اين وضعيت براي محصلين از پيش دبستاني تادوران دانشجويي كاملاً صدق ميكند. شايد شما جزو آن دسته افرادي باشيد كه روز اول مدرسه با چشم گريان با پدر و مادر خود خداحافظي كرديد، يا اينكه صرفاً با ديدن ِاشك ريختن ديگر همسن و سالهاي خود در آستانه ورودي مدرسه، به اين نتيجه رسيديد كه شما هم بايد گريه كنيد، شايد هم از آنهايي بوديد كه از همان روز اول عاشق پيوستن به محيط مدرسه و پيدا كردن دوست و سوادآموزي بوده و با نشاط و بياضطراب سر كلاس درس حاضر شديد. به هر حال بايد اين نكته را در ذهن داشت كه همه يكسان نيستند، اين مشكل براي برخي از دانشآموزان به قدري پيشروي كرده و پررنگ ميشود كه آنها را از ادامه فعاليتهاي عادي بازميدارد. نگراني و ترس از بازگشتن به مدرسه ميتواند به خاطر مجموعهاي از عوامل در هم تنيده باشد. در اين ميان والدين و مسئولان مدرسه بايد سرنخها را شناخته و از پيچيده شدن اين كلاف جلوگيري كنند.
گاه اتفاقاتي نظير جابهجايي به محلهاي جديد، مهاجرت از شهر يا حتي كشوري به دياري ناشناخته نيز مزيد بر علت شده و بر اين اضطراب دامن ميزند. براي بسياري از دانشآموزان تغيير مدرسه كه در پي نقل مكان به محله جديد به آنها اجبار ميشود، يك تغيير بزرگ محسوب ميشود. خصوصاً نوجوانان نسبت به داراييها و روابط خود احساس تعلق ويژهاي دارند و با از دست دادن روابط قبلي و ورود به فضاي جديد، علاوه بر تغييرات شخصيتي كه درون خود درحال تجربه كردن آن هستند، با چالش روبهرو ميشوند. نگراني از اينكه آيا به قدر كافي با محيط جديد وفق پيدا خواهم كرد؟ آيا ميتوانم دوست پيدا كنم؟ اگر موفق نشوم چه اتفاقي ميافتد؟ اگر تنها بمانم چه؟ اگر اشتباهي از من سر بزند آيا مورد تمسخر ديگران قرار خواهم گرفت؟ معلمانم چگونه خواهند بود؟ آيا ميتوانم با آنهابه راحتي ارتباط برقرار كنم؟ آيا دوستشان خواهم داشت؟ آيا مرا دوست خواهند داشت؟
چگونه به فرزند خود كمك كنيد
خانم رايشِل كاسادا لومَن، كارشناس ارشد روانشناسي، براي غلبه بر ترس و اضطراب بازگشتن به مدرسه راهكارهايي ارائه ميدهد:
1. در صورت امكان، برنامه درسي فرزند خود را زودتر از شروع مدرسه بگيريد. دانستن اينكه چه چيزي در انتظار شماست ميتواند كمككننده باشد.
2. پيش از بازگشايي مدرسه به همراه فرزند خود به ساختمان مدرسه رفته و اجازه دهيد كه او با فضاي كلاسها آشنا شود، اين ميتواند تا حد زيادي از ترس او بكاهد.
3. اگر مدرسه برنامه معارفه و آشنايي ترتيب داده است، حتماً فرزند خود را ثبت نام كنيد. اين به ويژه ميتواند براي او مفيد باشد. در اين دست مراسمها بچهها نه تنها با قواعد مدرسه آشنا ميشوند بلكه فرصتي مهيا ميشود كه دوستاني پيدا كنند.
4. از سلامت تغذيه، استراحت كافي و ورزش فرزندتان اطمينان حاصل كنيد. معمولاً حين دچار شدن به استرس و نگراني، نسبت به حفظ سلامتي بيتوجه ميشويم، اين مسئله در مورد نوجوانان هم صدق ميكند. وقتي سر و كله عوامل استرسزا پيدا ميشود، يك دانشآموز گرسنه كه از قضا دچار كمخوابي هم شده و مدتي هم به تنبلي عادت كرده است، ميتواند به شدت تحت تأثير قرار بگيرد.
5. فرزند خود را تشويق كنيد كه راجع به احساس ترس و اضطرابش با شما صحبت كند. به او اجازه دهيد كه بفهمد احساساتش كاملاً عادي است.
6. به فرزند خود كمك كنيد كه با شرايط جديد هماهنگ شود. او را تشويق كنيد كه به گروههاي ورزشي و فعاليتهاي فوق برنامه بپيوندد كه اين اقدامات جرقهاي براي شكوفا شدن استعدادهاي او خواهد بود. خصوصاً اگر مدرسهاي كه فرزند شما قرار است به آنجا برود يك مدرسه بزرگ است، مشاركت و درگير شدن با امور اين چنيني بسيار اهميت دارد به اين ترتيب فرزند شما ميتواند در محيطي بزرگ، اجتماعي كوچك بسازد.
7. در صورت امكان با مشاور مدرسه فرزند خود قبل از بازگشايي مدارس صحبت كنيد. مشاوران مدرسه حاميان شگفتانگيزي هستند كه ميتوانند به فرزند شما كمك كنند به سلامت از اين حالت گذار عبور كند.
وقتي پاي مشاوره حرفهاي به ميان ميآيد كه...
كاسادا لومن مراجعه به يك روانشناس را در صورتي لازم ميداند كه، نگراني فرزند شما:
ـ بيش از حد معمول تكرار شده و شدت گرفته باشد.
ـ با گذر زمان بهبود نيابد.
ـ غالباً ذهن او را اشغال كرده باشد.
ـ به صورت اختلال در خواب و خوراكش نمايان شود.
ـ فعاليتهاي روزمره او را تحتالشعاع خود قرار دهد.
ـ منجر به افسردگي شود.
ممكن است با خودتان بگوييد اينها كارهاي سادهاي نيستند و قواعد سختگيرانه مدارس اجازه نميدهد كه اقداماتي نظير دريافت برنامه درسي از پيش يا ديدن كلاسها قبل از بازگشايي مدارس و... از جانب والدين صورت بگيرد اما مسئله مهمي پيش روي شماست و آن رفع نگراني و اضطراب و ترس فرزندتان است تا بتواند با خيالي آسوده و با اشتياق به كسب علم و دانش و رشد اجتماعياش برسد. مطمئناً مسئولان و مشاوران آگاه و دلسوز مدرسه هم مشتاق رسيدگي و كمك به دانشآموزان هستند. پس بهتر است منفيبافي را كنار گذاشته و براي رهايي فرزند خود از چنگال اين اوهام پافشاري كنيد.
مدرسه يا زندان؟!
دكتر پيترگري، پروفسور و پژوهشگر در دانشگاه بوستون اشاره ميكند كه «شايد فرزند شما به اين دليل علاقهاي به رفتن به مدرسه ندارد كه عاشق آزادي است» و رعايت انضباط، حفظ چارچوبها و قواعد مدرسه نقش ميلههاي زندان را براي او بازي ميكنند. بنابراين لازم است كه حتي يكبار از ديد او به اين مسئله نگاه كنيد. آنگاه خواهيد ديد كه مدرسه ميتواند همان زندان باشد با اين تفاوت كه تبعاتش به بعد از خروج از مدرسه هم خواهد كشيد. جداي از قواعد سختگيرانه و بكن نكنهاي معلم، ناظم و مدير، حجم زيادي از تكاليف را هم بايد به دوش كشيد و به خانه بازگشت!
سؤال اينجاست كه اگر مدرسه زندان است چرا حاضر ميشويم فرزندان خود را حدود 12 سال بفرستيم كه آب خنك بخورند؟ اگر به درستي به اين قضيه نگاه كنيم درمييابيم كه مدرسه به خودي خود زندان نيست. منظور از مدرسه صرفاً يك ساختمان چند طبقه با تعدادي كلاس نيست بلكه حضور دانشآموزان، معلمان و كادر مدرسه است كه آن را ميسازد. اگر خصوصاً معلمان از تمام توانمنديهاي خود براي هر چه مؤثرتر بودن استفاده نكنند، صرفاً ساعاتي را براي رفع تكليف سر كلاس حاضر شوند و درس خود را بدهند و بروند، تلاشي براي جذابتر ساختن مفاهيم و برانگيختن حس كنجكاوي و... دانشآموزان نكنند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
مسئله وقتي بغرنجتر ميشود كه نتوانند به رغم حفظ حريم شخصي خود با دانشآموزان ارتباطات صميمي برقرار كنند. يا اينكه براي حفظ نظم كلاس به اشتباه از روشهاي پرخاشگرانه و ناكارآمد استفاده كنند. هر چه به دانشآموزان فرصت بيشتري براي مشاركت داده شود و كلاس از حالت معلممحوري خارج گردد، به نفع همه خواهد بود. مگر نه اين است كه انتظار ميرود با تحصيل و كسب علم در مدرسه و دانشگاه، فرزندانمان انسانهايي رشد يافته در عرصه اجتماع ظاهر شده و آينده شغلي بهتري داشته و مفيد و مؤثر باشند؟
آزمايشگاهها و كارگاههاي مدارس حتي آنهايي كه به خوبي تجهيز شدهاند، معمولاً جزو اماكني نيستند كه بچهها به راحتي بتوانند در آنجا حضور يافته و از امكاناتش استفاده كنند و متأسفانه شايد خود متصديان هم به قدر كافي به نحوه كار با ابزار موجود مسلط نباشند. بسياري اوقات ظاهر كلاسها هم به قدر كافي براي دانشآموزان اشتياقبرانگيز نيست. خصوصاً چيدمان نيمكتها به گونهاي نيست كه همه دانشآموزان به يك اندازه از ديدن و ديده شدن سهم داشته باشند.
قرار گرفتن نيمكتها پشت سر هم، گويي تقدم و تأخري براي دانشآموزان ايجاد ميكند و اين طور جا افتاده است كه رديفهاي آخر جاي بچههايي است كه تمايلي به توجه به درس نداشته يا مدام در حال شيطنت هستند. هميشه اين ذهنيت وجود دارد كه دانشآموزان درسخوان رديفهاي اول مينشينند و جاي درسنخوانها انتهاي كلاس است. اگر محل نشستن دانشآموزان دايرهوار دور تا دور فضاي كلاس بوده و حضور و فعاليت يكايك آنها براي آموزگار مهم باشد، با بهبود وضعيت روبهرو خواهيم شد. به اين جا كه ميرسيم با مشكل كمبود كلاس، مدرسه و بودجه و... مواجه ميشويم! و پاسخ دادن به اين سؤال كه آيا وقت آن نرسيده است كه اقدامي مؤثر جهت پاسخگويي به نيازهاي ضروري فرزندان اين سرزمين صورت بگيرد؟