کد خبر: 665904
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۸

آيا تمام علومي كه بشر به دست آورده است، همه محصول مستقيم همين تفكرهاي قياسي يا تجربيات و استقراهاي بشر است؟ يا عامل ديگري هم‏ در پيدايش معلومات دخالت داشته است كه احياناً هر وقت انسان از راه‏ تجربه و قياس عاجز مي‏مانده و راه بر او بسته بوده و در عين حال يك عشق و شوق و طلب فوق‏العاده‏اي‏ هم داشته است، يك وقت فكري به صورت يك برق در ذهنش جهيده بدون‏ اينكه آن برقي كه در ذهنش جهيده مسبوق به تجارب باشد و بدون اينكه آن‏ طور قياس منطقي ارسطويي تشكيل داده باشد؟ در ادامه مباحث ستون حكمت مطهر به پاي درس شهيد مطهري مي‌رويم و در كتاب «توحيد» ايشان پاسخ اين پرسش را مي‌يابيم.

الهام و علماي قديم

بوعلي سينا در تفسير اين آيه قرآن: «‌يكاد زيتها يضيي و لو لم تمسسه نار‌» را حمل بر اين موضوع‏ مي‏كند. اين آيه از آيات خيلي مشكل قرآن است. قدر مسلم هم اين است كه‏ اين آيه همين موضوع هدايت را بيان مي‏كند. از قديم مفسران راجع به اين‏ تمثيل قرآني كه راجع به چيست، بياناتي كرده‏اند و عده زيادي اين تمثيل‏ را براي نفس انساني از نظر استعداد هدايت‏گيري دانسته‏اند. روغن بايد خوب روشن بشود، فيتيله‏اي باشد و روشن بشود تا نور بدهد. در آخر آيه مي‏فرمايد، اين روغني كه براي تمثيل ذكر شده چنان روغني است كه بدون اينكه شراره‏اي، آتشي از خارج به آن برسد، خود به خود مي‏خواهد روشنايي بدهد. بعضي مفسران مي‏گويند كه اين، اشاره به يك عده از نفوس است كه آنها چنان آمادگي علم‏گيري‏ دارند كه بدون آنكه معلمي، مقدماتي دخالت داشته باشد، گاهي يك برقي‏ در آنها پيدا مي‏شود.

«الهام» از ديدگاه علماي جديد

اينشتين مي‏گويد، «عامل‏ اصلي پيدايش نظريات، آن الهاماتي است كه احياناً به دانشمندان مي‏شود.» در كتاب انسان موجود ناشناخته كه كتاب بسيار محققانه‏اي است، الكسيس‏ كارل مي‏گويد: «به يقين اكتشافات علمي، تنها محصول و اثر فكر آدمي نيست. اشراق، چيزهايي را كه بر ديگران پوشيده است مي‏يابد و روابط مجهول بين قضايايي را كه ظاهراً با هم ارتباطي ندارند مي‏بيند و وجود گنجينه‌هاي مجهول را به فراست درمي‏يابد.

ژاك هادامار رياضيدان بزرگ فرانسوي مي‏گويد: «هر دانشمند محققي كم و بيش اين احساس را كرده‏ است كه زندگي و مطالعات علمي او از يك رشته فعاليت‌هاي متناوب كه در عده‏اي از آنها اراده و شعور وي مؤثر بوده و بقيه حاصل يك سلسله الهامات‏ دروني مي‏باشند، تشكيل شده است.» پوان كاره مي‏گويد: «به كرات‏ براي من اتفاق افتاده است كه پس از آنكه يك رشته تحقيقات و تجسسات‏ طولاني علمي را بدون حصول نتيجه رها كرده‏ام، ناگهان در زمان استراحت يا هنگام گردش، بدون مقدمه و با كمال اطمينان فكري، برق‏آسا از خاطرم‏ خطور كرده و راه‏حل مطلب را به دستم داده است.»

اصطلاح علم لدني

يك اصطلاحي شايع است، مي‏گويند «علم لدني». اين‏ اصطلاح از آن آيه قرآن در داستان موسي و عبد صالح كه آمده «علمناهمن لدنا علما» گرفته شده‏ است. علم لدني يعني علمي كه منشأ آن تجسسات ظاهري بشري يا قياسات‏ و استدلالات و آزمايش‌ها نباشد، فقط خداوند افاضه كرده باشد.

حديث نبوي: اخلاص 40 روزه

حديثي از پيغمبر اكرم (ص)هست كه مي‏فرمايد: اگر كسي‏ چهل صباح اخلاص بورزد، مخلص بشود براي خدا، يعني تمام هواهاي نفساني و محركات و بواعث نفساني را از خودش دور كند، به طوري كه چهل شبانه‏روز مصداق قول ابراهيم باشد: «ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب‏ العالمين.» حركت كند براي خدا، ساكن شود براي خدا، حرف‏ بزند براي خدا، بخوابد براي خدا، غذا بخورد براي خدا، تمام حركات و سكناتش جنبه الهي پيدا كند، چشمه‌هايي از حكمت از دلش بر زبانش جاري مي‏شوند، جوششي از باطنش‏ به ظاهرش پيدا مي‏شود.

پاسخ كلي

در آثار ديني و مذهبي راجع به علم اشراقي و الهامي زياد داريم و مخصوصاً درباره رابطه آن با پاكي نفس انسان كه هر اندازه نفس انسان پاك‌تر باشد، بهره بيشتري از اين طور الهامات و اشراقات مي‏تواند داشته باشد. به هر حال اين مطلب نه تنها يك حرفي است كه‏ فلاسفه و علماي قديم و جديد زده‏اند، بلكه مورد تأييد اسلام هم هست: اسلام‏ هم قبول دارد كه پاره‏اي از علم‌ها هستند كه الهام و اشراقند.

بر‌گرفته از كتاب توحيد شهيد مطهري

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها