
زنگ خطر براي آينده فوتبال ايران به صدا در آمده است، زنگ خطري كه همه را نگران كرده است و اين سؤال را مطرح كرده كه آيا شاهد سقوط فوتبال ايران خواهيم بود؟ اين شايد نگاه بدبينانهاي باشد بر وضعيت اين روزهاي فوتبال در ايران كه ناكامي مطلق تيمهاي پايه در رقابتهاي آسيايي آن را پررنگ كرده است. اول هفته بود كه حذف تيم ملي جوانان از قهرماني آسيا زنجيره ناكامي تيمهاي پايه ايران در سطح آسيا را كامل كرد، زنجيرهاي كه با ناكامي نونهالان در رقابتهاي قهرماني آسيا در همدان آغاز شد، با عدم راهيابي تيم نوجوانان ايران به جام جهاني ادامه پيدا كرد، با حذف تاريخي تيم اميد از بازيهاي آسيايي اينچئون به اوج رسيد و با آخر شدن تيم جوانان و ناكامي شاگردان دوستي در ميانمار به پايان رسيد. با اين نتايج وضعيت قرمز در ساختمان سياه فدراسيون فوتبال در كوچه سوم سئول جنوبي به وجود آمده و علي كفاشيان نگرانتر از هميشه، روزهاي كابوس واري را تجربه ميكند.
روزهايي كه به نظر ميرسد او را بيشتر از هميشه در منگنه قرار داده و تحت فشار قرار داده است، آن هم چهار ماه بعد از نتايج تقريباً خوب تيم ملي بزرگسالان فوتبال در برزيل كه باعث شده بود تا تمجيدها به سوي تيم كرش و فدراسيون جاري شود اما ماه عسل اين نتايج خيلي زودتر از آنچه كفاشيان فكرش را ميكرد به پايان رسيده و او امروز بايد پاسخگوي كارنامه ضعيف تيمهاي فوتبال در ردههاي پايه باشد؛ اينكه چه شده فوتبال ايران به اين مرحله رسيده، مرحلهاي كه تمامي تيمهاي پايه آن در كمتر از سه ماه با شكست مقابل تيمهاي درجه3 آسيايي از دور رقابتها كنار ميروند؟سؤالي كه اين روزها خيلي از كفاشيان ميپرسند، رئيسي كه ميگويد با حذف تيم جوانان كه كاملكننده زنجيره ناكامي تيمهاي پايه بود، تا صبح نخوابيده است!
چند سال پيش اين طور نبود، سال 91 علي كفاشيان وقتي مقابل نتايج ضعيف تيم ملي بزرگسالان مورد پرسش قرار ميگرفت، پاسخي در آستين داشت و همه را به نيمه پر ليوان حواله ميداد و ميگفت نيمه خالي ليوان را نبينيد: «ما در فوتبال پايه كارهاي زيربنايي بزرگي انجام دادهايم و صعود تيمهاي جوانان و نوجوانان به جام جهاني حاصل اين برنامهريزيها است.» سال 2012 هم وقتي ايران، در مراسم انتخاب بهترينهاي سال آسيا به عنوان بهترين فدراسيون سال آسيا انتخاب شد باز هم كفاشيان، توجه فدراسيون به تيمهاي پايه و مدارس فوتبال را از دلايل اصلي اين انتخاب برشمرد، انتخابي كه خيليها را شگفتزده كرده بود آن هم فدراسيوني كه حذف عجيب تيم اميد از انتخابي المپيك لندن در سال قبل آن بارزترين كارنامه آن بود و كمتر كسي حتي تصور آن را هم ميكرد كه ايران به اين عنوان برسد اما به قول كفاشيان، مسئولان AFC، با توجه به سرمايهگذاريهايي كه ايران در ردههاي سني انجام داده، رأي به انتخاب فدراسيون فوتبال ايران داده است!
كفاشيان حتي سال پيش عنوان كرد كه سال 93 را سال فوتبال پايه نامگذاري كرده است. او بهمن 92 در همايش مدرسههاي فوتبال گفت: «سال 93 را سال فوتبال پايه نامگذاري خواهيم كرد. با توجه به بودجه 8 تا 9 ميليون دلاري جام جهاني كه به فدراسيون اختصاص داده ميشود براي فوتبال پايه و تيمهاي ملي برنامه ويژهاي داريم و در هيئت رئيسه قرار است سال آينده را سال فوتبال پايه اعلام كنيم. همه مدارس فوتبال بايد در طرح استعداديابي تيمهاي ملي ديده شوند هيچ بازيكني از چشم استعداديابها دور نماند چراكه با داشتن تيمهاي ملي پايه قدرتمند فوتبال در ردههاي پايه تضمين ميشود. در همين زمينه بودجهاي به كميتههاي جوانان استانها اختصاص پيدا ميكند تا استعداديابي براي تيمهاي ملي در همه نقاط كشور انجام شود.» همزمان با آن روزها، تيمهاي مختلف پايه ايران از نونهالان گرفته تا اميدها در حال آماده شدن براي رقابتهاي مهمي بودند كه قرار بود سال 93 در آن شركت كنند. نونهالان، نوجوانان و جوانان براي قهرماني آسيا و تيم اميد هم براي بازيهاي آسيايي اينچئون آماده ميشد.
اما سال 93 در حالي به روزهاي آخر ماه هفتم نزديك ميشود كه فوتبال پايه ايران روزهاي تلخي را تجربه ميكند، بر خلاف وعده علي كفاشيان كه سال 93 را ميخواست سال فوتبال پايه نامگذاري كند، امسال سال سقوط تيمهاي ردههاي سني مختلف ملي بود؛ سالي كه تيمهاي پايه فوتبال ايران در ردههاي مختلف با شكستهاي فاجعهباري آن هم مقابل تيمهاي درجه 3 آسيايي مانند يمن و ويتنام و... با يك آبروريزي بزرگ از رقابتهاي قهرماني آسيا و بازيهاي آسيايي كنار رفتند تا امروز يك زنگ خطر جدي براي فوتبال ايران به صدا در بيايد، طوري كه كفاشيان ميگويد شوكه شده است و نميداند كجاي كار فدراسيونش ضعيف عمل كرده كه اين چنين در زمان كوتاهي با نتايج نااميدكننده تيمهاي پايه روبهرو ميشود. ناكامي تيمهاي نونهالان، نوجوانان، جوانان و اميد در شرايطي است كه نگاهي به موفقيت تيمهاي بزرگ فوتبال دنيا نشان ميدهد كه ريشه اين موفقيتها به برنامهريزي و سرمايهگذاري صحيح تيمهاي بزرگ جهان در ردههاي پايه برميگردد اما چرا فوتبال ايران به اين مرحله رسيده است؟ در اين باره ميتوان دلايل زيادي برشمرد. سيستم مديريتي حاكم بر فدراسيون و گماردن مسئول غير متخصص در پستهايي مانند سرپرست كميته جوانان فدراسيون آن هم تنها به خاطر نزديكي شخص مورد نظر با نايب رئيس شيرازي فدراسيون فوتبال تنها يكي از دلايلي است كه سبب شده تا اين كميته نتواند به صورت تخصصي و حرفهاي براي تيمهاي پايه تصميم بگيرد و شرايط اين تيمها را رصد كند.
علاوه بر سوءمديريتهاي صورت گرفته در فدراسيون فوتبال كه نقش زيادي در اين ناكاميها دارد، بايد به بيتوجهي باشگاهها و از بين رفتن تيمهاي بازيكنساز هم اشاره كرد؛ امري كه سبب شده تا فوتبال ايران اين روزها از داشتن تيمهاي قوي در ردههاي پايه ملي خالي باشد. سالها پيش تيمهايي مانند شاهين و پاس از مكتبهاي بازيكنسازي بودند، موضوعي كه در سالهاي گذشته در باشگاهي مانند فولاد هم پيگيري ميشود. با اين وجود تعطيلي يا كم توجهي به آكادميهاي فوتبال در اكثر تيمهاي باشگاهي باعث شده تا استعدادهاي فوتبال به مرز شكوفايي نرسند و امروز با كامل شدن زنجيره ناكامي تيمهاي پايه فوتبال در رقابتهاي آسيايي همه نگران آينده فوتبال ايران شوند؛ آيندهاي كه قرار است توسط همين تيمهاي پايه ساخته شود و با اين وضعيت چشمانداز روشني را نميتوان متصور بود.