
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده از روز پنجشنبه همزمان با مرگ مشكوك مرد ميانسالي در بيمارستان نورافشان به جريان افتاد. نخستين بررسيهاي پليس نشان داد مقتول علي چراغي پنجشنبه 16 مردادماه هنگامي كه در خيابان 196 غربي حوالي اتوبان شهيد باقري با ماشين وانتش در حال حمل ضايعات آهن ساختماني بوده، از سوي چهار كارگر پيمانكار شهرداري مورد حمله قرار گرفته و از ناحيه سر به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شده است. از سوي ديگر شاهدان عيني و پسر مقتول كه در صحنه حادثه حاضر بودند شهادت دادند كه در اين درگيري بعد از ضرب و شتم مقتول، يكي از كارگران با پنجه بوكس ضربهاي به سر مقتول زده و بعد هم همگي با ماشين از محل گريختهاند. همچنين مشخص شد چهار كارگر استخدام شركت پيمانكاري جمعآوري ضايعات شهرداري بودهاند.
پرونده در دادسرا
همزمان با تشكيل پرونده با موضوع قتل عمد، تحقيقات به دستور بازپرس سپيدنامه آغاز شد. سرانجام كارآگاهان روز سهشنبه موفق شدند سه نفر از ضاربان را به نامهاي بهنام، داود و سياوش دستگير كنند. سه متهم ديروز در بازجوييها به درگيري با مقتول اعتراف كردند.
متهم رديف اول
سياوش متهم اصلي پرونده گفت: دو سال است كه در اين شركت استخدام شدهام. كار ما گشتزني با ماشين در محدوده تعيين شده است و معمولاً در تيمهاي سه يا چهار نفري هستيم تا افرادي را كه مشغول جمعآوري ضايعات هستند كنترل كنيم. افرادي كه با ماشين يا گاري در سطح منطقه ضايعات جمعآوري ميكنند بايد مجوز داشته باشند وگرنه ما با آنها برخورد ميكنيم. اين افراد بايد در مرحله اول 150 هزار تومان پرداخت كنند تا مجوز فعاليت برايشان صادر شود و بعد از صدور مجوز بايد هر ماه 72 هزار تومان پرداخت كنند تا مجوزشان باطل نشود. وي ادامه داد: از آنجايي كه اين افراد فكر ميكنند اين پول به جيب ما ميرود براي شان سخت است كه پول بدهند به همين خاطر درگيري در كار ما خيلي زياد است و اگر هر روز درگير نشويم، يك روز در ميان درگيري داريم.
توضيح روز حادثه
متهم در توضيح ماجرا گفت: روز حادثه ما سه نفر و كارگري به نام هرمز در حال گشتزني بوديم كه متوجه شديم مقتول با وانتپيكانش در حال خريد ضايعات است. او از طريق بلندگو داد ميزد و پسرش هم پشت وانت بود كه با ماشين جلويش پيچيديم و متوقفش كرديم. وقتي ماشينش را نگه داشت، بهنام از ماشين پياده شد و درخواست مجوز كرد. مقتول گفت كه مجوز ندارد به همين خاطر داود جلوي ماشين او نشست و قرار شد كه پشت سر ماشين ما حركت كند تا به ايستگاه برويم، اما هنوز يك كوچه نرفته بوديم كه متوجه شدم او با داود درگير شده است . بلافاصله با ماشين به طرف آنها برگشتيم. مقتول در حال فحاشي بود كه هرمز او را به شدت كتك زد و درگيري آغاز شد.
پشيماني ديرهنگام
متهم در حالي كه پشيمان بود، گفت: من قبلاً معتاد به مواد روانگردان بودم و خيلي عصبي هستم. از دوستانم خواسته بودم وقتي درگيري پيش آمد مرا از محل دور كنند تا درگير نشوم. بهنام دست مرا گرفت و به داخل ماشين برد اما وقتي فحاشي او را شنيدم، طاقت نياوردم و تصميم گرفتم چوب دستي كه داخل ماشين است بردارم و شيشه ماشينش را بشكنم، اما پشيمان شدم و با دست خالي به سراغش رفتم. وقتي نزديكش شدم، او تلفن همراهش را به طرف من پرتاب كرد و من با دست چپ سيلي محكمي به سمت راست صورتش زدم كه او به شدت زمين خورد و كف بالا آورد. بعد هم همراه دوستانم از محل گريختيم. وي در پاسخ به سؤال بازپرس كه شاهدان گفته بودند با پنجه بوكس ضربه زدهاي مدعي شد با دست خالي ضربه زده است.
درخواست مجوز كرديم
بهنام يكي ديگر از متهمان گفت: وقتي ماشين مقتول را نگه داشتيم، من از او خواستم مجوزش را بدهد، اما مجوزي نداشت، به همين خاطر از او خواستيم به ايستگاه بيايد كه مقاومت كرد و درگير شديم. بهنام در ادعايي گفت: من با او درگير نشدم و فقط هرمز و سياوش او را با دست كتك زدند. وي ادامه داد: بعد از حادثه ماشين را به ايستگاه برديم كه مدير آن قسمت به ما گفت ماشين را به پاركينگ ببريم و چند روزي در محل كار آفتابي نشويم تا آبها از آسياب بيفتد. حتي چند روز قبل هم مديرعامل براي من از طريق كارت پول فرستاد و از من خواست تا جي پي اس ماشين را از كار بيندازم.
دخالت نداشتم
داود هم در بازجوييها گفت: من اصلاً در درگيري دخالت نكردم و فقط سياوش و هرمز او را كتك زدند. وي ادامه داد: بعد از حادثه ما قصد فرار نداشتيم و حتي روز بعد از حادثه به محل كار آمدم اما مديرعامل از من خواست تا چند روزي به محل كار نروم. او گفت اگر پليس شما را دستگير كند براي گرفتن اعتراف شما را شكنجه ميدهد و به همين خاطر من به خانهام برگشتم. بعد از اين در جلسه بازجويي سياوش درباره اظهارات دو همكارش گفت كه آنها در درگيري نقش داشتند و مقتول را كتك زدند.
تحقيقات از متهمان به دستور قاضي سپيدنامه از سوي كارآگاهان جنايي ادامه دارد. مأموران پليس در تلاشند تا متهم فراري اين پرونده را دستگير كنند تا زوايايي پنهان حادثه برملا شود.