با خيالي آسوده از اينكه دستمزد ماهيانهاش را واريز كردهاند وارد فروشگاه ميشود و چشمش را به قفسههاي پر زرق و برق مملو از انواع خوراكيها و كالاهاي مختلف مياندازد. شك ندارم كه با خودش ميگويد: چرخي بزنم ببينم چه چيزي لازم دارم. در عرض كمتر از 10 دقيقه بخش قابل توجهي از حقوقش را خرج انواع و اقسام خرت و پرتهاي غير ضروري ميكند. نكته جالب اينجاست كه او خودش حسابدار يك شركت است!
خاطرم است سالها قبل در كتابي خواندم مدير مالي شركت بزرگي كه به مديريت عالي امور مالي معروف بود، در مورد امور شخصي زندگي خودش به نحو عجيب و ناكارآمدي عمل كرده است. مثلاً اينكه بدون توجه به مبلغ محدود و مجازي كه براي خرج كردن در اختيار داشته، وسايل و ابزاري گرانقيمت و غير لازم خريده و هنوز چند روزي از ماه نگذشته كه حقوق آقا ته كشيده و به نوعي دخلش با خرجش همخواني نداشته است و در نهايت مجبور شده از دوست و آشنا قرض كند. حالا اگر كسي به او مي گفت كه آيا اين شيوه خرج كردن را براي شركت به عنوان يك كارشناس خبره، پيشنهاد ميدهي يا نه؟ بدون شك جوابش منفي بود.
اسراف، انگيزههاي زيادي دارد
انسانها به طور طبيعي به خودشان علاقه دارند و منطقي است كه هيچ كس در پي انجام كاري كه منجر به ضرر و زيانش شود نيست، با اين حال همگي ما مثالهايي را در ذهن داريم از افرادي كه خواسته يا ناخواسته به ضرر خودشان عمل ميكنند. يكي از مصاديق عيني ضررهايي كه انسانها به نفس خود وارد ميكنند اسراف است. حجتالاسلام محمود نيكخواه بهرامي، كارشناس مسائل فرهنگي و استاد حوزه و دانشگاه هم در رابطه با اسراف همين عقيده را دارد و ميگويد: اسراف، همانطور كه زمينه هاي گوناگوني دارد، انگيزههاي مختلفي نيز دارد. از زمينههاي اسراف ميتوان به هدر دادن پول، وقت و عمر اشاره كرد. انگيزه هاي اسراف هم واقعاً متفاوت و تا حدي عجيب است. مثلاً شايد كسي به فكرش هم نرسد كه خريد يكسري چيزهايي كه امروزه بسيار شايع و رايج شده كاملاً بيمورد و اسراف است و پيامدي جز از بين بردن منابع مالي ندارد و صرفاً با انگيزه چشم و همچشمي تهيه ميشود. اشياي دكوري، خوراكيهاي فرآوري شده و غير طبيعي، لباسهاي تنگ، لوازم جا گير و پرهزينه همگي در رديف اين موارد طبقهبندي ميشوند.
آيا بدون اسراف بيكلاس ميشويم؟
اين كارشناس مسائل فرهنگي ميافزايد: انگيزه ديگري كه منجر به اسراف ميشود، احساس شخصيت كاذب است. گاهي ديده ميشود كه احساس ميكنيم بدون داشتن بعضي چيزها و انجام بعضي كارها بيكلاس شدهايم. به عنوان مثال راه رفتن روي فرش با كفش را نوعي تجدد، خريد حيوانات خانگي كه اصلا نيازي به وجودشان نيست را نوعي ترقي يا داشتن بعضي لوازم واقعا غير لازم مانند انواع گوشيهاي موبايل يا لوازم صوتي و تصويري به روز را نشانه فهم، كمالات بالا و High class بودن ميدانيم.
