کد خبر: 683043
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۱
بررسي مردم‌سالاري ديني در سنت شيعه(1)
در روزگاري هستيم كه از يك‌سو برخي كوته‌نظران، اسلام را دين ارتجاع و تحجر مي‌نامند و سكولاريسم را ترويج مي‌كنند...
احسان كياني*

در روزگاري هستيم كه از يك‌سو برخي كوته‌نظران، اسلام را دين ارتجاع و تحجر مي‌نامند و سكولاريسم را ترويج مي‌كنند، از سوي ديگر بخشي از انديشمندان مسلمان براي دوري از اين اتهام تلاش مي‌كنند تا به هر نحوي كه مي‌توانند وجهي از اسلام به نمايش گذارند كه به مذاق مخالفان خوش آيد و اسلام را دين دموكراسي و حقوق بشر معرفي كنند. از اين رو وظيفه شناساندن چهره حقيقي اسلامِ سياسي مبتني بر آيات الهي و سيره اسلام ناب محمدي(ص) كه در سنت شيعه علوي(ع) تداوم يافت، بيش از پيش بروز مي‌نمايد. براي اين امر بايد مباني نظري مردم‌سالاري ديني را از اين سنت استخراج و تدوين و آن را بر مبناي زندگي جوامع مسلمان تبيين كرد. در اين شماره به تبيين وجوهي از مردم‌‌سالاري ديني در سيره نبي مكرم اسلام(ص) مي‌پردازيم.

امر انتخاب و گزينشگري در قرآن كريم به كرات مورد توجه قرار گرفته است. آن‌چنان كه خداوند مي‌فرمايد: «ما راه را به انسان نشان داديم، خواه شكرگزار و پذيرا باشد؛ خواه كافر و ناسپاس»( انسان:3). در اين ميان دو صفت كه پيش‌زمينه گزينش يك امر از سوي انسان را مهيا مي‌كند عبارتند از «آگاهي» و «اختيار» كه بدون هر كدام از اينها انتخابي صورت نمي‌گيرد. فردي را كه اختيار دارد ولي از پيامدهاي امر خويش آگاه نيست نمي‌توان فاعل دانست و خداوند متعال نيز بر اين امر تأكيد مي‌كند: «ما هرگز قومي را عذاب نمي‌كنيم پيش از آنكه پيامبري را بر آنها فرستاده باشيم» (اسراء: 15). به همين دليل دانشمندان مسلمان نيز براي كسي كه بدون آگاهي مرتكب گناهي شود، واژه «قاصر» را برگزيده‌اند و در مباني فقهي نيز براي افراد خردسالي كه توانايي تشخيص درست و نادرست را ندارند و همچنين افراد ديوانه و مجنون مسئوليتي درنظر گرفته نشده و براي آنان قيم تعيين شده است. از سوي ديگر فردي كه هرچند از نتايج امري كه رخ مي‌دهد آگاه ولي بي‌اختيار و از اجبار بدان مبادرت مي‌ورزد، نبايد فاعل آن امر قلمداد كرد. به همين خاطر در مباني فقهي اين افراد از مسئوليت شرعي گناهاني كه بي‌اختيار به انجام آنها مجبور مي‌شوند مبرا هستند. در اينجا صفت سوم كه مربوط به پس از انتخاب است روشن مي‌شود و آن «مسئوليت» است. حق و مسئوليت همزاد يكديگر هستند و هركس كه در امري داراي حقي باشد به تبع آن مسئوليتي نيز بر عهده او قرار مي‌گيرد. اين حق و مسئوليت با هم متناسب‌ هستند: «پس هر كس به اندازه ذره‌اي نيكي كند آن را خواهد ديد؛ و هر كس به ميزان ذره‌اي بدي كند نيز آن را خواهد ديد»( زلزله: 7 و 8). بنابراين افرادي كه از دانش و اختيار دست به انتخاب مي‌زنند بايد عواقب آن را به طور تمام و كمال پذيرا باشند: «آنجاست كه هر فردي آنچه را از پيش فرستاده مي‌يابد»( يونس: 30). حال با رجوع به سيره سياسي پيامبر اسلام(ص) مي‌توان اين مسئله را از نگاهي تاريخي و اجتماعي نيز مشاهده نمود.

در دوراني كه دو امپراتوري بزرگ ايران و روم به نبردهاي پي‌درپي با يكديگر مشغول بودند، در شبه جزيره عربستان، جواني زاده شد كه مسير تاريخ را دگرگون كرد. محمدبن‌عبدالله(ص) در سال 571 ميلادي در شهر مكه، مركز مذهبي و اقتصادي حجاز، از مادري پاكدامن و پدري خوشنام از طايفه بني‌هاشم(قدرتمندترين طايفه از طوايف دهگانه قبيله قريش) متولد شد. وي كه در سنين كودكي، هم پدر و هم مادرش و بلافاصله پس از آن پدربزرگش، عبدالمطلب را از دست داده بود، تحت سرپرستي عموي مقتدر و مهربانش ابوطالب قرار گرفت. ابوطالب در كنار تعليم و تربيت معنوي و پرورش وي به آئين جوانمردي و مروت، راه و رسم بازرگاني و تجارت را نيز به او آموخت. مهارت محمد(ص) در تجارت، وي را زبانزد مكيان نمود و همين مسئله زمينه آشنايي او با يكي از زنان ثروتمند مكه به نام خديجه(س) را فراهم كرد كه به وصلت مبارك آن دو انجاميد. او در جواني پيماني به نام حلف‌الفضول(آئين جوانمردان) ميان خود و چندتن از جوانان مكه منعقد كرد كه بر پايه آن، همگي آنان در رفع نياز و ستم از مستمندان و ستمديدگان بكوشند و اجازه ندهند در شهر مكه حقي از كسي پايمال شود. او تا پايان عمرش به اين پيمان وفادار ماند و همواره به شركت در آن افتخار مي‌ورزيد. محمد(ص) كه برخلاف بيشتر مردم مكه و شبه‌جزيره عربستان كه به بت‌پرستي مشغول بودند، بر دين جدش ابراهيم(ع) به يكتاپرستي مي‌پرداخت، سرانجام در سن چهل سالگي از طرف خدا به پيامبري مبعوث شد.

رسول گرامي اسلام(ص) اصول خود را بر پايه توحيد(يكتاپرستي)، معاد(محاسبه كردار انسان در روز رستاخيز) و نبوت(ايمان به پيامبران الهي) قرار داد. دين مبين اسلام كه جمع بسياري از مردم مكه و اطراف آن را به خود جذب مي‌كرد براي بزرگان قريش كه مدعي سروري حجاز بودند، گران آمد و آنان را به هر راهي براي نابودي دين جديد كشاند؛ زيرا اسلام گرچه در ظاهر امر تنها با شهادت به يگانگي خدا و رسالت پيامبر حاصل مي‌شد ولي در بطن خود با شعار برابري همه مسلمين، برادري آنان و آزادي از قيد بندگي غيرخدا، پايه‌هاي اقتصادي و سياسي امارت ظالمانه مشركان را به لرزه درآورده بود. اما صبر و مقاومت پيامبر و يارانش در كنار حمايت‌هاي اقتصادي خديجه(س) و همراهي سياسي ابوطالب به آنان در ترويج اسلام كمك كرد تا اينكه با افزايش فشارهاي قريش، پيامبر كه بناي روش تبليغي خود را بر دوستي و مدارا با اهل كتاب(مسيحيان و يهوديان) قرار داده بود، مسلمين را به هجرت به حبشه(كه پادشاهي نصراني داشت) تشويق كرد و با اين كار، صبر و خويشتن‌داري خود را در برابر لجاجت و خشونت مشركان به نمايش گذاشت. درگذشت خديجه(س) و ابوطالب پس از سه سال محاصره اقتصادي، بيش از پيش بر مشكلات پيامبر افزود تا اينكه سيزده سال پس از بعثت، گروه بسياري از مردم يثرب كه از نبردهاي قبيله‌اي خسته و آزرده شده بودند به ديدار پيامبر آمده و پس از گفت‌وگو با او، طي دو بيعت عمومي معروف به عقبه، وي را به عنوان رهبر مذهبي و سياسي خويش برگزيدند و اين امر زمينه‌ساز هجرت بزرگ مسلمانان به شهري شد كه به احترام پيامبر، مدينه‌النبي(شهر پيامبر) نامگذاري شد و اولين حكومت اسلامي با انتخاب اكثريت قبايل اوس و خزرج پايه‌گذاري گرديد. اما با توجه به تنوع و تكثر مذهبي مدينه(مسلمانان، يهوديان، مسيحيان و حتي مشركان) پيامبر در ابتداي ورود به اين شهر، پيماني سياسي ميان مسلمانان و غيرمسلمانان برقرار كرد كه به اولين قانون اساسي اسلام شهرت يافت. برپايه اين پيمان، اهل كتاب در كنار مسلمانان يك امت واحد را تشكيل مي‌دادند و تا زماني كه دشمنانِ مسلمين را ياري نمي‌كردند در برابر هر متجاوزي از پناه امن حكومت اسلامي و حقوق مشترك اقتصادي، سياسي و اجتماعي بهره‌مند بودند. به دستور پيامبر حتي مشركان نيز تا زماني كه عليه مسلمانان دست به خشونت نزنند، مي‌توانند در سايه حكومت اسلامي از حقوقي انساني برخوردار باشند: «خدا شما را از نيكي و عدالت با كساني كه با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‌اند باز نمي‌دارد، زيرا خدا دادگران را دوست مي‌دارد»( ممتحنه: 8). در ادامه اين پيمان، بسياري از موازين حقوقي و قضائي براي حل اختلافات و دعاوي ميان اهالي يثرب مانند قصاص و خون‌بها نيز تدوين شد. نكته قابل توجه آنكه پيامبر در اين پيمان‌نامه، مردم را به شدت از دست يازيدن به ترور منع كرده و عاملان آن را به عاقبتي سخت هشدار مي‌دهد. بدين‌ترتيب اولين دولت‌شهر مسلمانان با تدبير پيامبر شكل گرفت.

