ابوي ميگويد: جيگيلي جيگول، پيگولي ژيگول!
ميگويم: ورد ميخوانيد. شما هم سرانجام دست به دامن اجنه شديد يا نه باز رفتهايد فيلمفارسي ديدهايد. حق هم داريد، بالاخره همه كه نميتوانند با زمانه رشد كنند و خودشان را تغيير دهند.
ابوي ميگويد: داشتم فكر ميكردم. و الا فيلمفارسي خوب قديمي حالا كجا گير ميآيد؟ فيلمفارسيهاي جديد هم كه سريال ميشوند! خوب شد يادم آوردي! براي تحقيقم بد نيست. يك فيلم بود مال دهه چهل به اسم جاهلها و ژيگولها، توش دو گروه جاهلها و ژيگولها در محله دائماً با هم درگير بودن. اما در پايان پس از درگيريهاي زياد يكي از جاهلها با خواهر يكي از ژيگولها و يكي از ژيگولها با خواهر يكي از جاهلها ازدواج ميكند و بدين ترتيب محله آرامش خود را باز مييابد.
ميگويم: تا دفترچه خاطراتتان را باز نكردهايد و اسرار مگو را بر ملا نساختهايد، لطفاً بگوييد به چه فكر ميكرديد؟ تحقيق چه؟ باز ميخواهيد مقاله علمي بنويسيد و رتبه علمي كشور را بالا ببريد؟
ميگويد: شاخ، خز، گاگول، خفن، ژيگول، سوسول و چند ده كلمه ديگه كه به كار ميبريم كه بهشون ميگن زبان خفي كه يا از نظر لغوي معنا ندارند يا به غير از معنايي كه دارن به كار گرفته ميشن. محققان زبان فارسي معتقدند كه زبان مخفي باعث آسيب ديدن زبان فارسي و نابودي آن ميشود... آيا واقعاً اينگونه است؟اين كلمهها از كجا اومدن؟ و چه آسيبهايي ممكن است داشته باشند؟ براي جلوگيري از اين آسيبها و حفظ زبان فارسي چه بايد كرد؟
ميگويم: موضوع جالبي است. اما از كجا به اينجا رسيديد. توجه داشته باشيد كه ستون اقتصادي است. در اينجا با فرهنگستان زبان نميشود در افتاد. بايد چند صفحه آن ورتر برويد در روزنامه. بعدش هم تازه درافتادن نداريم. ما فقط بايد هم را بنوازشيم.
ميگويد: يعني تركان اقتصاددان نيست. يعني نميشود از صحبتهاي تركان به اين ستون رسيد. يعني مناطق آزاد....
ميگويم: آهان. به خاطر صحبتهاي تركان در مورد ماشينسواري ژيگولها به اينجا رسيدهايد. خوب است. اما موضوع فراتر از اين است پدر من.
ميگويد: خب يكي از آن گروه برود، يك زن از آن گروه ديگر بگيرد و يكي از آن گروه ديگر بيايد يك زن از اين گروه بگيرد؛ ميشود اقتصاد هزار فاميل. منظورت همين بود؟
ميگويم: نه پدر من. منظورم اين بود كه كسي از ژيگولها نميپرسد از كجا آوردهاي؟ كسي فكر نميكند پول توي جيب ژيگول هم پول همين مملكت است. كسي...
ميگويد: من هي ميخواهم اين واژه ژيگول را حذف كنم، تو مثل جاهل فيلمها خودت را ميزني به آن كوچه! كسي حريف تو نميشود! انگار تعمداً ميخواهي ادبيات دولتمردان دوره قبل را به ادبيات اين دوره گره بزني، برو به جهنم. بزن بزن كه داري خوب ميزني...
ميگويم: اولاً تركان گفته كسي حريف كرباسيان نميشود، نه اولاد آدم. در ثاني گفتمان افراطي و تفريطي حاصلش يكي است. چه آن كسي كه به دنبال اقتصاد بسته بود و چه اين كسي كه به دنبال اقتصاد آزاد است، راه به جايي نميبرد، ته هر دو سياست رانندگي يك مشت تازه به دوران رسيده با ماشينهاي ميلياردي در خيابانهاست. هر ماشين پول ده تا خانه جمع و جور براي ملت!
ميگويد: پس ميتوان مادر تمام اين واژهها را در زايش پول بيشمار بيپدر خلاصه كرد.
ميگويم: نميدانم. فقط ميدانم اين تفكر كه هر كه هر چقدر از هر كجا درآورد و هر جور خرج كرد، نوش جانش، تفكر خطرناكي است. دودش به چشم تركان و كرباسيان و باقي آقايان فقط نميرود، دودش به چشم ملت ميرود. پس اقتصاد مقاومتي چه ميشود؟
ميگويد: اين را آن موقع كه وزير صنعت سال گذشته از آزادسازي واردات كالاهاي لوكس حمايت كرد و گفته بود سياستهاي اقتصاد مقاومتي هيچ ارتباطي به ممنوع كردن واردات تمامي كالاها ندارد، بايد ميگفتي. حالا كه ديگر كار از كار گذشته. كاسبي به راه است و ركود دارد ميرود. بيخيال الان را ببين، تا دور بعد كي مرده كي زنده! بيا به جاي بازي با لغات و مفاهيم برويم بارمان را ببنديم.
ميگويم: چگونه؟
ميگويد: اين بسته خروج از ركود كتابچهاي چيزي ندارد برويم ابتياع كنيم و بعدش شال و كلاه كنيم و برويم دنبال نقشه راه؟
ميگويم: اي ابوي ساده. شما درگير همان مفاهيم تكدر و جهنم و پالم و ژيگول باشيد تا من بروم در بازار يك دوري بزنم اگر كتابفروشي باز بود برايتان كتاب را بخرم و بياورم.
ابوي سر در گريبانش فرو برده و به فكريدنش ادامه ميدهد و من بيرون ميزنم تا در كوچه قدري وقت بگذرانم و با جواب منفي بازگردم.