يكي ديگر از انگيزههاي اسراف، كوتاه فكري و بيمبالاتي است. كسي كه موقع استحمام يا حتي براي عمل نيكي مثل وضو گرفتن، آب را هدر ميدهد، بدون شك انگيزه چشم و همچشمي يا احساس شخصيت كردن ندارد. تنها بيتوجهي و غفلت، سبب ميشود منابع را تلف كند و به فكرش هم نرسد كه چقدر خطاكار است.
وي ادامه ميدهد: مثالهاي اينچنيني بيشمار هستند به طوري كه حتي در ذهن نميگنجند. تنها نكتهاي كه باعث تاسف ميشود اين است كه در جامعه اسلامي ما كه الگوهاي رفتاري بسيار شايسته و كاملي چه در زمان گذشته در سيره اهل بيت يا در زمان حال مثل سيره امام خميني (ره) داريم و ديدهايم به راستي چه جاي اين نواقص آشكار است؟ از مردمي كه سيره پيامبر(ص) و ميانهروي او را شنيده يا روش زندگي امام (ره) و رهبر معظم انقلاب را ديدهاند انتظاري جز اين ميرود.
نكوهش اسراف در آيات و احاديث
به گفته وي در حكايتهايي كه از زندگي خصوصي امام خميني روايت شده، داريم كه ايشان حتي نسبت به اسراف يك ليوان آب نيم خورده حساس بودند و اگر مثلاً قرصي را با نصف ليوان آب ميخوردند اجازه دور ريختن بقيه آب را به كسي نميدادند، بلكه كاغذ يا درپوشي روي آن قرار ميدادند تا وقتي ديگر از آن آب استفاده كنند. در آيات و روايات هم فراوان داريم مواردي كه اشاره صريح به زشتي عمل اسراف شده و اسرافكنندگان برادران شيطان خوانده شدهاند. حجتالاسلام نيكخواه بهرامي، با اشاره به باب 171 از مجموعه الاخبار اظهار ميدارد: از امام صادق (ع) نقل شده كه ايشان مشاهده كردند سيبي را به صورت نيم خورده از خانه بيرون انداختهاند، آن حضرت نسبت به اين عمل ناپسند سريعاً واكنش نشان دادند. ايشان خشمگين شده و فرمودند: اگر شما سير هستيد خيلي از مردم گرسنهاند. خوب بود آن را به نيازمندش ميداديد. درجاي ديگري امام صادق (ع) فرمودند: ميانهروي را خداوند متعال دوست دارد و اسراف و زيادهروي مورد خشم اوست حتي اگر اسراف در انداختن هسته خرمايي باشد كه قابل مصرف است يا زيادي آبي كه خورده شده باشد.
آيه «كلوا واشربوا و لاتسرفوا» حكم صريح خداوند درباره نفي اسراف است
وي در پايان تصريح ميكند: كسي كه در زندگي ميانه روي و قناعت ورزد نعمت او باقي ميماند و آنكه با ريخت و پاش و اسراف زندگي كند نعمت و بركت زندگياش از بين ميرود. يكي از دشمناني كه عليه خداوند و مؤمنان اعلان جنگ كردهاند، تبذيركنندگان هستند كه خداوند از آنها به عنوان برادران شيطان ياد ميكند. در روايتي از اميرمؤمنان حضرت علي(ع) داريم كه ميفرمايند: هرگاه خداوند اراده خيري به بندهاي بفرمايد، او را ملهم ميفرمايد به ميانهروي و حسن اراده زندگي و همچنين او را از اسراف و تبذير دور ميفرمايد. در اين زمينه امام صادق(ع) نيز ميفرمايند: آيا گمان ميكني خدا به كسي كه مال داده به سبب احترام او يا به كسي كه نداده به واسطه پستي او است؟ نه چنين نيست بلكه مال، مال خدا است آن را به عنوان امانت نزد شخص قرار ميدهد و اذن داده كه به طور ميانهروي از آن بخورد، بياشامد، لباس بپوشد و ازدواج كند.