
در عصري زندگي ميكنيم كه به لطف بروز، ظهور و پيشرفت تكنولوژي و همچنين با ورود فضاي مجازي و اينترنت در سطحي گسترده به اوقات فراغت نسل جوان جامعه، شاهد اين مسئله هستيم كه جوانان هم از اين دنياي شگفتانگيز و به اصطلاح آوار اپليكيشنهاي گوناگون استقبال شديد و بيبديلي دارند و به نوعي تمام اوقات، زمان و شرايط كاري، تحصيلي و زندگي خود را با فضاي مجازي مچ كرده و وفق ميدهند تا از ميزان حضورشان در اين فضا كاسته نشده و از اتفاقاتي كه در آن رخ ميدهد و حرفها و حديثهايي كه توسط كاربران به يكديگر منتقل ميشود غافل نباشند.
گاهي اوقات جوانان در اين فضاها به رقابت در زمينههاي مختلف با يكديگر پرداخته و اين نوع زيستن را زندگي دوم خود ميدانند. اين زندگي دوم روزبهروز گستردهتر شده و همين امر باعث ايجاد ابعاد مختلف در فضاي مجازي ميشود. در كل بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه حضور دائم كودكان، نوجوانان و جوانان كشور ما در اين شبكهها و فضاهاي مجازي به وجود آورنده تأثيرات مثبت و منفي مختلفي بر سبك زندگي آنهاست.
ايجاد برخي اختيارات و فرصتهاي آموزشي و ارتباطي درسي و تحصيلي از جمله موارد مثبت، مفيد و ثمربخش اينگونه فضاها است اما حضور در اين فضا امكان بروز و ظهور آسيبهاي خانوادگي و در نهايت اجتماعي را به همراه دارد.
در اين بين، بديهي است كه با بالا رفتن بيسابقه رشد تكنولوژي و بروز شبكههايي همچون وايبر، ويچت، نيمباز، تانگو و واتسآپ و... و همچنين پيشرفت وسايل ارتباطجمعي، ورود به اين واديها باعث نمايان شدن تضادها و همچنين آسيبهاي بيشمار شده كه در نتيجه، آن را متوجه شخصيت جوانانمان ميكند. اين گونه مسائل تا جايي پيش ميرود كه در كنار همه كاربردها و خصوصيات منحصر به فرد، شاهد ظهور چالشهاي زيادي در جوامع و بهويژه در جامعه امروزي خودمان نيز باشيم، چالشها و دغدغههايي كه حتي در جوامع كشورهايي همچون امريكا هم ضعفها و دردسرها و نگرانيهاي خاص خود را در پي داشته است.
تغييرات حاصل از ورود به دنياي تكنولوژي
ورود به هزاره سوم تقريباً با آغاز شبكههاي اجتماعي مجازي همراه و مقارن شده و شبكههايي كه هر آنچه را جوان در زندگي طبيعي در پي آن است در خود نهفته دارد.
زندگي مجازي تحولات و تغييرات طبيعي سبك زندگي را از نوجواني به جواني از مسير طبيعي خود خارج كرده و اين دو قشر در حالي اين سنين حساس را سپري ميكنند كه نميتوانند به خوبي از آن بهره گيرند. وقتي در رابطه با اين مسائل با دكتر تهمينه شاوردي صحبت ميكنم او نيز حرفهاي مرا تأييد ميكند و ميگويد: مهارتهاي اجتماعي در سنين نوجواني و جواني و در بطن خانواده و پس از آن در جامعه واقعي فرا گرفته ميشوند اما فاصلهاي كه برخورداري از سواد رسانهاي ميان نسل والدين و فرزندان ايجاد كرده، مانع از پرورش مهارتها به طور كامل شده است بلكه باعث شده مرحله جامعهپذيري آنها به صورت كامل شكل نگيرد. رفتار خارج از نرم اجتماعي، عدم تعامل با اعضاي خانواده و خويشاوندان و تمايل به تكروي نتيجه عبور از اين گذار نامناسب است. به اين خاطر است كه شاهد رفتار انزواگرايانه و فردگرايانه جوانانمان و همچنين گرايش روزافزون آنها به فضاهاي مجازي به اصطلاح اجتماعي و درد دل كردن با غريبههاي مجازي هستيم.
آمار افراد تحت پوشش شبكههاي اجتماعي
دكتر شاوردي ميافزايد: طبق آمار جهاني هر ثانيه چهار نفر به شبكههاي اجتماعي افزوده ميشوند و تنها فيسبوك بيش از يك ميليارد نفر را تحت پوشش خود دارد. طبق آمارهاي جهاني حدود 23 ميليون نفر از كاربران فيسبوك در خاورميانه زندگي ميكنند كه 46 درصد آنها يعني حدود 11 ميليون نفر ايراني هستند و با توجه به اينكه قشر جوان بيشترين كاربران شبكههاي اجتماعي را معمولا به خود اختصاص ميدهند ميتوان دريافت كه درصد قابل توجهي از جوانان ما بخشي از اوقات خود را در اين شبكههاي سپري ميكنند.
در كنار مزايايي كه شبكههاي اجتماعي مجازي دارند همچون خدمات به اشتراكگذاري عكس و فيلم و فايل، ايجاد انسجام جمعي ميان گروههاي قومي، مذهبي، سياسي و... انتقال يافتهها و تجارب شخصي هنري و علمي، تقويت حركتها و جريانهاي داوطلبانه و انساندوستانه، ميتوان به يكي از مهمترين معايب يعني اتلاف وقت مفيد در ميان قشر وسيعي از كاربران اشاره كرد.
حضور جوان در كلاس اما فكرش در جاي ديگر
دكتر شاوردي تصريح ميكند: آنلاين بودن و در دسترس بودن يكي از ويژگيهاي اين شبكههاست و اين امر باعث شده در هر مكاني كاربر خود را با اين شبكهها مرتبط سازد. گاهي دانشجويان يا دانشآموزان حتي در كلاس درس قدرت تمركز خود را از دست داده و درگير خواندن يا پاسخگويي به پيامهاي دوستانشان ميشوند. انجام اين مسئله در مهمانيها، حين مطالعه، صرف غذا و درس خواندن نيز براي آنها اجتنابناپذير شده است. اين در حالي است كه اكثر جوانان به اين مسئله معترف هستند و مطالعات نيز نشان داده است كه نزديك به 30 درصد كاربراني كه فيسبوك را ترك كردهاند دليل ترك خود را اشتغال بيش از حد در اين شبكهها و اتلاف وقت ذكر كردهاند.
فقط درد دل با غريبهها
به گفته اين دكتراي جامعه شناسي، وقتي در رابطه با اين شبكهها بيشتر دقت ميكنيم متوجه اين قضيه ميشويم كه اين روزها فضاهاي مجازي، فضاهايي با عنوان Second Life «زندگي دوم» ناميده شده و به راحتي و سهولت در اختيار و استفاده كودك، نوجوان و جوان قرار گرفتهاند تا آنها دقيقا همانند جامعه بيروني با يكديگر در ارتباط، تعامل، همكاري، درد دل كردن و... بوده و به وسيله همفكري با افراد ناشناسي كه تاكنون حتي آنها را نديدهاند همچنان در رؤياپردازي براي ساختن فرداها و آيندهاي بهتر و بيدغدغه غرق باشند. بايد به اين باور رسيده باشيم كه شبكههاي مثلاً اجتماعي و حضور متداوم در آنها اثرات سوئي در زندگي فرد ميگذارند.
حضور در اين شبكهها نياز به مديريت دارد
دكتر تهمينه شاوردي با بيان اين مطلب كه به نظر ميرسد تأثيرگذاري رسانههاي مدرن از همه ابعاد آن قابل تأمل است همچنين يادآور ميشود: تا دستيابي به يك وضعيت مناسب و پايدار جوانان بايد بكوشند زماني را كه در شبكههاي اجتماعي حضور دارند مديريت كنند. ايجاد گروههاي خانوادگي در اين شبكهها نيز ميتواند تعامل ميان دو نسل را افزايش دهد كه البته لازمه آن افزايش سواد رسانهاي نسل والدين است.
با توجه به اينكه جريان كاربران طي دو، سه سال اخير به طرف تلفنهاي همراه هوشمند پيش رفته است استفاده از برنامههاي كاربردي همچون آموزش زبان نيز ميتواند كيفيت استفاده از اين وسيله را افزايش داده و به گسترش مهارتهاي كاربران بيفزايد.