اين افسانه رشد اقتصادي ايران رسيد به مرحله اساسي و حساس خود. ميگوييد پس تكليف معلوم و مرجع معلوم و رشد معلوم و پرتقالفروش معلوم و... منم كه شب همه شب بيقرار خويشتنم!
لابد ميگوييد كه اولاد آدم بيا و به جاي شاعري برو سر اصل مطلب و من اول ميروم سراغ پرتقالفروش و بعد شما ميگوييد كه نه! اين قصه تكراري است و ما صد بار شنيدهايم و من يك روايت ديگرش را بيان ميكنم و شما شكار ميشويد از دست من و بالاخره ميگوييد كه جناب اولاد آدم بيا و جان كندني را بكن و اصلاً كج بنشين و راست بگو! و من خودم را ميزنم به نشنيدن و ميخواهم كار خودم را بكنم كه شما ميرويد و با بزرگترتان ميآييد و اول كاري كه ميكنيد تهديد است و....
ميبينيد اولاد آدم آنچه در اين ستون ميخواهد پيش بيايد را پيشگويي هم ميكند! آن وقت شما هي برويد سراغ مجلس و مركز آمار و نميدانم برادر بزرگتر! آب در كوزه و شما هنوز بيپرتقال ميگرديد؟ فصلش رسيده ديگر. الان پرتقال بدون رنگ شيميايي هم ميتوانيد بخريد. البته من آمار جيب شما را ندارم. خودتان اگر دستتان به دهانتان ميرسد، دستتان را بياوريد بالا تا آمارتان را بگيرم. بيراهه دارم ميروم؟ چشم. الان....
داستان پرتقالفروش از اين قرار است: معلم رياضياي سر كلاس يه مسئله طرح كرد تا بچهها حل كنن و گفت: ميوهفروشي ۱۵۰ عدد پرتقال خريد دانهاي ۲ ريال و فروخت دانهاي ۳ ريال و ۱۵۰ريال سود برد. معلوم كنيد... بعد يه كم مكث كرد و فهميد كه خودش جواب مسئله رو گفته. واسه اينكه به قول معروف خيت نشه گفت: حال پيدا كنيد پرتقالفروش را.
چي؟ ميگوييد تكراري بود! خب بله! داستان در اين ستون راستش جور ديگري است. من هل كردم: طرف از وانتي پرتقال ميخره بعد مياد خونه ميفهمه كه پرتقالا از تو فاسد شدن و وقتي ميره جايي كه وانتي بوده ميبينه جا تره و بچه نيست! بعد ميگه حالا پيدا كن پرتقالفروش رو (اين داستان رو خودم از خودم در آوردم! ها ها! ضرب المثله هر ضربالمثلي كه داستان نداره يعني اينكه از يكي يك چيزي برداشتي حالا پشيمون شدي مياي اونجا و ميبيني كه اي داد بيداد اونجا نيست آقاي فروشنده (از كجا معلوم شايد خانوم باشه!)
چشم! بله! فهميدم! بله. گليم. بله. درازتر نكنم. چشم! آهان خبر را بنويسم. چشم! چي؟ پسر خاله نشوم! آهان محاورهاي ننويسم وسط متن جدي! سردبير گفته! چشم....
رئيس كل بانك مركزي با تأكيد بر اينكه آمار بانك مركزي بر اساس استانداردها و مدلهاي بينالمللي استخراج ميشود، گفته برخي افراد، تشكيكهايي در آمار رسمي اعلامي از سوي بانكمركزي مطرح ميكنند و با اين امر، مشكل اجتماعي به وجود آورده و باعث بياعتمادي مردم ميشوند. رئيسكل بانكمركزي در پاسخ به منتقدين در خصوص نرخ اعلامي تورم تشريح كرد: من به ضرس قاطع ميگويم هيچ كس نميتواند در آمار بانكمركزي اعمال سليقه كند. همه بر مبناي روشهاي دقيق علمي است و براي اينكه هيچ شبههاي نباشد از رئيسجمهور اجازه گرفتهام به محض اينكه اداره آمار اقتصادي بانك مركزي، آمار را توليد كرد بلافاصله روي سايت بانك مركزي قرار گيرد. بنده نيز از طريق سايت از آخرين آمار مطلع ميشوم؛ توليد دقيق و بهموقع آمار اقتصادي به سرمايهگذار علامت ميدهد و امكان برنامهريزي در اقتصاد را فراهم ميسازد.
اولاد آدم در راستاي هماهنگيهاي صورت پذيرفته در همين محل توسط مقامات عاليرتبه روزنامه با پرتقالفروش محل، از كليه كساني كه دنبال پرتقالفروش ميگردند ميخواهد كه نگردند. اولاد آدم گشت، پيدا نشد! شما آمارچي محترم و شما نماينده محترمتر مجلس و شما... بله، هل نده برادر، به همه ميرسد... تشكيك كار شيطان است. ضرس قاطعتان را نگه داريد ديگر...
ختم كلام: رئيسكل بانكمركزي در بخش ديگري از سخنان خود با تأكيد بر اينكه بايد با دقت و وسواس تلاش كنيم تا سرمايهگذار بتواند پيشبينيهاي لازم را انجام دهد و اقتصاد قابل پيشبيني شود، خاطرنشان كرد: هيچ سرمايهگذاري نميتواند بدون ابزار لازم، برنامهريزي كند. ما ابزار لازم را در اختيار سرمايهگذار و فعال اقتصادي قرار ميدهيم تا به حركت مثبت خويش ادامه دهد. ادامه دهد. ادامه ده. ادامه د. ادامه. ادام. ادا. اد. ا....