با توجه به غربت اجتماعي و ضعف اقتصادي مهاجران در مدينه، پيامبر ميان آنان و انصار پيوند برادري منعقد كرده و با اين كار، پيوند امت اسلامي را از علقه‌هاي قبيله‌اي و عشيره‌اي به پيوندي ايماني و فرهنگي تغيير و وحدت اجتماعي مسلمين را افزايش داد. به دستور رسول خدا مسلمانان در سال دوم هجري به كمين كاروان تجاري قريش كه سر راه مكه به شام از نزديكي مدينه عبور مي‌كرد، نشستند تا در قبال غارت اموال آنان در مكه توسط مشركان، اموال خود را بازگيرند. كاروان تجاري از مسير ديگري گريخت و مسلمانان با سپاه نظامي قريش كه چندين برابر آنان بود برخورد كردند كه سرانجام در نتيجه امدادهاي الهي و مجاهدت سرداران اسلام مانند حمزه(س) و علي(ع) و ديگر مسلمين، توانستند پيروز شوند. اما به‌رغم شكنجه‌ها و آزارهاي مشركان در مكه، پيامبر دستور داد با اسيران مشرك به نيكي برخورد شود و هر كدام كه بتواند به 10 مسلمان سواد بياموزد آزاد شود. نكته قابل توجه آنكه رسول خدا(ص) هيچ‌كدام از اسيران را مجبور به تغيير عقيده و گرايش به اسلام ننمود كه پيش از آن خداي متعال فرموده بود: «در دين هيچ اجباري نيست و راه از بيراهه به خوبي آشكار شده است»( بقره: 256).

پيامبر كه پس از ورود به مدينه اقدام به ساخت مسجد قبا در اين شهر كرده بود، اين مكان را محل تصميم‌گيري‌هاي سياسي و نظامي خويش قرار داده و در بسياري از اين تصميمات به مشورت با اصحاب و پيروانش مي‌پرداخت و نظر آنان را در صورت حائز شدن اكثريت افراد، حتي به‌رغم اينكه مخالف نظر خود مي‌بود، مي‌پذيرفت و بدان عمل مي‌كرد مگر اينكه در آن زمينه دستوري از سوي پروردگار رسيده باشد كه در آن صورت اطاعت از آن بر همه مسلمانان واجب بود: «هيچ مرد و زن مؤمني را نرسد كه چون خدا و رسولش به كاري فرمان دهند، براي آنها در كارشان اختياري باشد و هر كس خدا و رسولش را نافرماني كند، دچار گمراهي آشكاري گرديده است»( احزاب: 36). نمونه بارز اين مشورت‌خواهي، پذيرفتن نظر جوانان مدينه مبني بر نبرد با مشركان در نزديكي كوه‌هاي اُحُد در سال سوم هجري بود، در حالي كه نظر پيامبر ماندن در شهر و دفاع از آن بود. با اين حال پس از شكست مسلمانان به دليل نافرماني از دستور پيامبر مبني بر حفاظت از تنگه اُحُد، پيامبر هيچگاه جوانان را به خاطر اين تصميم مورد سرزنش قرار نداد. نمونه ديگر اين مشورت در سال پنجم هجري بود كه مشركان همه گروه‌هاي هم‌رأي خود را براي نابودي مسلمانان گرد آورده و با سپاهي گران به سوي مدينه هجوم بردند و توانستند مدينه را محاصره كنند. در اين ميان، پيامبر بار ديگر با يارانش به مشورت پرداخت و به پيشنهاد سلمان فارسي خندقي در اطراف مدينه حفر شد كه از نفوذ مشركان جلوگيري كرد. اما در اين ميان پيامبر در بسياري از موارد كه ممكن بود خون‌ريزي و كشتار زيادي صورت پذيرد، از بروز جنگ جلوگيري مي‌كرد، براي مثال زماني كه قبايل يهودي بني‌نضير و بني‌قينقاع برخلاف معاهده‌اي كه پيامبر در ابتداي ورود به مدينه با يهوديان بست(كه عهد كرده بودند دشمنان مسلمين را ياري نكنند و از توطئه‌چيني عليه پيامبر و يارانش بپرهيزند) پس از جنگ بدر، به ديدار مشركين مكه رفته و با آنان پيمان ياري بسته و مقدمات جنگ اُحُد را فراهم كردند، پيامبر به‌رغم اينكه مي‌توانست آنان را به سختي مجازات كند، از جرم آنان گذشت و تنها آنان را به خارج از مدينه تبعيد كرد. در نمونه‌اي ديگر در سال ششم هجري كه رسول اكرم همراه جمع بسياري از مسلمين براي انجام حج، عازم مكه شد، مشركان راه را بر آنها بستند و مانع ورود آنان شدند. پيامبر ضمن دعوت برخي از ياران خويش به خويشتن‌داري و مدارا، با مشركان به مذاكره پرداخت و طي اين گفت‌وگو توانست موافقت آنان را براي صلحي پايدار ميان مسلمين و مشركين جلب كرده و پيمان بست كه از سال بعد براي حج عازم مكه شوند. اين صلح بركات بسياري براي مسلمين داشت كه از ميان آن، مي‌توان به فرصت پيامبر و يارانش براي تبليغ اسلام در شبه‌جزيره عربستان و خارج از آن اشاره كرد. سرانجام نيز عهدشكني مشركان درباره بخشي از اين پيمان‌نامه مبني بر عدم حمله به مسلمانان و هم‌پيمانان آنها، موجب حركت جمعي و خردمندانه پيامبر به سوي مكه و فتح آن شهر شد. اما حتي با وجود فتح بدون خون‌ريزي و آرام مكه و قدرت پيامبر مبني بر مجازات سران قريش، از اين كار امتناع كرد. آنچنان‌كه وقتي شنيد يكي از يارانش به نام سعدبن‌عباده فرياد برآورد: «امروز روز انتقام است، امروز جان و مال قريش حلال شمرده مي‌شود، امروز روز ذلت قريش است» پرچم را از او گرفت و به علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) داد و فرمود: «امروز روز رحمت است، امروز روز عزت قريش است، امروز روزى است كه خداوند به كعبه عظمت بخشيد»(سيره ابن‌هشام، جلد4، ص 49).

* كارشناس ارشد علوم سياسي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها