کد خبر: 670626
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۴:۵۵
متأسفانه در كشور ما رسم است كه با پايان يافتن كار يك دولت يا كنار رفتن يك مقام از مسئوليت...
سيد امير قشمي

متأسفانه در كشور ما رسم است كه با پايان يافتن كار يك دولت يا كنار رفتن يك مقام از مسئوليت، سيل هجمه‌ها و انتقادات به سوي افراد مسئول در دولت‌هاي قبل سرازير مي‌شود، در واكاوي علل و زمينه‌هاي بروز اين پديده در كشور يكي از اصلي‌ترين زمينه‌ها را بايد در عدم سعه صدر و تحمل در برابر آرا و انديشه‌هاي مخالفان و پذيرش انتقادات از سوي بعضي از مديران كشور دانست، از آن جا كه بسياري از مديران ما در زمان مسئوليتشان هيچ گونه نقدي را برنمي‌تابند و انتقادات از سر دلسوزي كارشناسان و صاحبنظران را مداخله در امور مديريت، تشويش اذهان، سياه‌نمايي و. . . قلمداد مي‌كنند، از اين رو بسياري از منتقدان نيز عموماً به دلايل مختلفي همچون در امان ماندن از برخورد قهرآميز مديران يا به خاطر محروم نشدن از بعضي حقوق و مزايا، انتقادات خودشان را به بعد از رفتن وزير يا مقام مسئول آن دستگاه موكول مي‌كنند، در اين ميان وزارت آموزش و پرورش نيز از اين امر مستثني نبوده و از آنجا كه اين دستگاه بيش از هر نظام اجتماعي ديگر داراي فصل مشترك و ارتباط و تماس با آحاد مختلف مردم است و بخش عظيمي از مردم جامعه به طور روزمره در معرض سياست‌ها، فعاليت‌ها و برنامه‌هاي آن قرار مي‌گيرند لذا بيش از ديگر نهاد‌ها و سازمان‌ها عملكرد مديرانش حتي پس از گذشت سال‌ها قضاوت و داوري مي‌شود، اينك شاهد هستيم بسياري از كارشناسان و صاحبنظران و مديران فعلي، منشأ ناكار آمدي آموزش و پرورش را در تصميمات غيركارشناسانه از سوي مديران پيشين اين وزارتخانه مي‌دانند، قدر مسلم ريشه اين هجمه‌ها و انتقادات در آموزش و پرورش را كه مربوط به حال وگذشته نيست و به طور قطع به يقين بعد از پايان خدمت دولت يازدهم و مديران فعلي نيز ادامه خواهد يافت را بايد در تمركز شديد و نيز فقدان استراتژي كلان، فقدان نقشه راه و طرح جامع براي ايجاد يك نظام هدفمند در آموزش و پرورش دانست، تجربه سه دهه گذشته نشان مي‌دهد تصميمات اتخاذ شده در آموزش و پرورش عموماً بدون ضابطه و پشتوانه علمي و براساس آزمون و خطا و سليقه شخصي مديراني صورت گرفته است كه بر اساس قواعد سياسي چند صباحي سكان نظام تعليم و تربيت را عهده‌دار بوده‌اند و تقريباً در تمامي اين دوره‌ها نه تنها نقش معلمان از طرف آنان و سياستگذاران و برنامه‌ريزان ناديده گرفته شده است بلكه مديران مياني آموزش و پرورش نيز كمترين نقش را در تصميم‌گيري‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي آموزش و پرورش داشته‌اند و تنها خود را مجري دستورات و تصميمات وزارت متبوع مي‌دانند حتي اگر طرح و برنامه‌اي در استان يا منطقه تحت مسئوليت آنان قابليت اجرا نداشته باشد.

آنچه تاكنون درآموزش و پرورش رخ داده حاكي از آن است كه برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌ها در دستگاه تعليم و تربيت بيشتر از تفكرات و روحيات بالاترين مقام اين وزارتخانه ناشي مي‌شود؛ به عنوان مثال وزير قبلي آموزش و پرورش معتقد بود كه آموزش و پرورش بايد هرسال، هر ماه و هر هفته و حتي هر روز يك حرف تازه و برنامه جديدي داشته باشد، حاصل اين تفكر، تغييرات سريع و پي‌درپي در آموزش و پرورش بدون پيش‌بيني ساز و كار مرتبط با طرح‌ها و برنامه‌ها، به ويژه نيروهاي آموزش ديده و كارآمد بود كه به آشفتگي و درهم ريختگي اين نهاد عظيم انجاميد. با اينكه دبيرشوراي عالي آموزش و پرورش در آن زمان اعلام نمود كه به دليل وسعت و اهميت موضوع، اين سند به مرور زمان و طي چند مرحله به اجرا در مي‌آيد تا مشكلي در روند فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي پيش نيايد، اما اصرار بر اجراي همزمان طرح‌ها سبب گرديد تا بسياري از طرح‌ها و برنامه‌ها در دولت يازدهم برچيده يا به انحراف كشيده شود، بي‌ترديد اين امر علاوه بر اتلاف هزينه و منابع باعث ايجاد يأس و نااميدي در مجموعه آموزش و پرورش از هرگونه اصلاح در اين نهاد تأثيرگذار گرديد. خالي از لطف نخواهد بود تا در آستانه بازگشايي مدارس اشاره‌اي گذرا به سرانجام تعدادي از طرح‌ها و اقداماتي داشته باشيم كه به درست يا به اشتباه در دولت يازدهم از اولويت خارج شده است، طرح‌ها و پروژه‌هايي كه هزينه و وقت و انرژي بسياري صرف آنها شده است.

1 ـ طرح حيات طيبه يا همان مجتمع‌هاي آموزشي شهري كه طبق برنامه پيش‌بيني شده قرار بود به تدريج جايگزين بخش وسيعي از مدارس شود بعد از دوسال فعاليت، ازسال تحصيلي آينده منحل اعلام گرديد.

2 ـ طرح اجباري شدن شنا در مدارس كه از همان ابتدا هم از سوي مديران مدارس و خانواده‌ها جدي گرفته نشد به دليل فراهم نبودن زيرساخت‌ها و عدم بهره‌برداري از استخرهاي سرپوشيده كه وزير قول ساخت 4 هزار سالن ورزشي و400 استخر سر پوشيده را داده بود لغو گرديد، اين پروژه‌ها كه كلنگ بسياري از آنها در ابتداي دولت دهم زده شد، به گفته مديران كل استان‌ها به دليل كسري بودجه آموزش و پرورش بيشتر اين اماكن فرهنگي، ورزشي دچار فرسودگي شده و هم اينك تعداد زيادي از آنها به خرابه‌اي تبديل شده‌اند كه به گفته آنان با اين وضع اتمام اين پروژه‌ها در حال حاضر امكان‌پذير نخواهد بود مگر آن كه ساخت و تكميل آنها به خيران سپرده شود.

3 ـ اگرچه اهميت استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در مدارس به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي آموزش نوين بركسي پوشيده نيست، با اين حال فراهم نبودن زيرساخت‌هاي لازم آن، نظير كافي نبودن نيروي انساني متخصص و آموزش ديده، كمبود منابع مالي جهت تجهيز مدارس هوشمند، نبود دانش عمومي از كاربرد فناوري اطلاعات و اجراي ناقص سبب گرديد كه مدارس هوشمند مورد استقبال دانش‌آموزان و همكاران قرارنگيرد. گرچه مديران فعلي از اختصاص اعتبار براي اين كارخبر مي‌دهند اما به نظر مي‌رسد دستيابي به اهداف پيش‌بيني شده در تحقق آنچه در سند آمده است در كوتاه‌مدت و حتي ميان‌مدت قابل دسترسي نباشد.

4 ـ راه اندازي 10 هزار مدرسه قرآني كه به گفته مديران قبلي قرار بود در اين مدارس 5/1 ميليون دانش‌آموز در هرنيم سال و در نوبت بعد از ظهر مدارس آموزش قرآن ببينند غير كار آمد تشخيص داده شد و به مدارس خاص قرآني ويژه دانش‌آموزان دوره ابتدايي و در نهايت تقويت دارالقرآن‌ها با رويكردي متفاوت كه پيش از اين طرح وجود داشت تقليل پيدا كرد.

5 ـ جذب مربيان قرآن براي تدريس قرآن دانش‌آموزان كه به گواهي خود اين مربيان از تخصص آنها استفاده شاياني به عمل نيامد به همين منظور قرار است از سال تحصيلي آينده اين افراد در بعضي از استان‌ها به عنوان مربي پرورشي و معلم در مدارس ابتدايي به كار گرفته شوند.

6 ـ اختصاص مشاور به دوره ابتدايي از جمله طرح‌هاي خوش‌بينانه‌اي بود كه نشان مي‌دهد طراحان آن اطلاع چنداني از وضعيت نيروي انساني در اين دوره نداشتند چرا كه اين طرح، با توجه به كمبود شديد معلم در دوره ابتدايي و جبران آن توسط معلمان دوره اول و دوم متوسطه، سرباز معلم، نيروهاي خدماتي كه در طول خدمت خود مدرك كارشناسي اخذ كرده‌اند، همچنين تدريس اجباري مديران ابتدايي به مدت شش الي 10 ساعت در هفته و...، حداقل تا چند سال آينده قابليت اجرا ندارد.

طرح تقويت و گسترش اقامه نماز در مدارس، از جمله طرح‌هايي بود كه در دوره ابتدايي به علت افزايش پايه ششم به اين دوره و كمبود فضا و تبديل بيشتر نمازخانه‌ها و كتابخانه‌هاي مدارس به كلاس درس به حاشيه رانده شده است.

7 ـ واگذاري مسئوليت حوزه معاونت آموزش ابتدايي به خانم‌ها با تغيير وزير آموزش و پرورش در سطح وزارت و استان‌ها و شهرستان‌ها و مناطق به آقايان واگذار شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها