ابوي ميگويد: معدني نشي!
ميگويم: پدر من، معدن را كه از چنگ همسر آن مدير كذايي در آوردند. حالا ديگر چرا من معدني نشوم. منظورتان آب معدني است نكند؟ بناست آب معدنيها را جمع كنند؟ به بحران بيآبي تهران ربط دارد؟ ندارد؟ شايد موضوع فاضلاب پرديس است كه با آب آشاميدني قاطي شده يا...
ميگويد: پسر جان حرف مفت نزن. من يك حرف مفت زدم ببين تو چقدر صغري و كبري چيدي؟ منظور من همين بود كه به تو آموزش بدهم كه مثل من نشوي.
ميگويم: در اين دولت اتفاقاتي ميافتد كه در آن دولت هم ميافتاد پس فرقشان چيست؟ نبايد در اين مورد بنويسم.
ميگويد: نخير. اگر منظورت معدن است، دروغ است. نعمتزاده گفته اين قضيه مربوط به سال 1381 ميشود رسانهها بايد اطلاعات درست را به مردم منتقل كنند بنده و آقاي سرقيني معاونت امور معدني وزارت صنعت جلو اين كار را گرفتيم و چند بار نيز كار به دادگاه كشيده است.
ميگويم: پس باز هم رسانهها كار دست نعمتزاده دادند. يكبار عمل جراحي در خارج، يكبار غيبت طولاني در داخل، يكبار اطلاعات اشتباه خودرويي و مكدر كردن رئيسجمهور، يكبار معدن به نام اين و آن زدن... . راستي اين رسانهها چرا نميروند به جهنم.
ميگويد: نه. زياد ككشان نميگزد. رسانهها را اين يكي تفكيك جغرافيايي كرده!
ميگويم:يعني چه. يعني مردم مثلاً تهران و شهرهاي ديگر رسانه ميخوانند و باور نميكنند و ديگر مردم ميبينند و باور ميكنند؟
ميگويد: شيخ الوزرا گفته برخي رسانهها به گونهاي اطلاعرساني ميكنند كه اگر كسي در مناطق روستايي يا دورافتاده اين اخبار را بخواند با خود ميگويد ما به كساني رأي داديم كه امروز چنين كارهايي ميكنند.
ميگويم: خب اين هم مطلبي است. حالا فهميدم چرا گفتيد معدني نشوم.
ميگويد: چرا؟
ميگويم: براي اينكه هر چه در اين حوزه گفته ميشود، دروغ از كار در ميآيد.
ميگويد: نه اينكه در حوزههاي ديگر مثل مناطق آزاد و نفت و بانك مركزي و... اطلاعات صحيح داده ميشود و اصلاً گمانهزني رسانهها در كار نيست.
ميگويم: من فكر كردم فقط صدا و سيما در مظان اتهام خبرنارساني دولتي است.
ميگويد: همه رسانهها. ميفهمي. همه رسانهها.
ميگويم: مشكل دولت چيست؟
ميگويد: هنوز هم رسانه خود را ميخواهد و ديگر رسانهها را نميخواهد.
ميگويم: چرا؟
ميگويد: رسانه خوب رسانه ساكت است يا مجيزگوست و اين رسانه مرده است!