کد خبر: 684008
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۵
انتخابات رياست جمهوري برزيل در دور دوم در حالي با پيروزي «ديلما روسف» به پايان رسيد كه به نظر مي‌رسد دوره زمامداري روسف و حزب كارگر مي‌تواند در كنار چالش‌هايي همچون فساد و نابرابري‌هاي اقتصادي، چشم انداز روشني را در عرصه سياست‌هاي اجتماعي براي اين كشور ترسيم كند.
روح‌الله صالحي
انتخابات رياست جمهوري برزيل در دور دوم در حالي با پيروزي «ديلما روسف» به پايان رسيد كه به نظر مي‌رسد دوره زمامداري روسف و حزب كارگر مي‌تواند در كنار چالش‌هايي همچون فساد و نابرابري‌هاي اقتصادي، چشم انداز روشني را در عرصه سياست‌هاي اجتماعي براي اين كشور ترسيم كند.
روز يك‌شنبه (4 آبان) 1393 مردم برزيل در دور دوم انتخابات رياست جمهوري به پاي صندوق‌هاي رأي رفتند تا سرنوشت كشور خود را براي چهار سال ديگر تعيين كنند. در دور دوم، ديلما روسف از حزب كارگران با كسب 64/51 درصد آرا به عنوان نخستين رئيس‌جمهور زن برزيل براي دومين بار به پيروزي دست يافت. دور اول انتخابات رياست جمهوري برزيل در مهرماه با پيشتازي «ديلما روسف» و «آئسيونوس» از حزب سوسيال دموكراسي برگزار شد و به دليل اينكه هيچ يك از نامزدها اكثريت آرا را به دست نياورد به دور دوم كشيده شد. پيروزي روسف براي دومين بار و ادامه قدرت حزب كارگران اين كشور به زعم برخي كارشناسان، آينده روشني را براي برزيل رقم خواهد زد. پيروزي روسف در حالي رقم خورد كه امريكا به صراحت از نامزدي نوس حمايت مي‌كرد به طوري كه روزنامه گاردين در گزارشي پيش از برگزاري دور دوم انتخابات، روسف را نماينده فقرا و نوس را نماينده امريكا معرفي كرده بود. با اين پيروزي دوره حاكميت حزب كارگر كه ۱۲ سال در قدرت بود براي يك دوره چهار ساله تمديد شد. روسف در تبليغات انتخاباتي خود، وعده‌هاي اقتصادي داده و بر لزوم اصلاحات سياسي، افزايش ميزان توليدات داخلي و احياي سيستم بروكراسي در اين كشور تأكيد كرده بود. برزيل در دوره زمامداري لولا داسيلوا، رئيس جمهور سابق اين كشور دوره‌اي طلايي را طي كرد، سياست‌هاي داسيلوا باعث تغييرات عميق در سياست و اقتصاد برزيل شد و برزيل را در رده كشورهاي با رشد اقتصادي بالا قرار داد. روسف نيز در دوران زمامداري خود سياست‌هاي اقتصادي داسيلوا را ادامه داد و در سال 2012 برزيل توانست در عرصه اقتصاد جهاني جاي ششمي را كسب كند و اين نشان مي‌دهد كه حزب كارگران در دهه اخير سياست‌هاي اقتصادي خوبي در پيش گرفته كه ادامه اين روند در آينده، برزيل را در رديف كشورهاي توسعه يافته و صاحب نفوذ جهان قرار خواهد داد. هرچند برزيل در دهه اخير رشد اقتصادي بالايي را تجربه كرده و با سياست‌هاي مناسب توانسته فقر و بيكاري را در اين كشور كاهش دهد اما طي يك سال گذشته در عرصه اقتصادي، در بحبوحه اعتراض‌هاي گسترده در اين كشور عليه فساد و صرف هزينه‌هاي هنگفت براي برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال و اختصاص نيافتن بودجه كافي به بخش‌هاي آموزش، بهداشت و حمل و نقل عمومي، شاهد افزايش تورم و ركود بود كه اين امر نيازمند توجه بيشتر دولت در عرصه اقتصادي است.
 
  بهبود سياست‌هاي اجتماعي
از زمان روي كار آمدن روسف در سال 2010، سرمايه‌گذاري دولتي در بخش‌هاي اجتماعي از جمله مسكن، بهداشت و آموزش چند صد‌در‌صد رشد داشته‌ و جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي، برزيل را به اولين مقصد براي سرمايه‌گذار ي در امريكاي لاتين تبديل كرده است. با توجه به تمام مشكلات و تظاهرات ميليوني مردم عليه فساد مالي، رأي اعتماد دوباره برزيلي‌ها به روسف نشان از رضايت مردم از سياست‌هاي روسف دارد. بر اساس برآوردهاي سازمان ملل، سياست‌هاي مالي و اقتصادي روسف باعث خروج نزديك به 40 ميليون برزيلي از زير خط فقر شد و شكاف طبقاتي در برزيل را به كمترين حد كاهش داد و آنها را تبديل به اعضاي متوسط جامعه كرد. يعني آنها ديگر دغدغه نياز اساسي به غذا ندارند بلكه نيازمند خدمات بهداشتي و آموزشي بهتر هستند. روسف و كابينه‌اش هم اين را مي‌دانند و در نهايت تلاش خواهند كرد تا اين مشكلات را رفع كنند تا برزيل همچنان روند رو به رشد خود را ادامه دهد. برخي ناظران مي‌گويند روسف همان سياست‌هاي قبلي را ادامه خواهد داد ولي در زمينه سياست‌هاي اجتماعي كمي اقدامات جدي‌تر و گسترده‌تري صورت مي‌گيرد تا نقايص احتمالي برطرف شود. نقايصي كه برخي از آنها بسيار هم جدي بوده‌اند و اعتراضاتي را در جريان برگزاري جام جهاني 2014 برزيل به دنبال آوردند. بر اين اساس، روسف اگر بخواهد رضايت عمومي مردم را كسب نمايد بايد اصلاحاتي در خصوص سياست‌هاي اجتماعي خود ايجاد كند. اكنون مردم برزيل در حالي پيروزي مجدد رئيس‌جمهورشان را جشن گرفته‌اند كه بيش از همه به ادامه سياست‌هاي وي در زمينه فقرزدايي دل خوش كرده‌اند تا برزيل را كه رتبه هفتم اقتصاد بزرگ دنيا را در اختيار دارد از ليست بدترين كشورها با توزيع ثروت و درآمد خارج كند. برخي ناظران يكي از دلايل پيروزي روسف را وعده‌هاي اقتصادي مناسب نسبت به رقيبش مي‌دانند، آنها مي‌گويند طرح آئسيونوس براي برزيل خوب نبود. او خواستار بازگشت به اقتصاد نئوليبرال و نزديك شدن به امريكا و اروپا بود. او تصميم داشت از كشورهاي استقلال طلب منطقه از جمله آرژانتين و ونزوئلا و از اتحاديه‌هاي منطقه‌اي مانند مركوسور و حتي بريكس فاصله بگيرد.

   روسف‌چپگراي ميانه‌رو
هرچند در نيمه دوم قرن بيستم امريكاي لاتين رهبران چپگراي زيادي را به خود ديده است اما در دهه اخير امريكاي لاتين شاهد روي كار آمدن نوع ديگري از رهبران چپگرا بود. چپگرايان كنوني در برزيل و ساير كشورهاي امريكاي لاتين نسبت به رهبران سابق در اين قاره رفتاري متفاوت دارند. افرادي مثل هوگو چاوز رئيس‌جمهور سابق ونزوئلا شكلي سنتي از چپگرايي را در سرلوحه ساختار حكومتي خود قرار داده بود كه بيشتر بر جلب حمايت توده‌اي مردم متمركز بود و كمتر با ساز و كار‌هاي بين‌المللي سر سازگاري داشتند اما در مدل برزيل چپگراها با حضور و نفوذ دولت در اقتصاد وارد عرصه شده‌اند. زماني كه چهار سال قبل روسف رئيس‌جمهور برزيل شد، برخي كارشناسان منطقه معتقد بودند كه روي كار آمدن روسف به تداوم سياست خارجي داسيلوا كه به نوعي به رهبري سياست‌هاي استقلال طلبانه در امريكاي لاتين انجاميده، منجر خواهد شد و ائتلاف چپ‌هاي امريكاي لاتين را در برابر نفوذ ايالات متحده تقويت مي‌‌كند و اين سياست تاكنون به خوبي پياده شده است.
   به چالش كشيدن نفوذ امريكا در منطقه
امريكا كه مخالف دولت‌هاي مستقل در امريكاي لاتين است بارها در روند برگزاري انتخابات در اين كشورها مداخله كرده تا افراد همسو با خود را روي كار بياورد اما مردم امريكاي لاتين در انتخابات‌هاي سراسري سال‌هاي اخير به دولت‌هاي استقلال‌طلب رأي اعتماد دادند تا اين دولت‌ها با وجود مخالفت شديد امريكا بتوانند اجراي برنامه‌هاي استقلال‌طلبانه خود را دنبال كنند. اكنون رأي دوباره مردم منطقه به اين دولت‌ها نشان از محبوبيت عمومي آنهاست و نشان مي‌دهد تبليغات گسترده امريكا نتوانسته چهره دولت‌هاي استقلال طلب را تخريب كند. برزيل در دوره داسيلوا در كنار چين و هند به يكي از قدرت‌هاي بزرگ نوظهور تبديل شد و در عرصه سياست خارجي نيز توانست در بسياري از حوزه‌ها به عنوان رقيب و خنثي كننده سياست‌هاي كاخ سفيد در منطقه امريكاي لاتين مطرح شود. روسف نيز در چهار سال گذشته همين سياست‌ها را ادامه داد و توانست به عنوان بازيگري تأثيرگذار در عرصه بين‌الملل مطرح بماند. روسف نيز كه تا حدودي سياست‌هاي ضد امريكايي و سعي در به چالش كشيدن نفوذ امريكا در منطقه را دارد. تقابل با امريكا پس از افشاگري‌هاي ادوارد اسنودن، كارمند آژانس امنيتي امريكا مبني بر شنود مكالمات روسف توسط دستگاه‌هاي امنيتي امريكا سبب تيرگي در روابط دو كشور شد و حتي روسف در مخالفت با اين اقدام، سفر خود به واشنگتن را لغو كرد. «روبرتو خاكوويچ» كارشناس سياسي آرژانتيني مي‌گويد: «دولت برزيل نقشي محوري در قاره امريكا و حتي جهان پيدا كرده است. به طور مثال برزيل با جلوگيري از كودتا در اكوادور و پاراگوئه طرح‌هاي امريكا را در سطح قاره شكست داد و در سطح جهاني با ديگر اعضاي بريكس ادعاي امريكا را در داشتن محوريت اقتصاد جهان به چالش كشيد». به چالش كشيدن امريكا در امريكاي لاتين از آن رو اهميت دارد كه واشنگتن براي دهه‌ها آن را حياط خلوت خود مي‌دانست و در قرن بيستم براي حفظ اين كشورها از هر ابزاري از جمله كودتا گرفته تا اشغال نظامي استفاده مي‌كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار