرا را پيش بكشد و با تحريك تعصبات ملي و اينكه قرار است تيم ملي در جام ملتها براي دفاع از نام ايران و بالا بردن پرچم كشورمان با حريفان آسيايي بجنگد، عنوان ميكند كه بايد بازيكني مانند پولادي بخشيده شود تا بتواند او از اين بازيكن كه يكي از ستارههاي تاثيرگذار تيمش در جام جهاني بوده استفاده كند. او براي همين اماراتيها را مثال زده كه بازيكنان سربازشان را به اردوي تيمملي فراخواندهاند!
اصرار كرش بر بخشيدن بازيكنان مجرم در شرايطي است كه به نظر ميرسد اهالي فدراسيون فوتبال بايد اين مربي را نسبت به قوانين قضايي ايران بيشتر از قبل توجيه كنند تا او اين چنين در رسانهها براي بخشيدن بازيكنان متخلفي مانند پولادي مديحه سرايي نكند. اگر چه در اين بين كوتاهي علي كفاشيان و همكارانش قابل كتمان نيست اما اين نوع موضعگيريها از سوي كرش نشان از رفتار دوگانه او هم دارد كه به هيچ عنوان نميتواند برازنده او به عنوان يك مربي بزرگ و شناخته شده در فوتبال جهان باشد، طوري كه اين طور برداشت ميشود كه هر جا منافع اين مربي به خطر بيفتد، او خط قرمزهايش را كنار ميگذارد و رفتار متفاوتي از خودش نشان ميدهد.
براي روشن شدن اين تناقض ميتوان به زمستان دو سال پيش برگشت، روزهايي كه مهدي رحمتي در يك نامه به صورت موقت از تيم ملي خداحافظي كرد تا به قول خودش خستگي اين چند ماه بازيهاي فشرده ملي را به در كند. واكنش كرش به نامه رحمتي و كنارهگيري موقت او از تيم ملي هم همان چيزي بود كه از مربي بزرگي مانند او انتظار ميرفت. او بدون اينكه توجه كند كه رحمتي به عنوان بهترين دروازه بان وقت ايران، يكي از ستارههاي اصلياش در راه رسيدن به جام جهاني برزيل است و ميتواند دروازه ايران را بيمه كند، او را كنار گذاشت و پاي تصميماش ايستاد، هر چند خط زدن رحمتي ميتوانست هزينههاي زيادي داشته باشد و به قيمت از دست رفتن جام جهاني تمام شود. كرش آن روزها در توضيح تصميم جنجالياش گفت به بازيكني كه به پيراهن تيم ملي كشورش پشت كند احتياج ندارد و تيم ملي جاي بازيكناني است كه مانند يك سرباز براي تيم ملي بجنگند و هيچ وقت نخواهند با بهانه كردن خستگي پا پس بكشند و نفسي تازه كنند و بعد برگردند.
حالا هم ماجراي پولادي و بقيه ملي پوشان كه با جعل مدارك كارت پايان خدمت گرفتهاند و دو سال خدمت سربازي نرفتهاند هم تفاوتي با كاري با رحمتي انجام داد نميكند، اگر چه خلاف فوتباليستهايي كه كارت پايان خدمت جعلي داشتهاند به مراتب بزرگتر است و شايد اين طور گفت كه قابل مقايسه نيست. اگر آن زمان مهدي رحمتي به پيراهن تيم ملي پشت كرد و تقاضاي استراحت كرد، امروز هم چند ملي پوش به لباس مقدس سربازي پشت كردهاند، لباسي كه تمامي جوانان كشور با افتخار آن را دو سال بر تن كردهاند و در سختترين شرايط از مرزهاي كشور پاسداري كردهاند و حتي برخي از آنها در اين راه جانشان را هم از دست دادهاند.
كرش با توجه به آن حركت رحمتي، او را ديگر به تيم ملي دعوت نميكند و اين دروازهبان را شايسته پوشيدن پيراهن تيم ملي نميداند اما حالا از كرشي كه آن سابقه در ذهن هاست چطور به خودش اجازه ميدهد وكيل مدافع بازيكناني شود كه به پيراهن مقدس سربازي پشت كردهاند و از مسئولان بخواهد كه به آنها اجازه پوشيدن پيراهن تيم ملي را بدهند، خواستهاي كه كاملاً با رفتار او با رحمتي در تناقض است.