
در روزهاي اخير اخباري به بيرون درز كرده كه از طرح جديد عربي- صهيونيستي
براي دورزدن طرحها و توافقات قبلي در خصوص حل بحران فلسطين پرده
برميدارد. در اين طرح پيشنهاد شده كه 1600 كيلومتر از اراضي صحراي سينا به نوار غزه ملحق شود تا به تعبير محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان آوارگان فلسطيني به جاي بازگشت به كرانه باختري در اين منطقه اسكان يابند. البته خود محمود عباس به گونهاي موضع گرفته كه انگار مخالف اين طرح است و به نوشته خبرگزاري آلمان در نشست اخير جنبش فتح در رامالله گفت:
«...اسرائيل مانعي نميبيند كه كشوري در نوار غزه وجود داشته باشد ولي ميخواهد در كرانه باختري فقط خودمختاري وجود داشته باشد به همين علت ايگور ايلند مشاور اسرائيلي طرح خود را ارائه كرد كه شامل افزودن 1600 كيلومتر مربع از خاك منطقه سينا به نوار غزه براي اسكان همه آوارگان است.» البته اظهارات نبيلالعربي دبيركل اتحاديه عرب درباره نقش احتمالي محمود عباس در قضيه قابل تأمل است كه گفته است: «صحبت از توافق مرسي و محمودعباس براي دريافت مناطقي از سينا به هيچ وجه پذيرفتني نيست و من از آن اطلاعي ندارم». در اين ميان برخي منابع از نقش عربستان نيز سخن گفتهاند. چنانكه شبكه تلويزيوني الميادين گزارش داد: «منابع اسرائيلي از پيشنهاد اين رژيم به مصر براي توافق سهجانبه با عربستان سعودي به منظور ملحق كردن بخشي از صحراي سينا به نوار غزه خبر دادند. بر اساس اين طرح پيشنهادي اسرائيل، مصر بايد بخشي از صحراي سينا تا شهرالعريش را به ساكنان فلسطيني نوار غزه واگذار كند. نكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه بهرغم گذشت چند روز از درز و انتشار اين خبرها (كه به نظر ميرسد نوعي تست زني براي ارزيابي واكنشها نيز محسوب ميشود) مصر و عربستان مواضعي دال بر رد اين اخبار اتخاذ نكردهاند كه چنين رفتاري احتمال نقش اين دو كشور را در ارائه طرح تجزيهطلبانه نوين تقويت ميكند. در اين صورت اين سؤال مطرح ميشود كه اين دو كشور عربي در ازاي اين موافقت چه چيزي دريافت كردهاند؟ در پاسخ هرچند تاكنون هيچ اطلاعات يا مدرك و سند معتبري در اين زمينه منتشر نشده است اما با بررسي روند تحولات منطقه ميتوان گفت براندازي دولت اخوانالمسلمين در مصر و تأييد آن از سوي منابع اسرائيلي و غربي احتمالاً مهمترين مابه ازايي بوده است كه مصر و عربستان در ازاي موافقت با طرح جديد اسرائيل دريافت كردهاند.
اما سؤال مهم ديگري كه مطرح است اينكه رژيم صهيونيستي از ارائه طرح الحاق 1600 كيلومتر از اراضي صحراي سينا به نوار غزه چه اهدافي را دنبال ميكند و آشكارسازي اين طرح با جنگ اخير غزه چه ارتباطي پيدا ميكند؟
از چند منظر ميتوان به اين سؤال پاسخ داد؛ نخست اينكه دور زدن قطعنامهها و طرحهاي بينالمللي گذشته در خصوص خروج بدون قيد و شرط رژيم صهيونيستي از اراضي اشغالي كرانه باختري و نوار غزه براي تشكيل دولت فلسطيني در اين مناطق كه در قطعنامههاي 242 و 338 شوراي امنيت نيز تصريح و تأكيد شده، همواره در دستور كار اين رژيم قرار داشته است اما با توجه به اينكه اين رژيم در طول چند دهه گذشته بخشهاي وسيعي از كرانه باختري را به احداث شهركهاي صهيونيستنشين اختصاص داده و بيش از نيم ميليون مهاجر افراطي را در اين شهركها اسكان داده است كه در حال حاضر نيز هيچ قصدي براي برچيدن اين شهركها ندارد لذا در تلاش است با ارائه طرحهايي همچون اسكان آوارگان فلسطيني در صحراي سينا صورت مسئله را پاك كند و قطعنامهها و توافقات گذشته را بياعتبار سازد و از اين طريق زمينه را براي تحميل طرحهاي يكجانبه خود فراهم كند.
دوم اينكه تغيير نقشه خاورميانه همواره در دستور كار رژيم صهيونيستي قرار داشته است و اين تغيير از هر نقطه شروع شود (از سودان، عراق و سوريه گرفته تا صحراي سينا) در نهايت به نفع اين رژيم تمام ميشود چراكه تغيير نقشه به مفهوم كوچك كردن كشورهاي بزرگ همچون مصر است و هر چند در مقطع كنوني صحبت از الحاق بخشهايي از مناطق صحرايي مصر است اما در صورتي كه به هر دليل و توجيهي از خاك مصر جدا شود هيچ تضميني براي حفظ يكپارچگي بقيه مناطق خاك اين كشور وجود نخواهد داشت.
سوم اينكه به نظر ميرسد رژيم صهيونيستي در پوشش ارائه طرح الحاق بخشهايي از صحراي سينا به نوار غزه ميخواهد راهبرد قبلي خود را در خصوص ارائه تصويري تروريستگونه از دولت حماس به پيش ببرد و از اين طريق ميان حماس و گروههاي مقاومت در غزه و ديگر گروههاي وابسته به القاعده كه در صحراي سينا فعاليت ميكنند ارتباط «اين هماني» برقرار كند و از اين طريق به اعتبار اين گروهها خدشه وارد سازد. با توجه به اينكه پيش از اين خانم كلينتون وزير امور خارجه سابق امريكا از وجود طرحي براي تشكيل دولت داعش در صحراي سيناي مصر پرده برداشته بود، بر اين اساس طرح پيشنهادي جديد رژيم صهيونيستي ميتواند بازتوليد همان طرح باشد.
چهارم اينكه ايجاد اختلاف ميان فلسطينيها و مصريها ميتواند بخش ديگري از اهداف اعلام نشده رژيم صهيونيستي از ارائه طرح الحاق بخشهايي از صحراي سينا به نوار غزه باشد كما اينكه صحراي سينا در ابتدا در مالكيت و حاكميت فلسطين بود اما استعمار بريتانيا درسال 1906 آن را از فلسطين جدا كرد و به مصر پيوند داد. همچنين به نظر ميرسد ايجاد اختلاف بين فتح و حماس و جلوگيري از پاگيري دولت وفاق ملي از ديگر اهدافي است كه رژيم صهيونيستي در اين چارچوب دنبال ميكند.
همچنان كه ملاحظه ميشود رژيم صهيونيستي اهداف چندگانهاي از ارائه طرح الحاق بخشهايي از صحراي سينا به نوار غزه را پيگيري ميكند و اين طرح همانند ساير طرحهاي يكجانبه اين رژيم تلاشي براي دور زدن طرحها و قطعنامههاي بينالمللي و بياعتبار كردن آنها و همچنين تلاشي جديد براي تغيير نقشه خاورميانه محسوب ميشود و هر نوع موافقت فلسطيني و عربي با آن تحت هر بهانه و توجيهي به منزله افتادن در دام اين رژيم خواهد بود. بر اين اساس ميتوان گفت ارائه اين طرح نه حل بحران فلسطين بلكه پاك كردن صورت مسئله است.