اجماعي بينالمللي در خصوص ضرورت مقابله با اين گروه وجود دارد و حتي كشورهايي كه اين گروه را ايجاد كردهاند اكنون بيش از همه نسبت به خطر اين گروه هشدار ميدهند. بررسي عوامل تاريخي گسترش سريع داعش و تحليل وضعيتي كه جذب نيرو را براي اين گروه آسان كرده است، موضوع اين نوشتار است.
1 ـ همپيمانان غرب داعش را براي ساقط كردن حكومت سوريه به وجود آوردند و اكنون مدتي است كه همين كشورها همراه با امريكا مشغول بمباران مواضع داعش در عراق و سوريه هستند. بار اول نيست كه امريكا و همپيمانانش آنچه را خود ساختهاند، بمباران ميكنند. اين اتفاق قبلا در مورد طالبان و ارتش بعث نيز افتاده است. گروه طالبان كه قبل از داعش بمباران شد (و هنوز هم با هواپيماهاي بدون سرنشين بمباران ميشود) توسط امريكا مسلح شد تا در برابر ارتش سرخ ايستادگي كند. رژيم صدام را نيز كشورهاي غربي به سلاحهاي نامتعارف مجهز كردند تا در برابر رشد انقلاب ايران ايستادگي كند و سپس مجبور شدند آن را با بمباران از ميان بردارند.
با اينكه طالبان و ارتش بعث بيشتر از داعش بمباران شدند، اما اكنون بعثيها با داعش همپيمان هستند و طالبان نيز در بخشهاي زيادي از افغانستان و پاكستان حضور نظامي دارد. القاعده نيز سالهاست بمباران ميشود و هنوز يك خطر تروريستي است؛ بنابراين نميتوان انتظار داشت كه بمباران داعش نيز نتيجه محسوسي به دنبال داشته باشد. سركردگان داعش از نظر فكري و مالي به فرقه وهابيت تكيه دارند. انديشه تكفيري اين گروه نيز در وهابيت نهادينه شده است و اين انديشه با بمباران داعش از بين نميرود.
2 ـ در منطقه خاورميانه كشورهايي كه تاكنون بيش از همه بمباران شدهاند، اكنون محل رشد انديشه تكفيري شدهاند. يك دليلش اين است كه اين بمبها كينه، نفرت و تحقير را در سرزمين هدف پخش ميكنند. در نسل هر انساني كه با بمباران كشته ميشود حس انتقامجويي باقي ميماند. راز ماندگاري گروه طالبان و پيشروي گروه داعش در اين است كه اين گروهها از حس نفرت و انتقامجويي كه در مردم منطقه وجود دارد سوءاستفاده ميكنند. زماني كه تصوير بريدن سر يك خبرنگار غربي از رسانههاي غربي پخش ميشود عموم مخاطبين متوجه نيستند كه اين اتفاق در منطقهاي رخ داده است كه سالهاست زير بمباران هواپيماهاي غربي قرار دارد. تفاوت قربانيهاي اين هواپيماها با آن خبرنگار غربي فقط در اين است كه از قرباني بمبها فيلم يا تصويري وجود ندارد. اما هر مرد و زني كه بدون هيچ محاكمهاي توسط هواپيماهاي بدون سرنشين كشته شده است، فرزندي دارد كه ممكن است با انگيزه انتقام به داعش ملحق شود. حتي بمبهايي كه با بهانه مبارزه با داعش در كشورهاي منطقه ريخته ميشود زمينه پيوستن به داعش را تقويت ميكنند.
3 ـ فقر، تبعيض و بيعدالتي نيز در جذب نيرو براي گروه داعش تأثير داشته است. بسياري از طرفداران داعش از كشورهايي هستند كه هنوز زخم سالهاي استعمار را بر سرزمين خود احساس ميكنند. كشورهاي غربي در دوره استعمار بسياري از سرمايههاي كره زمين را غارت كردند. اكنون ديگر استعماري وجود ندارد. اما كشورهاي غربي پس از دوره استعمار مكانيسمي را طراحي كردهاند كه در آن همه منابع طبيعي و ثروت كره زمين مانند رودخانهاي خروشان به طرف غرب حركت ميكند. اگر جايي مانعي در برابر اين رودخانه به وجود بيايد كشورهاي غربي با بمب و موشك آن را كنار ميزنند. برخي از جامعهشناسان غربي در اوج برخورداري كشورهاي خود اعلام كردند كه مدرنيته پايان تاريخ است. اما در تحليلهاي آنها به اين مطلب توجهي نشده بود كه فاصله غني و فقير بيش از هر زمان ديگري است و اين تبعيض ميتواند گرايش به رفتارهاي افراطي را در جوامع فقير تقويت كند. اگر گزارشهاي دولت امريكا درست باشد انفجار برجهاي دوقلو كه نماد ثروت امريكا بود در فقيرترين كشور خاورميانه يعني افغانستان طراحي شده بود. زماني كه در كشورهاي فقير احساس شود كه كشورهاي غارتگر به مقدسات آنها نيز اهانت ميكنند، رفتارهاي افراطي رنگ مذهبي به خود ميگيرد و كنترل آن مشكلتر ميشود. هنوز خاطره نگارش كتاب آيات شيطاني و اهانت به قرآن كريم در ذهنيت جوامع مسلمان باقي است و چنين ذهنيتي ميتواند رفتارهاي افراطي را تقويت كند.
4 ـ ممكن است تصور شود كه اگر پيروان اديان كثرتگرايي را ميپذيرفتند و همه اديان را واجد حقيقت تلقي ميكردند، آنگاه پيروان همه اديان مورد احترام واقع ميشدند و دين به ابزاري براي خشونت تبديل نميشد. اما واقعيت اين است كه كثرتگرايي همزمان اين قابليت را نيز دارد كه جنايات داعش را توجيه كند. چون اگر همه اديان از حقانيت برخوردار هستند پس وهابيتي كه جنايات داعش را توجيه ميكند نيز نميتواند باطل باشد. داعش حتي اگر با بمباران نابود شود انديشه وهابيت كه ماهيتي تكفيري دارد، ميتواند زمينهساز رشد گروههاي تروريستي ديگري باشد. ضمن آنكه صدها نفر از اعضاي گروه داعش از اتباع كشورهاي غربي هستند و اين افراد در محيطي پلوراليستي رشد كردهاند. بنابراين پلوراليسم چه از لحاظ نظري و چه از لحاظ عملي نميتواند مانع رشد تروريسم باشد.
5 ـ بر اساس گزارش برخي از رسانهها كسي كه گروگانهاي غربي را ذبح ميكند، تابعيت انگليسي دارد و توسط نهادهاي امنيتي لندن تحت پيگرد است. اين فرد و افراد ديگري كه از كشورهاي غربي به اين گروه ملحق شدهاند، به وهابيت تعلق خاطري ندارند و بازمانده بمباران هواپيماهاي بدون سرنشين نيز نيستند. براي اين دسته از اعضاي گروه داعش بايد به دنبال انگيزههايي مدرن بود. در اينجا صرفا فيلمهاي خشن هاليوود يا بازيهاي كامپيوتري مقصر نيستند. واقعيت اين است كه در دوران مدرن و پس از تضعيف كليسا، مكاتب مادي نتوانستهاند در تقويت اخلاق و كنترل رفتار بشر نقش مثبتي داشته باشند و اكنون در انديشه مدرن مكاتب مادي زيادي وجود دارند كه ميتوانند جنايات گروه داعش را براي اعضاي مدرن اين گروه توجيه كنند. اعضاي غربي گروه داعش اگر قائل به نسبيت ارزشهاي اخلاقي باشند ميتوانند ادعا كنند راهي براي اثبات برتري يك نظام اخلاقي خاص وجود ندارد و با وجود نسبيت ارزشها ديگر نميتوان عضويت در داعش را كار بدي دانست. آنها همچنين ميتوانند با تمسك به نسبيت معرفتي امكان شناخت خوب و بد را ناممكن بدانند و اعلام كنند كه راهي براي اثبات اين مطلب وجود ندارد كه ذبح يك انسان در برابر دوربين بد است. با تمسك به تكثر منطقها نيز ميتوان جنايات داعش را توجيه كرد. اعضاي مدرن اين گروه ميتوانند ادعا كنند كه بر اساس منطق خاص به گروه آنها قتلعام مردم بيدفاع كار بدي نيست. جبرگرايي نيز براي دفاع از گروه داعش به كار ميآيد. اتباع غربي براي اينكه با وجدان آسوده به داعش ملحق شوند، ميتوانند جبرگرا شوند و ادعا كنند كه اعضاي اين گروه بر اساس جبري تاريخي در حال نبرد هستند يا اصلا ژنتيك آنها چنين رفتاري را براي آنها رقم زده است. ماترياليستها نيز به راحتي با داعش كنار ميآيند. چون از نگاه آنها انسان تودهاي متراكم از ماده است و جدا شدن سر آن خبرنگار نيز صرفا به اين معناست كه اجزاي يك توده مادي از يكديگر جدا شدند. از نگاه يك ماترياليست كجاي اين اتفاق قابل نكوهش است؟ تكاملگرايان نيز ميتوانند ادعا كنند اعضاي گروه داعش در يك تنازع بقاي دارويني قرار گرفتهاند و براي بقاي گروه خويش در حال تلاش هستند. آنها ميتوانند در هنگام قتل عام زنان و كودكان عباراتي از اراده معطوف به قدرت نيچه را زمزمه كنند و ظهور ابرانساني را اعلام كنند كه قواعد اخلاقي نسل گذشته را كنار گذاشته است. ساير مؤلفههاي انديشه مدرن مانند انسانمحوري، عملگرايي، فايدهگرايي، اصالت لذت و نهيليسم نيز ميتوانند مبناي مناسبي براي توجيه جنايات اعضاي غربي اين گروه باشند.
6 ـ كشورهاي غربي در چند دهه گذشته ميليونها انسان را در خاورميانه با شعار دفاع از آزادي و دمكراسي يا مبارزه با تروريسم به قتل رساندهاند. قتلهاي داعش با قتلهايي كه امريكا با هواپيماهاي بدون سرنشين مرتكب ميشود تفاوتي ندارند. داعش كسي را كه كافر ميداند به قتل ميرساند و امريكا نيز خانه كسي را كه ممكن است تروريست باشد، بدون هيچ محاكمهاي با موشك هدف قرار ميدهد. تكفير يعني اينكه انسانها را صرفا با يك برچسب مستحق مرگ بدانيم. اين برچسب ميتواند تروريسم يا كفر باشد. دولت امريكا سالهاست كه در خاورميانه با همين روش صدها هزار انسان را به قتل رسانده است. اما از قربانيهاي امريكايي تصويري گرفته نشده است. اين قربانيها صرفا به اين دليل كه غربي نبودهاند، هميشه نژادي درجه دوم تلقي شدهاند و هيچ واكنشي در رسانههاي غربي ايجاد نكردهاند. آن زمان كه تصاوير قربانيهاي زندان ابوغريب با لباس نارنجي در رسانهها پخش ميشد هيچ كس تصور نميكرد كه به زودي همين رسانهها تصاوير اتباع غربي را پخش خواهند كرد كه با لباس نارنجي در برابر دوربين ذبح ميشوند. اكنون در مبارزه با داعش نيز نژادپرستي حرف اول و آخر را ميزند. داعش هزارها قرباني داشت و تنها زماني جوامع غربي براي مقابله با داعش اقدام كردند كه چند نفر از اتباع غربي نيز قرباني جنايتهاي اين گروه شدند. تا زماني كه نژاد و مليت ملاك برخورداري از ثروت جهان و حقوق انساني است خطر تروريسم و افراطيگري از بين نميرود.
7 ـ دولت امريكا با تمسك به ارزشهاي اخلاقي مانند آزادي و حقوق بشر كشورها را بمباران ميكند و گروه داعش نيز با سوءاستفاده از ارزشهاي ديني مانند جهاد دست به جنايت ميزند. همانگونه كه رفتار امريكا به ارزشهاي اخلاقي و انساني ضربه زده است، خطر اصلي گروه داعش نيز در اين است كه مفاهيم ديني به ويژه مفهوم مقدس جهاد را بدنام ميكند و قابليتهاي جهاد ديني در دفاع از مظلومان را تضعيف ميكند. بزرگترين خدمتي كه داعش تا به امروز به دولتهاي مستكبر جهان كرده است اين است كه مفهوم جهاد را به عنوان زمينه خشونت و افراط معرفي كرده است. متأسفانه رسانههاي كشور ما نيز در گزارش جنايات داعش به اين نكته توجه ندارند و به طور مكرر با ترجمه گزارشهاي رسانههاي غربي از اين گروه با نام جهاديها ياد ميكنند و همچنين گزارشهايي مبتذل از آنچه جهاد نكاح ناميده ميشود پخش ميكنند. در چنين وضعيتي بيش از هر زماني لازم است تا انديشمندان جهان اسلام بر اساس مكتب اهل بيت كه نقطه مقابل وهابيت و داعش است، به احياي مفهوم اصيل جهاد بپردازند و دولتهاي اسلامي نيز بايد از قابليتهاي اين مفهوم در دفع ظلم و بيعدالتي بهره گيرند. انسان امروز بيش از هر زماني نيازمند بازگشت به ارزشهاي فطري ديني و اخلاقي است و نياز به مكتب اهل بيت و انتظار امام معصوم در هيچ دورهاي از تاريخ تا اين اندازه محسوس نبوده است.
* عضو هيئت علمي گروه فلسفه دانشگاه اصفهان