مدتي بود كه رفتارهاي سحر تغيير كرده بود اما هيچ كس فكر نميكرد اين تغيير رفتار به درخواست طلاق او از همسرش ختم شود اما انگار بدبيني سحر نسبت به پرهام تمامي نداشت. مخصوصاً از زماني كه با آن «خانم رمال» ارتباط برقرار كرده بود. اولش از فال قهوه شروع شد و بعد كم كم به گرفتن سركتاب و پيشگويي درباره زندگي او كشيده شد و آخر سر هم به اينكه «پرهام با زن ديگري ارتباط دارد» و «تو لايق اين هستي كه زندگي بهتري داشته باشي» و... خلاصه كمكم كار به طلاق و جدايي كشيد. بيچاره دخترك خبر نداشت كه زن رمال چه نقشه شومي براي او كشيده است، حتي وقتي بعد از گذشت مدتي از طلاق سحر و پرهام، زن حيلهگر با چربزباني و سربسته موضوع دلباخته شدن مرد پولدار را با سحر در ميان گذاشت دخترك حتي ذرهاي شك نكرد كه شايد اين نقشهاي باشد كه از ماهها پيش زن رمال به واسطه پول كلاني كه از مرد پولدار گرفته، براي او كشيده است. سحر به حرفهاي بزرگترها گوش نداد و زماني متوجه شد فريب خورده است كه كار از كار گذشته بود. او حالا نه ميتوانست دوباره به پرهام فكر كند و نه ميدانست با درخواستهاي مكرر مرد پولدار كه از او خواستگاري كرده چه بايد بكند. او تازه متوجه شده بود كه چه فريب سختي خورده است.
سحر حالا راهي دادسرا شده تا از زن رمال شكايت كند، شايد از اين طريق بتواند جلوي از هم پاشيده شدن زندگيهاي ديگري را بگيرد.
اين حكايت تنها يكي از افراد جامعه است كه فقط و فقط از سر احساس و بدون توجه به توصيه بزرگترها، دوستان و آشنايان عقل خود را به دست يك زن حيلهگر رمال سپرد كه با چربزباني توانست او را نسبت به همسرش بدبين و سپس مقدمات جدايي او از همسرش را فراهم و بالاخره بتواند نقشه شوم خود را عملي كند.
متأسفانه فعاليت رمالها و دعانويسها در گوشه و كنار شهر رونق دوباره پيدا كرده و برخي از آنها چنان كار و بارشان گرفته كه درآمدشان از يك پزشك جراح، مهندس، تاجر يا فرد بازاري نيز بيشتر است. اين افراد كه به شيوههاي مختلف كار ميكنند در نقاط مختلف شهر سكونت دارند و هركدام با روشهاي خاص خود مردم را سركيسه ميكنند و باعث بر هم خوردن زندگيهاي زيادي ميشوند. حكايت سحر و پرهام تنها يك نمونه است و اگر بخواهيم در اين خصوص بازهم مثال بزنيم افراد زيادي را ميتوان نام برد كه بدون فكر كردن به عاقبت رفتن پيش رمال و دعانويس عقل خود را به اين افراد ميسپارند و متأسفانه در ازاي حرفهاي دروغ و پيشگوييهاي بياساس آنها مبالغ زيادي را نيز به آنها ميپردازند.
چند نمونه ديگر
صفحات حوادث روزنامهها گاهي اوقات دربردارنده خبرهاي ناگواري در اين خصوص است. خبرهاي تأسفباري كه از خواندن آنها شديداً متأثر ميشويم. اينكه چگونه يك فرد بالغ، عقل خود را به دست يك رمال ميسپارد، جاي تأسف دارد. به اين تيترها توجه كنيد: نجات دختر جوان از دست رمال شيطانصفت، مرد رمال كلاهبردار از آب درآمد، زن جوان در گرداب مرد رمال، تجاوز مرد رمال به زن جوان، رمال زيرك تاجر معروف را سركيسه كرد، توطئه شيطاني مرد رمال براي دختر جوان، دستگيري دعانويس قلابي، اعدام رمال متجاوز به نواميس مردم، مرد سادهلوح خانهاش را از دست داد و... اينها تنها بخشي از خبرهايي است كه در صفحه حوادث روزنامهها ميخوانيم و متأسفانه بررسيها نشان ميدهد اكثريت افرادي كه به رمالها مراجعه ميكنند به واسطه راهنمايي غلط رمالها در زندگي دچار مشكلات زيادي شدهاند. اگرچه آمار دقيقي از ميزان مراجعه افراد به رمالها وجود ندارد اما گفته ميشود 10 تا 15 درصد مردم به رمالها و دعانويسها مراجعه ميكنند. در اين ميان برخي از افراد نيز تحت عنوان احضار روح، شكستن طلسم و باز شدن بخت و... پولهاي كلاني به جيب ميزنند. فعاليت رمالها به گونهاي است كه نه تنها مردم عادي بلكه برخي از افراد تحصيلكرده نيز به آنان مراجعه ميكنند. نكته تأسفبار اينجاست كه بر اساس بررسيهاي انجام شده درصد بالايي از افرادي كه به رمالها مراجعه ميكنند باسواد هستند كه اين موضوع جاي تأمل دارد. همچنين بررسيها نشان ميدهد، خانمها بيشترين ميزان مراجعه به رمالها را دارند و اين مراجعه به گونهاي است كه بسياري از آنها شديداً تحت تأثير حرفهاي رمالها قرار ميگيرند و گاه اتفاقات ناگواري را نيز در اين خصوص شاهد هستيم.
تبليغات رمالها در مترو
جالب است بدانيد رمالها كار خود را درست ميدانند و اين قدر از سلامت فعاليت خود مطمئن هستند كه دست به تبليغات نيز ميزنند. ورودي متروي ميدان انقلاب نوجواني كه تراكت پخش ميكند برگهاي را به من ميدهد كه تبليغات يك رمال است. ابتدا فكر ميكنم اين برگه مثل هزاران برگه تبليغاتي ديگر است كه حوالي ميدان انقلاب در پايتخت دست به دست ميچرخد و خيلي از آنها نهايتاً از سطل زباله سر درميآورد اما اين برگه با همه برگههاي تبليغاتي تفاوت دارد. برگه تبليغاتي يك رمال است كه كلي هم براي خود كلاس گذاشته است. از عنوان استاد براي خودش استفاده كرده و خود را صاحب سبك و فردي باتجربه و امين معرفي كرده كه تاكنون توانسته مشكل صدها نفر را حل كند. خدا را شكر همهفن حريف هم هست علاوه بر مهارتش در احضار روح، بخت دخترهاي مجرد را هم باز ميكند، طلسم ميشكند و تمام 12 ماه سال آينده را پيشبيني ميكند. اتفاقاً آدم تحصيلكردهاي هم هست و به گفته خودش سالها در خارج از كشور سكونت داشته و تاكنون شاگردان زيادي را تربيت كرده است. خوب يادم هست كه چند روز پيش هم در مترو يك برگه تبليغاتي به دستم رسيد كه تبليغ فعاليتهاي يك رمال بود كه از او به عنوان استاد بزرگ و جادوگر نامبرده شده بود. اين تبليغات آشكار رمالها در حالي صورت ميگيرد كه مراجعه به صفحات حوادث روزنامهها نشان ميدهد بسياري از رمالها فعاليتشان به گونهاي است كه مشكلات زيادي را براي افراد درست كرده و تاكنون زندگي خيليها را خراب كردهاند. اين همه در حالي است كه گفته ميشود فعاليت رمالها غيرقانوني است و پليس با آنها برخورد ميكند. فرمانده نيروي انتظامي نيز چندي پيش با بيان اينكه چنين مسائلي با جامعه فرهيخته همخواني ندارد كه بخواهد فريب رمال، جادوگر و دعانويس را بخورند، اعلام كرد: «پليس مبارزهاي جدي در اين رابطه دارد. البته آمار دقيقي در اين رابطه نداريم اما تعداد آنان خيلي هم زياد نيست اما تبعات آن ممكن است گسترده باشد.» سردار اسماعيل احمديمقدم با تأكيد بر اينكه برخورد با چنين مواردي در دستور كار پليس قرار دارد، افزود: «بحث آموزش اولين گام در اين رابطه است چون افرادي كه دست به رمالي و چنين كارهايي ميزنند مغازه علني ندارند و افراد با رضايت خود به اين افراد مراجعه ميكنند. در برخي موارد مشاهده شده كه مورد سوءاستفاده جنسي و اخلاقي قرار ميگيرند و اختلافاتي در زندگي آنان اتفاق ميافتد و خسارات جبرانناپذير به جا ميگذارد.»
يك نمونه تأسفبار
اتفاقات ناگواري كه به خاطر مراجعه برخي از مردم به رمالها روي داده است يكي دو تا نيست اما در اين ميان گاهي اوقات اتفاقات ناگواري روي ميدهد كه تأسفبار است. نمونه يكي از اين اتفاقات، انتشار خبري درباره مرگ عجيب دو مرد در غسالخانهاي در يكي از شهرهاي كشور است كه باعث شگفتي بسياري از مردم شد. خبري كه يكي از روزنامههاي رسمي كشور نيز آن را منتشر كرد و ماجرا به زماني برميگردد كه مردي بهخاطر اينكه شبها خواب به چشمش نميآمد، تصميم گرفت نزد يك رمال برود و از او كمك بخواهد. وقتي مرد رمال او را ديد، به وي گفت كه براي رهايي از اين مشكل بايد به يك غسالخانه برود و از غسال بخواهد كه وي را روي تخت غسالخانه، غسل دهد. مرد به غسالخانه رفت و بعد از گفتوگو و توافق براي اجراي نسخه رمال، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شستوشو دهد اما مرد جوان از وي خواست براي شستن او از ليفي تازه استفاده كند، نه ليفي كه با آن مردگان را ميشويد. مرد غسال قبول كرد و براي آوردن ليف تازه، تخت غسالخانه را ترك كرد و در همين هنگام خانواده مردي كه آن روز فوت شده و جنازهاش روي تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با ديدن 2 جنازه روي تخت غسالخانه و غيبت مرد غسال تعجب كردند و يكي از آنها با صداي بلند پرسيد: «پس غسال كو؟». در همين هنگام مرد جوان از روي تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است ليف بياورد». ديدن مردي كه از روي تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرفزدن كرده بود، براي خانواده متوفي آنقدر ترسناك بود كه يكي از آنها سكته كرد و پس از انتقال به بيمارستان جان باخت. يكي ديگر نيز چنان وحشت كرد كه هنگام فرار، پايش ليز خورد و سرش با زمين برخورد كرد و دچار خونريزي مغزي شد و در نهايت در بيمارستان جان باخت... اگرچه رمال، غسال و مردي كه به رمال مراجعه كرده بود بعد از اين حادثه به دستور دادستان بازداشت شدند اما اين اتفاق ناگوار، تصوير ناخوشايندي را در ذهن مردم شكل داد.
ورود رمالها به فضاي مجازي
اينترنت، ماهواره، شبكههاي اجتماعي و تلفن همراه نيز ابزارهايي هستند كه اين روزها توسط رمالها و دعانويسها به كار گرفته ميشوند. برخي از صفحات فضاي مجازي به تبليغات رمالها اختصاص دارد، با شماره تلفن اختصاصي و البته با تعيين وقت قبلي. متأسفانه غفلت مسئولان و متوليان در برخورد با رمالها به گونهاي است كه رمالها به راحتي در فضاي مجازي اقدام به تبليغ كرده و براي خود مشتري جمع ميكنند. برخي از افراد سادهلوح نيز به اين بهانه كه رمالها ميتوانند مشكل آنها را حل كنند به آنها مراجعه كرده و حتي پولهاي كلاني ميپردازند.
كلاهبردارهاي حرفهاي
وقتي با روانشناسان، كارشناسان حوزه اجتماعي، كارشناسان ديني و حتي مسئولان قضايي و انتظامي صحبت ميكنيم به اتفاق ميگويند كه رمالها افراد كلاهبرداري هستند كه از سادگي و صداقت مردم سوءاستفاده ميكنند. حجتالاسلام والمسلمين ميركريمي استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر ديني است كه نسبت به فعاليت رمالها انتقادات زيادي دارد. او در اينباره ميگويد: دعانويسي و نوشتن، حفظ، قرائت و به همراه داشتن دعا براي رفع مشكلات يا در امان ماندن از بلاها و مصيبتها از سالهاي خيلي دور مرسوم بوده و حتي ريشههاي مطمئن اعتقادي نيز دارد اما اينكه در اين ميان برخي از افراد از اعتقادات مردم و نيز صداقت آنها سوءاستفاده كرده و به بهانههاي مختلف براي آنها دعا نوشته و از آنها براي اين كار پولهاي زيادي طلب كنند كار صحيحي نيست و اسم اين كار سوءاستفاده و كلاهبرداري است. وي ميافزايد: در بررسيها مشخص شده برخي از دعانويسها افرادي هستند كه چندان اهل تقوا و عبادت نيستند بلكه در عمل انسانهايي هستند كه دچار انحرافات اعتقادي نيز ميباشند در حالي كه دعا شرايط خاص خود را دارد و فردي كه دعا را براي رفع مشكل كس ديگري مينويسد بايد انساني باشد كه به اصطلاح نفسش حق باشد و انسان درستكاري باشد اما گاهي اوقات مشاهده شده فرد دعانويس يك آدم معتاد و لاابالي است كه حتي نماز هم نميخواند. حجتالاسلام ميركريمي با انتقاد از مراجعه برخي افراد به رمالها و دعانويسهاي فريبكار ميگويد: چگونه يك فرد معتاد كه در زندگي خود با دهها مشكل روبهرو است ميتواند با نوشتن دعا، مشكل ساير افراد را حل كند؟ اين پژوهشگر ديني در پايان خاطرنشان ميكند: توصيه من به مردم اين است كه فريب اين گونه افراد را نخورند و به جاي مراجعه به افراد رمال، دعانويس، جادوگر، فالگير و... براي رفع مشكلات خود با خلوص نيت و از صميم قلب به درگاه خداي متعال دعا كنند و اگر مصلحت خدا بر اين باشد دعايشان مستجاب ميشود و اگر مستجاب نشد بدانند كه حكمتي در ميان است.