کد خبر: 687091
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۷:۰۲
داستان ياغي‌ها در فوتبال ايران خواندني است، داستان بازيكناني كه در فوتبال دوقطبي و سرخابي ايران در سال‌هاي دور و نزديك ناگهان سر از تيم رقيب در‌مي‌آوردند
سعيد احمديان
 داستان ياغي‌ها در فوتبال ايران خواندني است، داستان بازيكناني كه در فوتبال دوقطبي و سرخابي ايران در سال‌هاي دور و نزديك ناگهان سر از تيم رقيب در‌مي‌آوردند، استقلالي‌هايي كه پيراهن پرسپوليس را مي‌پوشيدند و پرسپوليسي‌هايي كه استقلالي مي‌شدند. پوشيدن پيراهن رقيب مساوي بود با ياغي‌گري و جنجالي به راه مي‌افتاد كه تا سال‌ها دامن بازيكناني كه پيراهن آبي و قرمز را با هم عوض مي‌كردند مي‌گرفت. البته سال‌هاست ديگر در فوتبال ايران نمي‌توان نشان از نسل بازيكنان ياغي را يافت، آنها تمام شده‌اند و بايد در خاطرات جست‌وجويشان كرد، بازيكناني كه همه چيز را به جان مي‌خريدند و جان‌سخت بودند، جان‌سخت مقابل تماشاگراني كه باورشان نمي‌شد ستاره‌شان را با پيراهن تيم رقيب مي‌بينند. همين بود كه سيل فحش و ناسزاها استاديوم را پر مي‌كرد، اين را مي‌توانيد از مهدي هاشمي‌نسب بپرسيد، مدافعي كه در اوج محبوبيت در پرسپوليس، سر از استقلال درآورد و همين سبب شد تا به خاطر اين تغيير رنگ هزينه‌هاي زيادي بدهد.
البته او تنها نيست و با مرور تاريخ سرخابي‌هاي پايتخت مي‌توان بازيكنان ديگري را هم رديف كرد كه وقتي پيراهن تيم رقيب را پوشيدند، لقب ياغي به پيشاني‌شان چسبيد. حالا در گذر زمان كمتر بازيكني است كه بتواند در كنار اين ستاره‌هاي مشترك تاريخ آبي و قرمز قرار بگيرد، شايد ديگر اين نسل تكرار نشوند، نسلي كه هر چند ياغي بود اما در زمين فوتبال كم نمي‌گذاشت و به پيراهني كه در روز مسابقه مي‌پوشيد تعصب داشت، اگر چه تماشاگران تيم سابقشان انگ بي‌تعصبي به آنها مي‌زدند اما آنها در گوش‌هايشان پنبه بود و تنها به اين فكر مي‌كردند كه بهترين بازي‌شان براي تيم جديدشان باشد. پارادوكس عجيبي بود براي ياغي‌ها، در روزگاري كه پوشيدن پيراهن تيم رقيب بزرگ‌ترين گناه بود و خائن ناميده مي‌شدند.
اما هر چه بود اين نسل ياغي‌ها يك چيز داشت كه امروز ديگر حتي با ذره‌بين هم نمي‌توان در فوتبالي‌ها آن را پيدا كرد، پيراهني كه مي‌پوشيدند برايشان مقدس بود، فرقي نمي‌كرد روزي پيراهنشان قرمز باشد و روز ديگر آبي، آنچه برايشان هدف بود جنگيدن براي پيراهني بود كه مي‌پوشيدند، هرچند خيلي‌ها به بازيكنان سرخابي كه به تيم رقيب رفتند انگ بي‌تعصبي مي‌زنند اما شايد بايد تعريف ديگري از تعصب ارائه داد و تعصب به تيم را به تعصب با تمام وجود بازي كردن تعميم ‌داد؛ موضوعي كه نسل ياغي‌هاي گذشته فوتبال ايران، آن را در چنته داشتند و چه در استقلال و چه در پرسپوليس، متعصب بازي مي‌كردند و با تمام وجود براي پيروزي تيمشان تلاش مي‌كردند، همين جنگيدنشان براي پيروزي تيمشان بود كه يادگارش براي آنها مصدوميت‌ها و سرشكستن‌هايي بود كه نشان از تعصب به پيراهني داشت كه مي‌پوشيدند و طاقت ديدن اشك‌هاي سكوها را نداشتند و با گريه‌هاي تماشاگران گريه مي‌كردند و با خوشحالي‌شان شاد بودند.
امروز اما در آستانه يك دربي ديگر خبري از تعصب نيست و شايد بي‌معني‌ترين واژه براي فوتباليست‌هاي امروز استقلال و پرسپوليس كلمه‌اي به نام تعصب باشد، چه آبي بپوشند و چه قرمز ديگر برايشان پيراهن مقدس نيست، خبري از جنگيدن با تمام وجود براي پيروزي نيست و كمتر مي‌توانيد بازيكني را پيدا كنيد كه با جان و دل در زمين بازي تكل بزند و بجنگد و كم نگذارد. بازيكنان امروز برخلاف بازيكنان ديروز و البته ياغي‌هاي سرخابي، ديگر برايشان شادي و غم هوادار مهم نيست و با راه رفتن در زمين بازي، ثانيه‌ها را مي‌شمرند تا داور سوت پايان را بزند و با وجود شكست در دربي‌ها، به مجالس بزم شبانه‌شان برسند، اين ميراث پول است، پولي كه باعث شده نسل فوتباليست‌هاي متعصب و ياغي‌هاي با تعصب، بخشكد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار