ميزباني بازيهاي آسيايي به هر كشوري نميرسد. علاوه بر امكانات سختافزاري كافي، كشوري كه بخواهد امتياز ميزباني را بگيرد ميبايست لابيهاي تنگاتنگي با شوراي المپيك آسيايي و سران آن داشته باشد؛ امتيازي كه كره جنوبي از آن بهرهمند شد و هر لحظه كه اراده كرد داوران آسيايي به راحتي آب خوردن رأي را به ورزشكاران كرهاي دادند.
باورش سخت است در رشتهاي كه صاحب و مدعي آن هستيم ورزشكارمان با قضاوتي مضحك و از پيش تمرين شده از رسيدن به مدال طلا بازبمانند. عبدولي اگر در لندن يك بار طعم تلخ حق خوري را چشيده بود اين بار در شرق قاره آسيا چنان حق كشي را ديد كه نه تنها او بلكه كل دنيا از ديدن آن متاسف شدند. شش بار فن فيتو را روي حريف كرهاي اجرا كرد، رقيب در اوج ناتواني ضربه شد و داور وسط دست او را به عنوان فرد برنده بالا برد ولي با يك اعتراض كوچك بازنده شد. مقامات كرهاي در شرايطي مدال طلا را به گردن كشتيگير خود انداختند كه رئيس كنفدراسيون كشتي آسيا هم كرهاي است و در پاسخ به اعتراضات ايرانيها گفت: من چيزي از قضاوت و داوري نميدانم! تركتازي ميزبان به حدي بود كه حتي دو داور ايراني حاضر در مسابقات هم جرأت حرف زدن نداشتند.
اين ماجرا تنها يكي از حقخوريهايي است كه در هفدهمين دوره بازيها عليه ورزشكاران ايراني و همچنين ساير ورزشكاران رخ داد. بدون شك بررسي دقيق داوريها ادعاي ما را ثابت ميكند. كره علاوه بر ميزباني نه چندان مطلوب خود در اين دوره از رقابتها تا توانست داوريها را به سود خود تغيير داد؛ كاري كه با روح مسابقات كاملاً مغايرت دارد. با اين حال در قاره كهن كسي به چنين مسائلي توجه ندارد. سالهاي سال است كه شوراي المپيك آسيا زير نظر IOC فعاليت ميكند ولي اصولاً مسابقاتي كه متولياش اين شورا باشد پر است از ناداوري و حقكشي. حال آنكه اگر كرهايها هم يك طرف قضيه باشند مسائل حاشيهاي چند برابر ميشود.
با تمام اين احوال و در حالي كه ورزش در سراسر جهان رو به پيشرفت است، در قاره ما اتفاقات حاشيهاي و اعمال نفوذهاي بيپايان اجازه پيشرفت به كسي نميدهد. همين كرهايها هر جا و هر زمان كه ميزباني به كشورشان ميرسد آنقدر شرايط را به سود خود عوض ميكنند كه عالم و آدم به ناداوريهاي صورت گرفته پي ميبرند. نمونه معروف آن بلايي بود كه در جام جهاني 2002 سر اسپانيا و ايتاليا آمد و دو تيم بزرگ فوتبال جهان قرباني جاهطلبي كره شدند. جالب اينجاست لابيهاي اين كشور شرق آسيا در ورزش آنقدر قوي است كه همان موقع نيز فيفا حتي جرات نكرد از حق ضايع شده ماتادورها و لاجورديپوشان دفاع كند.
در بازيهاي آسيايي نير همان طور كه انتظار ميرفت مقامات OCA ترجيح دادند بيجهت خود را با كره در نيندازند و به حمايت از كشوري كه براي پيشرفت ظاهري ورزشكارانش دست به هر اقدام ناجوانمردانهاي ميزند ادامه دهند. به عقب كه برگرديم نمونههاي زيادي از اين دست اعمال سليقههاي ميزبانها پيدا ميكنيم. بازيهاي آسيايي قطر از آن جمله است، جايي كه در تمام مسابقات به وضوح قضاوتهايي ديده شد كه بايد ميزبان پيروز از آنها خارج ميشد. گويا اين رسم ورزش قاره كهن است كه ميزبان از چنين مصونيتي برخوردار باشد، رسمي كه در دنياي ورزش كاملاً منسوخ و بهفراموشي سپرده شده است.
در چنين اوضاعي تنها راه باقي مانده همبستگي همه كشورهاي آسيايي براي مقابله با اين ناداوريهاي منسوخ شده است كه در المپيك آسيايي به وفور يافت ميشود، ناداوريهايي كه هيچ بعيد نيست چهار سال ديگر در اندونزي سد راه موفقيت بسياري از ورزشكاران ديگر شود. به اين شرط كه كه همه كشورها خواستار برچيده شدن اين اعمال نفوذهاي مخرب باشند و در اين راه متحد و همسو با يكديگر پيش بروند آن وقت ميتوان اميدوار بود كه ورزش قاره كهن روزي به سطح جهاني برسد.