
بحران اوكراين به يك سالگي خود ميرسد و به نظر نميرسد كه بتوان نقطه پاياني براي اين بحران ترسيم كرد. دو انتخابات در فاصله كوتاه يك هفتهاي بين 26 اكتبر تا دوم نوامبر در اين كشور برگزار شده كه نماي بحران را به نام انتخابات به تصوير كشيده است. 26 اكتبر روز انتخابات براي تعيين نمايندگان پارلمان اوكراين بود كه به جز قريب به 3 ميليون شهروند ساكن در مناطق شرقي، مابقي شهروندان به پاي صندوقهاي رأي رفتند كه نتيجه آن در پيروزي قابل انتظار احزاب غربگرايي مثل همبستگي، اودار، استقلال، جبهه مردمي و سرزمين پدري بود. اين احزاب متعلق به شخصيتهاي اصلي حاكم مثل پترو پروشنكو، رئيسجمهور و آرسني ياتسنيوك، نخست وزير يا افراد نزديك به حلقه اصلي قدرت مثل ويتالي كليتشكو يا خارج از قدرت اما مطرحي مثل يوليا تيموشنكو هستند. بنا بر اين، آن انتخاباتي براي ميراثداران انقلاب نارنجي 2004 يا قيام سال جاري هستند كه اكنون در پارلمان اين كشور اكثر كرسيها را از حزب پيشين مناطق پس گرفتهاند. در مقابل، انتخابات دوم نوامبر روي ديگر سكه را در دو منطقه جداييطلب شرقي نشان داد كه طي آن، الكساندر زاخارشنكو به رهبري منطقه دونتسك انتخاب شد و ايگور پلاتنيتسكي هم با پيروزي انتخابات در منطقه لوهانسك به رهبري اين منطقه رسيد.
اين دو انتخابات به واقع در امتداد بحران قابل ارزيابي است و به لحاظ هويتي چندان تفاوتي از تنش نظامي دو طرف ندارد هر چند كه به نام صندوق و رأي انجام شد. در اين صورت، هر دو انتخابات مهر تأييدي است بر تداوم تنش در اوكراين كه بيش از هر چيز نقطه پاياني بر بحران اين كشور را كمرنگتر از گذشته ميكند. حالا با اين وضعيت بايد ديد كه بحران در خود اوكراين چگونه پيش ميرود و در عرصه بينالملل، اين جنگ انتخاباتي چه نقشي در تقابل روسيه با غرب بر سر بحران اوكراين خواهد داشت. همانگونه كه همهپرسي در شبهجزيره كريمه راه بيبازگشتي در پيش روي روسيه و غرب قرار داد، اين انتخابات هم ميتواند چنين نقشي داشته باشد يا آنكه يك نتيجه انتخابات به خصوص در دو منطقه شرقي را بايد تنها مهرهاي گذرا در فرايند بحران اوكراين دانست.
مشروعيت تنش
اولين و مهمترين نتيجه هر دو انتخابات در مشروعيتي است كه برگزاركنندگان و پيروزهاي هر دو براي خود و اعمالشان قائل هستند. هر چند كه پترو پروشنكو از طريق انتخابات عمومي به مقام رياست جمهوري رسيد اما انحلال پارلمان به فرمان او باعث شده بود تا اقداماتش به لحاظ قانوني از چنان مشروعيتي برخوردار نباشد. اين موضوع به ويژه از جهت اقتصادي و سياستهاي پروشنكو در اين زمينه اهميت خاصي دارد زيرا او بايد تصميمات مهمي در مواردي مثل تأمين گاز از روسيه و تعهدات اوكراين در قبال آن و همچنين روابط اقتصادي با اتحاديه اروپا بگيرد. معلوم است كه اين تصميمات بدون تأييد پارلمان نميتواند از آن وجهات قانوني مورد قبول برخوردار باشد. گذشته از اين موضوع اصلي، او بايد صبر ميكرد تا با انتخابات و تشكيل پارلمان، وضعيت فراكسيونها و جبههبنديهاي پارلمان معلوم شود و بداند از چه ميزان حمايت نمايندگان در سياستهاي اقتصادي خود برخوردار است. نكته اصلي ديگر در مورد سياستهاي او در قبال جداييطلبان مناطق شرقي است كه تاكنون، يك تنه مسئوليت كار را به عهده گرفته بود و آتشبس نيمبند فعلي هم محصول همين است اما در هر صورت احتياج به رأي تأييد نمايندگان دارد. شايد مقوله مشروعيت بيش از پروشنكو و دولت مستقر در كيف براي جداييطلبان اهميت دارد به خصوص اينكه آنها براي جمهوري خود احتياج به رئيسجمهوري دارند. دو انتخابات در مناطق دونتسك و لوهانسك در اين جهت انجام شد تا آن كه هر دو منطقه رهبر مشخصي داشته و او زبان رسمي جداييطلبان باشد. اين موضوع از جهت مذاكرات با كيف و واسطههاي روس و اتحاديه اروپا اهميت دارد زيرا تاكنون جاي رهبر جداييطلبان در اين مذاكرات خالي بود كه اين جاي خالي با تعيين دو رهبر لوهانسك و دونتسك پر ميشود.
انتخابات در ميان روسيه و غرب
سياست روسيه و غرب در قبال انتخاباتها در دو سوي اوكراين يكسان نبوده است. روسيه اعلام كرده نتيجه انتخابات هر دو طرف را خواهد پذيرفت اما غرب تنها حاضر شده نتيجه انتخابات كيف را بپذيرد و در مورد انتخابات در مناطق شرقي همصدا با دولت كيف، آن را فاقد مشروعيت ميداند و حاضر به پذيرش نتيجه آن نيست. اين اختلاف نظر بين روسيه و غرب در ادامه مواضع دو طرف طي يك سال اخير از بحران اوكراين است و چيزي غيرقابل انتظار نبود. روسيه با پذيرش نتيجه هر دو سو سعي دارد تا همچنان خود را در چنان موقعيتي نشان دهد كه نقش ميانجي دارد اما غرب روسيه را متهم به جانبداري از جداييطلبان ميكند و دليلش هم در پذيرش نتيجه انتخابات مناطق شرقي از سوي مسكو است. نكته جديد در لحن مقامات غربي است كه نسبت به گذشته روسيه را بسيار محتاطانهتر سرزنش ميكنند. برنادت ميهن، سخنگوي شوراي امنيت ملي كاخ سفيد در بيانيهاي ضمن تقلبي خواندن انتخابات مناطق شرقي تنها نگراني و تأسف شديد كاخ سفيد از بيانيه وزارت خارجه روسيه مبني بر پذيرش نتيجه آن را اعلام كرد. وزارت خارجه امريكا هم همين واكنش را داشته و همين خط از واكنش در اظهارات خانم فدريكا موگريني، مسئول جديد سياست خارجه اتحاديه اروپا و فرانك اشتاين ماير، وزير امور خارجه آلمان ديده شد. اشتاين ماير در گفتوگو با روزنامه اشتوتگارتر ناخريشتن ضمن به رسميت نخواندن نتيجه انتخابات مناطق شرقي از دولت روسيه تقاضاي خويشتنداري داشت. به نظر ميرسد غرب در اين جنگ انتخاباتي حداقل در وضعيت فعلي قصد تقابل جدي با روسيه را ندارد هر چند كه برخي مقامات غربي حرف از وضع تحريمهاي جديد ميزند. خانم موگريني از تحريم جديد عليه روسيه گفت اما خود او هم اقرار كرد كه اين سياست در تغيير نگرش مسكو تاثيري ندارد و شايد همين امر هم موجب شده تا مقامات غربي در اين جنگ انتخاباتي محتاطانهتر عمل كنند. از طرف ديگر، تحريمها عليه روسيه هزينههاي قابل توجهي هم براي طرف غربي و به خصوص كشورهاي اروپايي در پي داشته تا آنجا كه اتحاديه اروپا مجبور به پرداخت صدها ميليون يورو به كشاورزانش بابت خسارتهاي وارده از اين تحريمها شد. مسئله انرژي و گاز صادراتي روسيه در ماههاي سرد در پيش رو هم موضوع ديگري است كه حداقل كشورهاي اروپايي را مجبور به سياست محتاطانه در قبال روسيه ميكند. در هر صورت، جنگ انتخاباتي در اوكراين بحران اين كشور را جان ديگري داده اما باعث نشده تا غرب اين بار و براي حمايت از كيف به صورت جدي مقابل روسيه بايستد و به جاي آن، فقط به هشدارهاي لفظي به مسكو بسنده كرده است.