ديروز بود كه دو نماينده مجلس وعده دادند تا پرونده فساد در فوتبال در مجلس به نتيجه برسد و متخلفان به قوه قضائيه معرفي شوند. وعده تازه مجلسيها در شرايطي است كه پرونده فساد و تباني در فوتبال هر سال كه ميگذرد قطورتر ميشود و اين وعدهها تنها در حد حرف باقي ميماند. خط و نشان ديروز دو نماينده مجلس البته تازگي نداشت و بارها در چند ماه گذشته اهالي بهارستان وعده داده بودند كه ميخواهند بالاخره اين پرونده را به سرانجام برسانند و متخلفان را به نهادهاي قضايي معرفي كنند. البته هر بار با گذشت زمان، اين وعدهها هم فراموش ميشد تا خبري از قرائت گزارش پرونده فساد و تباني در فوتبال كه قرار بود توسط كميسيون اصل 90 تهيه شود نباشد و اين پرونده همچنان در پيچ و خم راهروهاي بهارستان گير كرده باشد. البته علاوه بر مجلس، وزرات ورزش هم درباره لزوم برخورد با اين پديده بارها هشدارهاي لازم را داده است.
آخرين بار آن هم دوشنبه بود كه وزير ورزش بدون اينكه از فدراسيون فوتبال نام ببرد عنوان كرد فدراسيوني هست كه زد و بند و تباني در آن بيداد ميكند اما او به خاطر اينكه اقدامش منجر به تعليق فوتبال ايران ميشود نميتواند به اين فدراسيون ورود و آن را پاكسازي كند. صحبتهاي محمود گودرزي و اعلام ناتوانياش براي برخورد با فسادي كه در فدراسيون فوتبال وجود دارد هر چند تلخ است اما اين ميتواند يك پيام روشن به مجلس و قوه قضائيه داشته باشد كه براي پاك شدن فوتبال و برخورد با كساني كه فضاي فوتبال را آلوده ميكنند اقدامات جديتري را انجام دهند.
اگر چه مسئولان فدراسيون فوتبال و در رأس آن علي كفاشيان وجود هرگونه فساد در فوتبال را انكار ميكنند اما وجود شبكههاي مافيايي زد و بند و دلالي در فوتبال ايران موضوعي نيست كه قابل كتمان باشد و اهالي فوتبال هم بر فعاليتهاي مجرمانهاي كه در اين رشته ورزشي سال به سال بيشتر ميشود اعتراف ميكنند. به هر حال گردش مالي چندصد ميلياردي فوتبال در طول يك فصل، سبب شده تا خيليها از اين رشته ورزشي به عنوان يك منبع بزرگ براي كسب درآمدهاي نامشروع از طرق مختلف استفاده كنند و همين باعث شده تا فساد گستردهاي فوتبال را در بر بگيرد. نكته قابل تامل اينجاست كه كمترين برخوردي هم با چهرههاي فاسد فوتبال از بازيكن گرفته تا مربي و مدير صورت نميگيرد تا در حالي كه خطري آنها را تهديد نميكند، از اين ورزش براي رسيدن مقاصد سوءشان استفاده كنند. نكته قابل تاملتر درباره پولي است كه از حساب دولت و بيتالمال در فوتبال هزينه ميشود و اين پول در چرخه فساد، حسابهاي مافياي فوتبال را پرتر ميكند.
در اين شرايط بايد برخلاف گذشته شعار را كنار گذاشت و وارد ميدان عمل شد. با اين سطح از تخلفات در فوتبال نبايد كمترين اغماضي با متخلفان صورت بگيرد و دست آنها بايد از فوتبال ايران كوتاه شود. اين خواسته در سالهاي گذشته تبديل به يك مطالبه عمومي شده است و مردم هم خواستار اين هستند تا اين رشته محبوب ورزشي از ناپاكيها، پاك شود. در اين شرايط به نظر ميرسد بايد مجلس و قوه قضائيه جديتر از قبل وارد موضوع پروندههاي گسترده فساد و بياخلاقيهاي رايج در فوتبال شود. موضوع فساد سازماندهي شده در فوتبال هر چقدر كه ميگذرد گستردهتر ميشود و بايد هر چه زودتر جلوي آن را گرفت. به همين خاطر وظيفه مجلس و نهادهاي نظارتي و قضايي اهميت ويژهاي پيدا ميكند و اين نهادها بايد هر چه سريعتر اين پرونده را به نتيجه برسانند و بر خلاف گذشته با اهمال كاريشان اجازه ندهند تا فوتبال بيشتر از اين در منجلاب فساد فرو برود. اين امر اراده مسئولان را ميخواهد نه وعدههايي كه هر چند وقت يكبار ميدهند و آن را فراموش ميكنند.