سالهاست كه وزنهبرداري يكي از اميدهاي اصلي مدالآوري ورزش ايران در ميادين بينالمللي محسوب ميشود. درست از زماني كه حسين رضازاده ركوردشكني را آغاز كرد عادت كرديم به مدالهاي طلاي وزنهبرداران؛ به ويژه در سنگين وزن كه در يك دهه اخير هيچ كشوري جرات قد علم كردن جلوي ما را نداشت. اما از دست رفتن مدال طلاي جهاني امسال زنگ خطري بود براي وزنهبرداري ايران. البته بهرغم گلايههاي قهرمانان اين رشته به نظر ميرسد مسئولان هنوز صداي بلند اين زنگ خطر را نشنيدهاند!
رسيدن مدال طلا به يك ورزشكار ديگر خيلي سخت بود؛ به ويژه براي بهداد سليمي كه همگان منتظر قهرمانياش بودند. در شرايطي كه كسي انتظارش را نميكشيد روسها پس از سالها توانستند به آرزويشان برسند؛ كنار زدن وزنهبرداران كشورمان و ايستادن بر سكوي قهرماني دنيا آرزويي بود كه تصميمات نادرست مسئولان و بيتوجهي آنها تقديم روسها كرد.
اميد اول تيم ملي كسي نيست جز بهداد سليمي. او نه تنها براي ايران بلكه در وزنهبرداري جهان هم جزو نابغههاي اين رشته محسوب ميشود. اما پس از بازيهاي آسيايي شرايطي كه پولادمردان به آن نياز داشتند برايشان فراهم نشد و حاصل اين بيتوجهي را هم در جهاني قزاقستان ديديم. پشت سر گذاشتن المپيك آسيايي براي هر ورزشكاري است به خصوص براي ورزشكاري كه با تلاش بسيار به قهرماني ميرسد. همين مسئله موجب شد سليمي همچون ساير مليپوشان به خستگي مفرط دچار شود و به زمان بيشتري براي بازگشت به ميادين نياز داشت. با اين همه فدراسيون در تصميمي عجولانه تمامي مليپوشان را ملزم به حضور در ليگ برتر و رقابت با ساير ورزشكاران كرد. سليمي نيز همچون سايرين به تصميمات احترام گذاشت. منتها همين مسئله خستگي او را تشديد كرد تا آنجا كه براي وزنه زدن در قزاقستان به آمادگي صددرصد نرسيد و يك طلاي با ارزش از كف ورزش ايران رفت.
با اين وجود اين همه مشكلات نيست و نارضايتي سليمي به همين جا ختم نميشود. بازهم بيتوجهيهاي مسئولان انتقاد اصلي قهرمانان است. بهداد برايش سخت است وزير ورزش ايران شخصا قولي به او بدهد اما بعد از بازيهاي آسيايي با تغيير موضع وزير مواجه شود. براي كسي كه سالها در سنگين وزن جهان حرف اول را ميزده و به پيشنهادهاي وسوسه كننده زيادي پاسخ منفي داده غيرقابل قبول است كه مسئولان ارشد ورزش پيش از اعزام به رقابتهاي جهاني حتي يك بار هم سري به اردوها نزدند اما منتظر قهرماني سليمي بودهاند.
متأسفانه ورزش ما پر است از اين بيمهريها. كافي است چند دقيقه پاي درددل قهرمانان بنشينيد تا بخشي از دغدغههاي آنها را درك كنيد. بهداد سليمي تنها يكي از كساني است كه دل خوني از سوءمديريت و تبعيضها دارد. وزنهبرداري از جمله ورزشهاي پر هزينه و نفسگير است؛ ورزشي كه تيمملي كشورمان پيشرفت خوبي در آن داشته ولي آنچنان كه بايد قدر آن را ندانستهايم. موضوع مطرح شده از سوي بهداد سليمي بحث تازهاي نيست. تا بخواهيد ورزش مديراني دارد كه چند هفته به مسابقات مهم ياد ورزشكاران ميافتند، البته آن هم تورنمنتهايي كه بحث جايگاه در آسيا و المپيك مطرح و در آينده كاري مديران تأثيرگذار باشد، وگرنه رقابتهاي جهاني خريدار زيادي ندارد و آقايان ترجيح ميدهند انرژي خود را براي بازيهاي آسيايي و المپيك حفظ كنند.
اما اين رسم حمايت از قهرمانان نيست. اينكه در برههاي خاص هوايشان را داشته باشيم و پس از قهرماني تا دوره بعد سراغي از آنها نگيريم به هيچ وجه زيبنده ورزش ما نيست. ورزش حرفه اصلي قهرمانان ماست و در صورتي كه خيالشان از بابت دغدغههاي زندگي راحت نباشد نميتوانند به هدف خود برسند. حمايت مسئولان و نظارت آنها بر مديريت فدراسيونها انتظارات به حقي است كه اميدواريم توجه بيشتري به آن شود.