کد خبر: 665295
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۳
طعم تلخ جدايي در ميانسالي
مثل هرسال ميهماني خانوادگي خاله‌ بزرگ دعوت شده بوديم و آنقدر شلوغ بود كه صدا به صدا نمي‌رسيد. هر گوشه از سالن كه نگاه مي‌انداختي، بايد براي چند دقيقه سلام و احوالپرسي خودت را آماده مي‌كردي و در واقع ديدارها تازه مي‌شد.
فرزانه فريدوني

با دقت تمام حواسم به ميهمانان بود، برادر بزرگ‌تر شوهرخاله سومي و بچه‌هايش بودند ولي خبري از خانمش نبود. كمي تعجب‌آور بود چون هميشه كنار همديگر بودند و به خاطر اينكه وضعيت مالي و خانوادگي خوبي داشتند، مركز توجه فاميل بودند البته عده‌اي هم به زندگي آنها حسرتبار نگاه مي‌كردند. از خاله‌ام حال مريم خانم را پرسيدم ولي نمي‌دانم چرا جوابي نداشت و موضوع را عوض كرد. بعد از شام كه همه جمع بودند يكدفعه مريم خانم آمد و همه با تعجب يكديگر را نگاه مي‌كردند و سكوت برقرار بود.

كم‌كم جو عادي شده بود كه آقا رضا با صداي بلند خطاب به ميهمانان گفت: «مي‌دانم از سر شب براي همه شما سؤال پيش آمده بود كه چرا من تنها با بچه‌ها آمدم و مريم با ما نيست. بدون مقدمه چيني و حاشيه رفتن بايد بگويم كه من و مريم پنج ماهي است از هم جدا شديم و جدا از هم زندگي مي‌كنيم.» همه ميهمانان شوكه شده بودند و مريم ‌خانم هم با سر حرف‌هاي همسر سابقش را تأييد مي‌كرد. ما مانده بوديم كه چه اتفاقي افتاده كه كار اين دو نفر به اينجا كشيده و از هم جدا شدند.

تمامي نگاه‌ها به سمت مريم خانم بود كه دليل اين جدايي را بگويد، او هم با آرامش كامل گفت: «از اول هم من و رضا به خاطر پدر و مادرمان به اين ازدواج تن داديم و نتوانستيم در مقابل اصرار آنها مقاومت كنيم، نه من راضي به اين وصلت بودم و نه رضا. عمه 14 سال پيش فوت كرد و پدر من هم دو سالي است عمرش را به شما داده و ما ديگر مجبور نبوديم ظاهر‌سازي كنيم، خودمان را اذيت نكرديم و بالاخره تصميممان را گرفتيم.»

چشم‌هايم داشت از حدقه بيرون مي‌زد و باور نمي‌كردم اين همه سال اشتباه فكر مي‌كرديم. يعني اين خبر واقعيت داشت يا يك شوخي بي‌مزه و تلخ است. خانم‌ها بيشتر از آقايان كنجكاو شده بودند و با نگاه‌هايشان از مريم خانم مي‌خواستند كه ماجرا را بيشتر توضيح دهد. او هم در يك كلام گفت: «ما كاملاً حق داشتيم بعد از 20 سال زندگي مشترك اجباري، براي خودمان تصميم بگيريم و از اينكه در اين سال‌ها اداي يك زوج خوشبخت را درآورديم، خسته شده بوديم.»

گيج شده بودم و حواسم به چهره چهار بچه‌اي جلب شد كه در اين معادله فراموش شده بودند و بايد از اين پس زندگي جديدي را تجربه مي‌كردند. نمي‌دانم كجاي كار گره پيدا مي‌كند كه يك زندگي بعد از چند سال و با وجود فرزندان از هم پاشيده مي‌شود، مهر طلاق در شناسنامه زن و مردي مي‌خورد كه دهه 50،40 عمرشان را سپري كرده‌اند و در اين سن و سال مي‌خواهند زندگي جديدي را امتحان كنند.

