کد خبر: 687842
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۶
اشاراتي چند درباره«زندگي و زمانه محمدعلي فروغي»
عبدالحسين آذرنگ

 

كتابي كه به شما معرفي مي‌شود، پايان‌نامه دكتراي نويسنده آن در دانشگاه يوتاست و با همان ساختار معمول در پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي متكي به اسناد و منابع، مراعات اصول تحقيق و ضوابط علمي است كه همواره استادان راهنما و مشاور به دانشجويان خود توصيه مي‌كنند. از اين‌رو ترجمه پايان‌نامه‌هايي به زبان فارسي، به‌ويژه اين پايان‌نامه كه موازين پژوهشي در آنها رعايت شده‌اند و موضوع آنها براي خوانندگان ايراني سودمند است، حتماً به ارتقاي پژوهش‌ها در ايران خصوصاً در ميان دانشجويان كمك خواهد كرد. ناشر كتاب هم در يادداشت خود بر اين نكته تأكيد كرده است.

نويسنده در اين اثر تحقيقي مجمل و به‌دور از حاشيه‌پردازي و تفصيل غيرلازم مهم‌ترين و اصلي‌ترين اطلاعات را در‌باره محمدعلي فروغي گردآوري، سرند و بررسي كرده است. برخي نكات كه در باره او مي‌گويد، به‌ويژه آنچه به اتكاي اسناد وزارت خارجه انگليس و امريكا و نشريه‌هاي خارجي در نوشته‌اش آورده است و معمولاً بهتر مي‌توانيم به آنها دسترسي داشته باشيم، شايسته توجه است. پژوهشگران تاريخ معاصر ما حتماً در بررسي‌هاي خود به اين نكات توجه خواهند كرد و نظر كارشناسانه خود را در نقد و معرفي‌ها ابراز خواهند داشت.

فروغي شخصيتي چند وجهي است. نقش سياسي كه او در يكي از حساس‌ترين دوره‌هاي تاريخي ايران به عهده گرفت و انتقال قدرت و سلطنت را ماهرانه ساماندهي كرد، با همه جنبه‌هاي آشكار و پنهان اين ماجرا نقشي نبود كه هر سياستمداري بتواند به عهده بگيرد. تأثيرهاي عميقي كه او در سياست‌ها و فعاليت‌هاي فرهنگي عصر خود به جا گذاشت، تأثيراتي كه هنوز هم ادامه و پيامد دارند، به اين زودي‌ها از صدر فهرست موضوع‌هاي پژوهشي داراي اولويت خارج نخواهد شد. البته موافقان و مخالفان فروغي از هر دو دست بسيارند. چالش ميان آنها كه معمولاً از مفروضات و ديدگاه‌هاي تحليلي مبتني بر آنها سرچشمه مي‌گيرد، شعله‌اش با هر سند يا تحليل تازه‌اي افروخته مي‌شود. در حقيقت اين چالش به فروغي و امثال او منحصر نيست. هر سياستمداري كه پيوندگاه ميان دو فصل از تاريخ قرار بگيرد، چالش‌برانگيز است. چگونگي بسته و باز شدن دو فصل از تاريخ ايران از جهاتي با اين كتاب روشن‌تر مي‌شود، اما لاجرم پرسش‌هايي كه به ميان مي‌آورد، در عين حال مي‌تواند انگيزه‌اي براي مطالعات تازه‌اي باشد. به هر حال اميدوارم تاريخ‌پژوهان از اين كتاب سود ببرند. دونكته در‌باره ترجمه اين اثر را با خوانندگان در ميان مي‌گذارم. در چند جاي كتاب با پرسش‌هايي روبه‌رو شدم كه با نويسنده در ميان نهادم. ايشان هم در‌صدد پاسخ برآمدند كه متأسفانه حادثه ناگواري براي فرزندشان پيش آمد و هيچ حال و مجالي برايشان باقي نگذاشت كه به سؤالات پاسخ بدهند. از اين‌رو در مواردي كه مترجم خود مي‌توانست رأساً تصميم بگيرد، تصميم گرفت و اعمال كرد، اما مواردي از حوزه اختيارات او خارج بود كه به آگاهي خوانندگان مي‌رسد:

ـ در چند جا كه مطلب از روزنامه اطلاعات نقل شده، نقل به مضمون است، نه به عبارت. مترجم نتوانسته است شماره‌هاي مد‌نظر نويسنده را بيابد. البته در صحت رويدادهايي كه نويسنده به آنها اشاره كرده است، ترديدي نيست، زيرا با منابع ديگري مطابقت داده شده است. هر جا كه نويسنده به منبعي ارجاع داده است، جز اسناد آرشيوهاي خارجي كه مترجم امكان دسترسي به آنها را نداشته است، مطلب با اصل منبع تطبيق داده شده، يعني بررسي استنادي انجام گرفته است، جز چند مورد كه نويسنده از ابراهيم صفايي نقل كرده و مترجم عين عبارت را در نوشته صفايي نيافته و لاجرم نقل به مضمون شده است.

ـ مطلبي كه نويسنده در باره «شركت فرهنگ» نوشته است [ص 66 كتاب] پيش از انتشار اسناد دست اولي است كه در مجموعه اسناد امين‌الضرب بوده و بخش مربوط به شركت فرهنگ به كوشش استاد ايرج افشار در مهدوي‌نامه به چاپ رسيده است. با انتشار اين اسناد، اطلاعات تازه‌اي در باره آن شركت كه جايگاه بسيار بااهميتي در تاريخ نشر كتاب در ايران دارد و نيز برخي فعاليت‌هاي جنبي آن در اختيار قرار گرفته است كه خوانندگان علاقه‌مند مي‌توانند به آنها رجوع كنند. همچنين به برخي اطلاعات مهم ديگر در اين باره كه در خاطرات احتشام‌السلطنه و در منابع ديگر آمده پرداخته شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها