از بند به انفرادي منتقل ميشود و اين به معناي پايان انتظار است. خبري هم از رضايت خانواده مقتول نيست. فردا از هميشه نزديكتر است. ديگر نيازي به انتظار كرشمه طلايي خورشيد و شمارش ثانيههاي تلخ و خاكستري زندان نيست. فقط يك لگد تا فردا باقي مانده است. وقتي با او همكلام ميشوم ماجرا را خيلي ساده و كوتاه بيان ميكند:« اصلاً جواد را نميشناختم. جلوي مغازه نشسته بودم كه با او چشم تو چشم شدم. به نظرم آمد كه قصد تحقير مرا دارد. بعد از مشاجره لفظي قصد داشتم با چاقو او را بترسانم كه چاقو به گردنش اصابت و در بيمارستان فوت كرد!» اكنون تنها اميدش لرزيدن دل مادر جواد و گذشتن از خون به ناحق ريخته دلبندش است. اين ماجرا و ماجراهايي از اين دست حكايت بسياري از جوانان يا حتي افراد ميانسال در جامعه كنوني است كه به بهانههاي واهي و بيارزش، زندگي خود و طرف مقابل را به تباهي ميكشانند. نزاع، مشاجره، درگيري، خشونت، دعوا، زد و خورد، بزن بزن، شر به پا كردن يا هر اسم ديگري كه بر اين ناهنجاري اجتماعي بگذاريم چيزي از بار منفي و تبعات جسمي و روحي ـ رواني آن نميكاهد و بدون شك هر استدلالي در اقدام به درگيري با طرف مقابل (آن هم در كوچه و خيابان) قطعاً كمرنگ و در اكثر مواقع بيرنگ و غير قابل اعتنا خواهد بود. چشم تو چشم شدن، چپ چپ نگاه كردن، زل زدن، تنه به تنه شدن، چراغ دادن با خودرو از پشت سر، بوق زدن، گردش به راست يا چپ ناگهاني با خودرو، دعوا بر سر جاي پارك يا صف بنزين و موارد مشابه بخش عمدهاي از دلايل درگيريهاي روزمره افراد در كوچه و خيابان را تشكيل ميدهند كه در اكثر موارد كمي گذشت و دورانديشي، يك سلام، يك لبخند ساده، تكان دادن يا بلند كردن دست به نشانه عذرخواهي و... ميتواند در پيشگيري از بسياري از اين درگيريهاي خياباني و لحظهاي مؤثر باشد و به اصطلاح شر يا غائله را بخوابانند.
افزايش درگيريهاي خياباني در سالهاي اخير
هر چند درگيري و نزاعهاي خياباني پديدههاي نوظهوري نيستند و در دهههاي گذشته نيز مسبوق به سابقه بودهاند ولي تشديد نزاعهاي خياباني در سالهاي اخير، موجي از نگراني را در نزد خانوادههاي ايراني ايجاد كرده كه ضرورت برخورد با اين ناهنجاري را دو چندان ميكند. دلايل بسياري در گسترش اين پديده شوم متصور است: پايين آمدن آستانه تحمل در افراد، بالا رفتن سطح پرخاشگري در مردم، رواج بينشها و باورهاي غلط اجتماعي، سست شدن برخي روابط اجتماعي، فشار و استرس ناشي از مشكلات اقتصادي را ميتوان به عنوان بخشي از اين دلايل قلمداد كرد. بر اساس گزارش پزشكي قانوني نيز در چهار ماهه نخست سال جاري 244 هزار و 698 نفر به دليل صدمات ناشي از نزاع به پزشكي قانوني مراجعه كردهاند كه اين آمار در مقايسه با سال گذشته از رشد 9 درصدي برخوردار بوده است.
دكتر مريم تيموري متخصص پزشكي قانوني در اينباره ميگويد: «افزايش درگيريهاي خياباني در سالهاي اخير نشأت گرفته از عوامل مختلف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي است. متأسفانه شكسته شدن قبح برخي از ناهنجاريها، عدم برخورد صريح و سريع قانوني با بر همزنندگان نظم و امنيت عمومي، نمايش برخي فيلمها و سريالهاي سينمايي با صحنههاي درگيري و قتل باعث شده تا استفاده از سلاح سرد نظير چاقو، قمه و شمشير در برخي از درگيريهاي خياباني و حتي قومي و قبيلهاي امري عادي تلقي شود.»
وي همچنين مشكلات اقتصادي، بيكاري و اعتياد را نيز از عمده دلايل اين موضوع ميداند و معتقد است: «فقر آموزشي و فرهنگي نيز باعث شده تا بسياري از جوانان، شيوههاي كنترل خشم را نياموزند و با كوچكترين جرقه، آتش درگيري را شعلهور سازند كه قطع به يقين، دود اين آتش به چشم خودشان و ساير افراد جامعه خواهد رفت.»
رابطه تحصيلات و ميزان ناهنجاريها
اين استاد دانشگاه معتقد است طيف فرهنگي جامعه نيز در بروز درگيريهاي مختلف يا جلوگيري از بروز آنها نقش دارند. به عنوان مثال در هر شهري برخي از محلات يا نواحي وجود دارند كه گزارش دعوا يا قتل به مراتب بيشتر از ساير نواحي است. اين نواحي عمدتاً در حاشيه شهرها قرار دارند و از خدمات اجتماعي نيز بهره چنداني نميبرند. در واقع نوع رفتار يا سطح تحصيلات و شغل افراد يك ناحيه يا يك محله در بروز درگيريهاي خياباني نقش اساسي دارد و بالعكس هر قدر سطح تحصيلات، آموزههاي مذهبي و رعايت هنجارهاي فرهنگي در منطقهاي بيشتر باشد، ميزان درگيري يا ناهنجاريهاي اجتماعي و فرهنگي كمتر است.
نقش آموزههاي مذهبي در كاهش تنش و درگيري
دكتر تيموري ميگويد:«هر چند بروز نزاع و درگيري در همه شهرهاي كشور اجتنابناپذير است ولي ميزان جرم و جنايت در شهرهاي كويري و مذهبي به دليل پررنگ بودن آموزههاي مذهبي بسيار پايينتر از ساير نقاط كشور است. البته در ساير شهرها هم در برخي ايام سال نظير ماه مبارك رمضان يا ايام عزاداري سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) ميزان درگيريها به شدت كاهش مييابد كه اين خود نشان از اهميت مذهب يا تأثير آموزههاي ديني در كنترل خشم و كظم غيض ميباشد.»
آموزش عمومي و كنترل خشم
اين متخصص پزشكي قانوني، گسترش آموزش عمومي در كنترل خشم و بالا بردن آستانه تحمل را نيز يكي از اصليترين راهكارهاي جلوگيري از درگيريهاي خياباني در جوامع امروزي ميداند. وي معتقد است:«نقش صدا و سيما، آموزش و پرورش و ساير نهادهاي نظارتي و فرهنگي در اين رويكرد تأثير بسزايي خواهد داشت و جا دارد مسئولان در خصوص استفاده از پتانسيل اين ادارات و سازمانها گامهاي اساسي و غيركليشهاي بردارند. در ضمن به نظر ميرسد يك ساختارشكني و بازنگري اساسي در خصوص آموزشها، تعليم و تربيت فردي و اجتماعي در جامعه و جهتگيريهاي مديريت فرهنگي كشور مورد نياز است تا روح تبعيت از قانون و رعايت حريم همنوع بدون ملاحظات قوميتي، مذهبي و سياسي در جامعه نهادينه شود.»
سخن آخر
دكتر تيموري در پايان با تأكيد بر اين نكته كه جلوگيري از گسترش درگيريهاي خياباني و ناهنجاريهاي اجتماعي يك شبه و با صدور چند بخشنامه امكانپذير نيست، ميگويد:«هر چند اقدامات پيشگيرانه در هر مرحلهاي چارهاي اساسي و زيربنايي محسوب ميشود ولي اجراي بموقع قانون و مجازات عاملين ناآرامي در جامعه در اسرع وقت نيز در كنترل و پيشگيري از جرائم خياباني نقش اساسي دارد. اطاله برخي دادرسيها منجر به رشد ناهنجاريها و عادي شدن آن نزد افراد ميشود. با اجراي سريع قانون امنيت خاطر در ضاربان و بر هم زنندگان نظم و امنيت عمومي از بين ميرود و مطمئن خواهند شد كه در صورت تخلف و قدرتنمايي با برخورد قاطع از سوي نهادهاي امنيتي و نظارتي مواجه خواهند شد.»