شايد از ابتدا مسير را اشتباه رفته باشند، شايد اطرافيان برايشان مشكل به‌وجود آورده باشند، شايد فشار زندگي و مشكلات اقتصادي دليل اين تصميم باشد، شايد از نظر روحي با هم تفاهم ندارند و هزاران شايد ديگر كه مي‌توان در اين زمينه حدس زد. واقعيت اين است كه طلاق‌هاي اينچنيني نسبت به گذشته زياد شده است و بايد بدانيم چرا زوج‌هاي ميانسال به اين مرحله مي‌رسند؟براي هر دو طرف پس از طلاق زندگي چگونه مي‌گذرد؟ همچنين جدايي آنها چه تأثيري روي فرزندانشان خواهد گذاشت؟

به دنبال خواسته‌هاي دل

معمولاً زوج هايي كه در سنين ميانسالي با وجود فرزندان بزرگ و گاهي داشتن، عروس، داماد و نوه تصميم به جدايي مي‌گيرند به آخر خط رسيده‌اند و ديگر تحمل زندگي با هم را ندارند. ديگر كار به جايي مي‌رسد كه وجود فرزندان، گذشت اين همه سال در كنار هم بودن و صدها دليل را ناديده مي‌گيرند تا به خواسته‌شان برسند. معمولاً اطرافيان و فرزندان در برابر اين اتفاق مي‌گويند: «شما كه ۲۰، ۳۰ سال با هم زندگي كرديد و دندان روي جگر گذاشتيد، حيف نيست حاصل اين همه صبر، تلاش و زحمت را به اين راحتي از دست بدهيد.» مسئله تحمل يك نفر در يك دوره طولاني، خسته شدن و تنفر امكان دارد براي هركس پيش آيد اما واكنش‌ها و تصميم‌ها متفاوت است، عده‌اي قليل طلاق را انتخاب مي‌كنند و اكثراً تصميم مي‌گيرند با تجديدنظر در عقايد و بهبود روابطشان دوران ميانسالي وكهنسالي را با هم تجربه كنند.

شايد در تمامي اين سال‌هايي كه زن و مرد در كنار هم زندگي كردند خاطره و حس خوبي نداشتند، وقتي احساس مي‌كنند كه ديگر تعهدي ندارند چون فرزندان بزرگ شده‌اند و هركدام راه خودشان را مي‌روند، پس مي‌توان زندگي جديدي را تجربه كرد. يكي از دلايل اين طلاق‌ها مي‌تواند سال‌ها تحمل مشكلات اقتصادي باشد كه فشار روحي و رواني زيادي بر آنها وارد كرده و در روابطشان در اين مدت طولاني اثرگذار بوده است.

ازدواج‌هاي اجباري بيشترين آمار را در اين قبيل جدايي‌ها به خود اختصاص مي‌دهد، در طول اين سال‌ها شايد تلاشي براي ايجاد صميميت و محبت شده باشد و شايد هم نه و با شكست مواجه شده باشد اما در آخر با اين تفكر كه ديگر دهه‌هاي آخر عمرمان را براي خودمان زندگي كنيم اقدام به جدايي مي‌كنند. معمولاً در طول اين سال‌ها هم شرايط اجتماعي و فرهنگي آنها تغييرات بسياري داشته و هم موقعيت اجتماعي و ديدگاه‌هاي زن و مرد با هم تفاوت پيدا مي‌كند. در اين شرايط اين افراد به خود فرصت تجديدنظر مي‌دهند تا زندگي ديگري را تجربه كنند.

در واقع اين اتفاق علل مختلفي دارد اما دليلي كه بيشتر از همه مؤثر است وجود بحران‌هاي روحي و فكري در دوره ميانسالي است. وقتي سني از آدم مي‌گذرد و به گذر عمر و گذشته فكر مي‌كند و در واقع زندگي‌اش را مثل يك فيلم مرور مي‌كند، به يكسري اشتباهات، حسرت‌ها و آرزوهايي مي‌رسد كه يكباره تصميم مي‌گيرد آنها را جبران و در زندگي‌اش تجديدنظر كند، اولين مورد هم جداشدن از همسر است.

منتظر تغييرات ناخوشايند باشيد

طلاق بحران و ضربه بزرگي است كه تأثير زيادي بر افرادي مي‌گذارد كه با آن درگير مي‌شوند. زن و مرد فكر مي‌كنند با طلاق همه مشكلاتشان به پايان رسيده است اما اين اتفاق تازه اول راه است و مشكلات مشتركي برايشان به وجود مي‌آيد كه قابل اجتناب نيست. خيلي‌ها تا مدت‌ها احساس شكست، ناراحتي، غم و يأس، طرد شدن و سردرگمي مي‌كنند چون اين اتفاق اصلاً ساده نيست و هيچ چيز نمي‌تواند درد ناشي از طلاق را به اين سرعت از بين ببرد.

تلخي طلاق سن و سال نمي‌شناسد اما اگر اين جدايي به جاي دوران جواني در دوران ميانسالي و پيري انجام شود عوارض منفي بيشتري به همراه دارد. معمولاً افرادي كه در دوران پيري و با وجود داشتن فرزند و نوه طلاق مي‌گيرند، با گذشت سال‌ها زندگي مشترك و افزايش سن، طاقت و تحملشان كمتر شده و با هر مسئله كوچكي بهانه‌گيري مي‌كنند و حساس مي‌شوند.

بنا به گفته روانشناسان طلاق گرفتن يكي از بزرگ‌ترين استرس‌هاي موجود در زندگي است. استرس جدايي و طلاق از جمله بالاترين امتياز را در جدول استرس به خود اختصاص داده كه به عنوان آخرين راهكار زندگي مشترك، كساني كه به آن تن مي‌دهند بايد خود را براي مقابله با استرس‌هاي ناشي از آن آماده كنند.

تنهايي اولين مشكل همه افرادي است كه طلاق مي‌گيرند و شايد اين زوج‌ها كه بيشتر عمرشان در كنار همديگر بوده‌اند، ندانند كه پس از جدايي چه مشكلاتي برايشا‌ن پيش خواهد آمد و تنهايي و بيماري چقدر برايشان سخت و طاقت‌فرسا مي‌شود. در دوران ميانسالي ضعف جسماني، مشكلات عصبي و روحي نمود بيشتري دارد و باعث بروز مشكلاتي از جمله افسردگي، تنهايي، شكست و... مي‌شود.

حالت افسردگي به خاطر طلاق احساس مشتركي است كه اكثر افراد آن را تجربه مي‌كنند. اين مشكل باعث مي‌شود تا مدت‌ها از اطرافيان كناره‌گيري كنند و ممكن است مشكلات كاري و مالي هم برايشان پيش بيايد. بايد با افسردگي مبارزه كرد و تصميماتي بگيريد كه شما را به راهي درست هدايت كند و باعث رشدتان شود. در واقع اين افراد نياز به تصميماتي دارند كه مشكل اصلي زندگي‌شان بعد از طلاق يعني غم و اندوه را از آنها دور كند. رفتار فرزندان ديگر مشكلي است كه براي والدين طلاق گرفته پيش مي‌آيد. آنها در اين شرايط يا طرفدار يكي از والدين بوده يا نسبت به هردوي آنها دلزده مي‌شوند و با آنها قطع رابطه مي‌كنند.

فرزندان طلاق

زندگي در يك خانواده پر تنش در طول ساليان زندگي‌شان تأثيرات منفي و بدش را روي فرزندان مي‌گذارد و آنها به خاطر اين مشكلات نسبت به اطرافيان و جامعه بي‌اعتماد هستند و روحيه منزوي و گوشه‌گيري دارند. اگر مشكلات در خانه حادتر باشد احتمال اينكه فرزندان طلاق در اين سن و سال دچار افت تحصيلي و حتي ترك‌تحصيل، ازدواج‌هاي اجباري، فرار از خانه و اعتياد شوند بسيار زياد است. پدر و مادر در كودكي تا اوايل نوجواني اصلي‌ترين الگو براي فرزندان هستند، پدر و مادر هر رفتاري كه انجام دهند در ذهن فرزندانشان به عنوان الگوي رفتاري شكل مي‌گيرد و وقتي بحث و درگيري بين اين دو اتفاق مي‌افتد نمي‌توانند حرمت اخلاقي را رعايت كنند و در اين ميان هر رفتاري را نسبت به هم انجام مي‌دهند تأثيرش را در طول زمان در فرزندا‌نشان خواهند ديد.

يكي از اتفاقاتي بدي كه در اين مسئله مي‌افتد اينكه ياركشي مي‌شود. فرزندان يا بايد در تيم پدر باشند يا در تيم مادر. فضاي ذهني فرزندان نسبت به طرف مقابل منفي شده و به مرور زمان آنها در مورد جنس مرد و زن ذهنيت بدي پيدا مي‌كنند. پس از طلاق هم اين رويه ادامه پيدا مي‌كند و ديده شده كه فرزندان فقط با يكي از والدين ارتباط دارند و نتيجه جهت دادن به افكار آنها دوري مي‌شود. اين فرزندان در زندگي آينده دچار مشكل مي‌شوند و با توجه به افكار منفي كه به آنها القا شده، معمولاً ذهنيت خوبي در مورد ازدواج ندارند.

فرزندان طلاق در ميانسالي يا ازدواج كرده‌اند و خودشان صاحب خانواده هستند يا معمولاً ترجيح مي‌دهند مستقل زندگي كنند و از اين پس است كه والدين ديگر نظارت خاصي روي آنها ندارند. با توجه به اين شرايط امكان بروز هر‌گونه مشكلي براي اين قبيل فرزندان كه در محيطي متفاوت و پر‌تنش بزرگ شده‌اند بعيد نيست و نسبت به سايرين آسيب‌پذيرتر هستند. در اين مواقع هم هر يك از والدين ديگري را مقصر مي‌داند و هيچ كس به فكر لطمه‌اي كه در طول زندگي فرزند خورده است نيست. اين فرزندان در طول زندگي، بايد به دنبال ترميم آثار تنش‌ها و اختلافات والدينشان باشند و سعي كنند رفتارهاي آنها را فراموش كنند.

ازدواج مجدد آري يا نه؟

مسير زندگي زوج‌هايي كه بعد از ۳۰ ، ۴۰ سال از هم جدا شده‌اند، واقعاً مشخص نيست؟ آنها همه تلاششان را مي‌كنند تا در اين سن جدا شوند و به طور مستقل زندگي كنند اما براي ازدواج مجدد هميشه ترديد وجود دارد. آنها عمري در كنار يك فرد ديگر بودند و حالا پس از طلاق و گذر از اين دوران تصميم مي‌گيرند ازدواج كنند. براساس فرهنگ سنتي و ديدگاه مردم چندان خوشايند نيست كه زن و مردي در سن ميانسالي پس از جدايي از هم دوباره دست به انتخاب بزنند و فرد جديدي را وارد زندگي خود و بچه‌هايشان كنند. در اين سال‌ها در اين خصوص تلاش زيادي صورت گرفته اما فرزندان هنوز به اين باور نرسيده‌اند كه پدر و مادرشان مي‌توانند تجربه زندگي با فرد ديگري داشته باشند و براي خانواده‌ها هم مشكل است كه ازدواج مجدد در اين سن را تأييد كنند.

معمولاً افرادي كه در دوران پيري و با داشتن فرزند، نوه و... تن به طلاق مي‌دهند با گذشت سال‌ها زندگي مشترك و افزايش سن، صبر و تحملشان كمتر شده و با به‌وجود آمدن هر مسئله كوچكي بهانه‌گيري مي‌كنند و در اين شرايط اگر قصد ازدواج مجدد داشته باشند كمي اوضاع فرق مي‌كند و بايد شرايط زندگي و رفتاري‌شان را طوري تغيير دهند كه بتوانند انتخاب درستي داشته باشند.

البته فرزندان هم نقش مهمي در اين مسئله دارند و اكثر آنها با حضور فردي به عنوان پدر يا مادر جديد موافق نيستند و در اين مورد ساز مخالف مي‌زنند. فرزندان مستقل و ازدواج كرده مشكل كمتري براي والدين به وجود مي‌آورند اما روي حرف ما با فرزنداني است كه يا بايد با پدر زندگي كنند يا مادر. مشكل وقتي بغرنج‌تر مي‌شود كه والدين هم بدون مشورت با بچه‌ها ازدواج مي‌كنند، در ادامه دچار مشكل شده و وضعيت سخت مي‌شود. در هر حال نمي‌توان گفت والديني كه در ميانسالي طلاق مي‌گيرند حق ازدواج كردن دارند يا نه؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها