در نسل پدرها و مادرهاي ما، زماني كه مردها خسته از كار روزانه قدم به حريم امن خانه ميگذاشتند، با لبخند همسر و فرزنداني روبهرو ميشدند كه با يك دنيا اميد و شادي به استقبالشان آمده بودند و بعد از آن هم ساعتهاي شبانه اعضاي خانواده، به وقت گذراندنهاي دوستداشتني در كنار هم سپري ميشد، اين روزها اما ديگر آن دورهمنشستنهاي اعضاي خانه كمرنگ شده و در بسياري از خانوادهها، اعضاي خانواده به جاي اينكه وقت خود را با هم بگذرانند، در شبكههاي اجتماعي به دنبال ارتباطاتي مجازي ميگردند.
مولودي به نام اپليكيشن موبايل
هنوز بيش از يك سال از عمر همهگيرشدن اپليكيشنهاي موبايلي نميگذرد اما در طول همين زمان كم، درصد بالايي از كاربران تلفن همراه با تهيه گوشيهاي جديد، امكان دسترسي به اين شبكهها را به دست آوردهاند و در همين راستا در فاصله زماني كمتر از يك سال، همه افرادي كه تا پيش از اين از طريق پيامك و تماسهاي تلفني با هم در ارتباط بودند، اين بار ابزار جديدي را براي تماسهاي خود پيدا كردهاند؛ ابزاري كه به پرداخت هزينه خريد گوشي مدل بالا ميارزيد!
پيامها و تلفنهاي مجاني كه كار دست بعضيها داد
ماجراي رشد قارچگونه اپليكيشنهاي تلفن همراه در يك سال اخير، دليلي بسيار مهم داشت؛ رايگان بودن هزينه تماسهاي تلفني و پيامك و ارسال عكس و ويدئو در اين شبكهها؛ دليلي كه در نهايت باعث اقبال بينظير مردم به اين اپليكيشنها شد اما اين تمام ماجرا نبود. يكي از اولين اپليكيشنهايي كه به صورت فابريك بر گوشيهاي مدل جديد نصب ميشد، واتسآپ بود؛ شبكهاي كه با استفاده از اينترنت سيمكارت، انتقال پيامهاي صوتي، تصويري و متني را ميسر ميكرد. هنوز مدتزمان زيادي از همهگيري واتسآپ نگذشته بود كه اپليكيشن جديدي به نام ويچت پا به عرصه تلفن همراه گذاشت، اپليكيشن جديد، مزيتي نسبت به نمونه پيشيناش داشت و ميتوانست تمام كاربراني را كه در فاصلههاي مشخص اطراف كاربر حضور داشتند، به تفكيك زن و مرد بودنشان بيابد! اپليكيشن جديد همچنين ميتوانست از طريق سيستم shake، با تكاندادن گوشي تمام كاربران سراسر جهان كه در آن زمان گوشي خود را تكان ميدادند را نمايان سازد و همين ماجرا باعث شد بسياري از نوجوانان و جوانان از طريق اين شبكه، ساير كاربران اطراف خود را بيابند و بهانهاي براي ايجاد روابط عاطفي پيدا كنند؛ ارتباطاتي كه در غالب موارد نتيجهاي جز پشيماني به دنبال نداشت!
وايبر و گروههايي براي مكالماتي تمامنشدني!
هنوز جاي پاي واتسآپ و ويچت در تلفنهاي همراه خشك نشده بود كه اپليكيشن جديدي به نام وايبر پاي به عرصه ارتباطات گذاشت؛ اپليكيشني كه علاوه بر دارا بودن خصوصيات ساير همانندهاي پيشيناش، امكان مكالمات آنلاين كاربران را نيز مهيا ميكرد و از طرف ديگر قابليت ايجاد گروههايي داشت كه در آنها چند عضو از اين شبكه در ارتباط با هم قرار ميگرفتند و ميتوانستند پيام و فايل صوتي و تصويري را به اشتراك بگذارند؛ اتفاقي كه در نهايت باعث تشكيل گروههاي خانوادگي، دوستي و همكاري و غيره شد و اين روزها كار به جايي رسيده است كه بيشتر مردم بدون در نظر گرفتن سن و جنس، بيشتر ساعات روزانه را در رد و بدل كردن پيام و تصوير و كليپ در اين گروههاي اجتماعي ميگذرانند و ديگر زماني براي صحبتهاي خانوادگي و غيرمجازي ندارند! براي آگاهي از تأثير اين ابزارهاي جديد بر سبك زندگي آدمهاي اين دوره كافي است نگاهي به زندگي چند نمونه از كاربران بيندازيم.
وقتي اپليكيشن جاي گفتوگوهاي خانوادگي را ميگيرد
مريم 29 ساله است و يك سالي از ازدواجش با احسان ميگذرد، او در خصوص زندگي مشتركش ميگويد: هم من و هم احسان عضو شبكههاي اجتماعي و اپليكيشنهاي موبايلي مختلفي هستيم و به تبع شغلمان با آدمهاي بسياري هم در اين شبكهها در ارتباطيم و نهتنها ساعتهاي روزمان را به گفتوگوهاي گروهي و شخصي در اين شبكهها ميگذرانيم بلكه در ساعات شبانه هم بيش از اينكه باهم گفتوگو كنيم، سرگرم گوشيهايمان هستيم!
وقتي از مريم ميپرسيم چرا به جاي وقت گذراندن در شبكههاي اجتماعي و اپليكيشنهاي موبايلي، به همسر و زندگياش نميرسد، ميگويد: به اندازهاي در ميان اين شبكهها غرق شدهايم كه حضور در اين شبكهها به يكي از عادتهاي ضروري زندگيمان تبديل شده است و به اين راحتيها نميتوانيم ترك عادت كنيم!
شبكههايي كه جاي خالي پدر و مادرها را پرميكنند!
فرنود 17 سال دارد و از همان روزهايي كه پاي اپليكيشنهاي موبايلي به عرصه ارتباطات كشور باز شد، از اعضاي اين شبكهها به حساب ميآمد. فرنود اما به اندازهاي خود را در اين اپليكيشنهاي موبايلي غرق كرده است كه ديگر فرصتي براي حضور در جمع خانواده و حضور در دورهميهاي خانوادگي ندارد. خود او در اينباره ميگويد: چند وقت پيش پيامي در يكي از گروههاي وايبري خواندم كه چنين مفهومي را ميرساند، متن پيام اين بود كه يك روز اينترنت خانهمان قطع شد و من با پدر و مادرم صحبت كردم و متوجه شدم چه آدمهايي خوبي هستند!
وي ادامه ميدهد: به نظر من اين شبكههاي اجتماعي از الزامات اين روزهاي جامعه است و به همين دليل اين همه استقبال به دنبال دارد، مانند زماني كه تازه موبايل در ميان مردم همهگير شده بود و همه كساني كه گوشي تلفن همراه داشتند از كار با آن لذت بسيار ميبردند و وقت زيادي هم برايش صرف ميكردند.
فرنود در پاسخ به اين پرسش كه آيا حضور مداوم و افراطي در اين شبكهها، روابط خانوادگي را سرد نميكند؟ ميگويد: مسلماً زماني كه تمام وقتمان را صرف حضور در شبكههاي موبايلي ميكنيم، از اعضاي خانوادهمان دور ميشويم اما به نظر من پدر و مادرها هم در اين گرايش بيرويه ما به اپليكيشنهاي موبايلي بيتأثير نيستند، خب زماني كه نوجوان و جوان توجه و محبت لازم را از والدينش نميبيند، به ابزارهاي ديگري متوسل ميشود.
اپليكيشنهايي كه جاي ورزش و تفريح را گرفتهاند
علي 26 ساله مجرد، پاي ثابت اپليكيشنهاي موبايلي است. او در خصوص گرايش افراطي مردم به اين شبكهها ميگويد: به وجود آمدن اپليكيشنهايي مانند وايبر و لاين و تشكيل گروههاي دوستي و آشنايي در آنها باعث شده كه بسياري از افراد در اين قالب جديد به ارتباطات خود ادامه دهند و در نهايت ديد و بازديد و مكالمات تلفني، به سلام و احوالپرسي در اين شبكهها تغيير كند.
وي ادامه ميدهد: اين روزها اپليكيشنهاي تلفن همراه جاي تفريحات، ورزش و اكثر فعاليتهاي روزمره زندگي را گرفته است و مردم در همه احوالات روزمرهشان، نيمنگاهي هم به گوشي دارند تا از آخرين پيامهاي رسيده در شبكه اجتماعيشان جا نمانند.
طلاق؛ سوغات اپليكيشنها براي خانواده
مهيار 30 سال دارد و اين روزها ردپاي زخمي درماننشدني از اين شبكههاي اجتماعي بر دل دارد. وي در خصوص تجربه تأسفبارش ميگويد: سه سال پيش من با دختري كه مدتها به او علاقهمند بودم ازدواج كردم و صاحب فرزندي شدم. روابط من و همسرم بسيار خوب بود تا اينكه از طريق يكي از شبكههاي موبايلي با دختري آشنا شدم و براي يك لحظه تعهدي كه به همسر و فرزندم داشتم را در دام هوسي ناپايدار فراموش كردم و زماني كه به خودم آمدم، ديدم همسرم از اين ماجرا آگاه شده و براي هميشه مرا ترك كرده است و در اين ميان تمام خوشبختي من در كنار همسر و فرزندم، در دام يك رابطه كور نابود شد.
وي ادامه ميدهد: به باور من افراد متأهل كه در برابر يك زندگي مشترك متعهد هستند، نبايد به بهانه ارتباطات اجتماعي قدم به شبكههايي بگذارند كه در نهايت، آرامش و آسايش زندگيشان فداي هوسهاي زودگذر شود.
كنترل حضور نوجوانان در شبكههاي اجتماعي غيرممكن شده
خانم مرادي 45 سال دارد و اين روزها سخت نگران گرايش دختر 17 سالهاش به شبكههاي موبايلي است. او در اين خصوص ميگويد: دختر من پيش از اينها مدام سرش در درس و كتابهايش بود اما از روزي كه گوشي جديد خريد و اپليكيشنها را روي گوشياش نصب كرد، در تمام ساعات روز گوشي در دست دارد و زماني كه از او ميپرسم چه از جان گوشي ميخواهد، ميگويد در گروههاي دوستي با همكلاسيهايش صحبت ميكند!
وي ادامه ميدهد: به تازگي رفت و آمدهايش هم مشكوك شده و به هر بهانه راه بيرون را پيش ميگيرد و من در مكالمات مشكوكش، حس ميكنم كه پاي دوست غيرهمجنسي در ميان است. خانم مرادي تصريح ميكند: من تمام سعيام را براي تربيت صحيح فرزندم به كار بستهام اما كنترل فرزندان زماني كه در رابطه با اين ابزارهاي جديد قرار ميگيرند، بسيار دشوار و بهتر بگويم غيرممكن است!
وقتي بنيان خانواده در خطر اپليكيشنها قرار ميگيرد
اينها تنها چند نمونه از روزمرگي افرادي است كه لحظههاي زندگي را در گرداب شبكههاي موبالي غرق كردهاند. اپليكيشنهايي كه شايد امكان ارتباطات به صورت رايگان را فراهم كند اما اين آساني و گستردگي روابط به همان اندازه كه ميتواند براي ايجاد ارتباط راهگشا باشد، در عين حال ميتواند بنيان ارتباطات در قالب خانواده را به خطر بيندازد. نگاهي به آمارهاي اختلافات زناشويي و خيانتهاي خانوادگي در ماههاي اخير نشان ميدهد يكي از ابزارهايي كه در نهايت به ايجاد روابطي خارج از بنيان خانواده ميانجامد، همين اپليكيشنهاي تلفن همراه است و به اين وسيله برخي از افراد بدون توجه به تعهدات اخلاقي كه در قالب ازدواج دارند، قدم به دنياي خطرناك اين شبكهها ميگذارند و در اين ميان در دام روابطي ميافتند كه نتيجهاي جز فروپاشي زندگي خانوادگي ندارد.
جاي خالي فرهنگ
سالهاي سال است كه ماجراي فرهنگسازي پيش از ورود ابزارهاي جديد به كشور، در تار و پود اظهار نظرهاي مسئولان و كارشناسان به چشم ميخورد اما در نهايت همواره ما با هجوم پديده هايي روبهرو هستيم كه مانند آوار بر سر زندگيمان خراب ميشوند، بدون اينكه پيش از آن لحظهاي به فرهنگسازي شان فكر كرده باشيم. تلفن همراه، اينترنت، شبكههاي اجتماعي و اين روزها اپليكيشنهاي موبايلي از جمله پديدههايي هستند كه به ناگاه و به نام ارتباطات بينالمللي وارد كشور ما شدند و در اين ميان، به دليل نبود بستر فرهنگي همواره در قالب بدترين كاركرد بينالملليشان ظهور پيدا كردند. با تمام اين تفاسير اما ما هر روز با موجي از پديدههايي روبهرو هستيم كه در صورت عدمواكنش مناسب به آنها ميتوانند پايههاي زندگي خانوادگي و اجتماعي ما را از ميان ببرند. براي مقابله با همه اين مشكلات پيش از هر چيز به جاي تكرار كليشهاي واژه فرهنگسازي، بايد فكري براي ساخت واقعي بستريهاي فرهنگي در جهت مقابله با پيامدهاي خانمانبرانداز اين ابزارها داشته باشيم و در اين ميان قبل از هر چيز خانوادهها بايد در برابر عوارض اين ابزارها، واكسينه شوند و بدانند كه در برابر گرايش نوجوانانشان به اين ابزارها چطور ميتوانند واكنشهاي مناسب در پيش گيرند. از سوي ديگر نهادهاي آموزشي مانند وزارت آموزش و پرورش هم بايد با ارائه آموزشهاي مناسب، كودكان و نوجوانان را از همان سالهاي ابتدايي تحصيل با اين ابزارهاي جديد و عوارضي كه ميتوانند به دنبال داشته باشند، آشنا سازند و روشهاي استفاده صحيح از اين شبكهها را نيز به دانشآموزان ياد بدهند. در نهايت هم رسانهها به خصوص رسانه ملي كه تا به امروز پرداخت چنداني به پيامدهاي اپليكيشنهاي موبايلي نداشتهاند، بايد ضمن آسيبشناسي اين ابزارها، شناختي صحيح به نوجوانان و والدينشان در خصوص اين پديدههاي نوظهور ارائه دهند تا ديگر با چنين واقعيتهاي تأسفباري در خصوص پيامدهاي اين شبكهها روبهرو نباشيم.