بررسي وضعيت فمنيسم در ايران موضوع بخش پاياني اين گفتوگو است.
در جامعه فعلي كشورمان كه زنان روند اشتغال روبه رشدي دارند و كمتر به خانهداري ميپردازند فمنيسم تا چه اندازه تأثيرگذار بوده است؟
ما نميتوانيم هر تغييري در رفتار اجتماعي زنان را ناشي از فمنيسم بدانيم. بسياري از تغيير رفتارهاي فردي زنان ناشي از تصميمهايي است كه نهادهاي تصميمگيرنده اتخاذ كردهاند. ممكن است نهادي تصميم بگيرد كه ورود زنان به تحصيلات عالي مانند دانشگاه يا بسياري از رشتهها بدون هيچ محدوديتي انجام ميگيرد.
نتيجه اين امر بعد از گذشت حداقل چهار سال آن است كه تعداد زيادي از زنان تحصيلكرده وارد بازار كار ميشوند و درخواست شغل دارند، در نتيجه مطالبات جديد شكل ميگيرد.
ما ميبينيم كه همان تصميم اوليه شكلگيري چه مطالباتي را در پي خواهد داشت، پس اين فرآيند كاملاً طبيعي است.
در كشور ما اين تغيير رفتار زنان برگرفته از تفكرات فمنيسمي نبوده است، در واقع با شناسايي ميزان مخاطبان فمنيستهاي فعال در ايران ميتوان به اين نتيجه دست يافت.
پس نبايد هر نوع تغيير در نقش زنان يا مطالبات جديد زنان را ناشي از فمنيسم دانست، گاهي اوقات ناشي از تغيير ساختارهاي اجتماعي است.
فمنيستهاي داخل ايران در چند سال اخير در مسائل حقوقي و در مسائل فرهنگي يا اجتماعي نقش فعالي نداشتهاند و اين مسئله را ميتوان از قوانين يا تغييراتي كه در اين زمينه رخ نداده است، درك كرد.
بعد از انقلاب و با دفاع امام (ره) از ورود زنان به عرصه تحصيل و اشتغال سطح آگاهي زنان بالا رفت.
ايران نسبت به ساير كشورها بسيار ديرتر با مكتب فمنيسم آشنا و درگير شده است. اين فرآيند چه تبعاتي را نسبت به ورود زودهنگام اين مكتب به كشورهاي اروپايي و امريكايي به دنبال خواهد داشت؟
ما به عنوان كساني كه تصميم گرفتهايم متون وحياني و ديني در كشورمان اجرا شود، زماني كه ميدانيم اسلام هيچگاه خواستار فرودستي زنان نبوده است با ورود اين مكتب ميانه خوبي نخواهيم داشت، لذا زن مسلمان ايراني به دليل برخورداري از مواهب دين اسلام نيازي به مكتب فمنيسم ندارد.
زماني اين مسئله مشكلساز خواهد شد كه دين، حقوقي را وضع كرده باشد كه در بطن آن حقوق زن و مرد برابر نباشد و فمنيسم برابري اين حقوق را از مجريان دين مطالبه كند. از طرف ديگر اگر مجريان نتوانند در متون ديني دخل و تصرفي كنند تعارض شديد ايجاد ميشود.
اگر اين مكتب در تمام نظريات خود صادق بود ما ميتوانستيم قاطعانه بگوييم كه دير آشنا شدن با اين مكتب متضرر شدن زنان كشور ما را به دنبال دارد اما امروزه به اين نتيجه رسيديم كه اين مكتب در تمام نظريات خود صادق نيست، پس اين دير آشنا شدن نه تنها تبعات منفي درپي نخواهد داشت بلكه ممكن است فوايدي را نيز براي جامعه در پي داشته باشد.
همانطور كه گفتم چون فمنيسم برگرفته از مباني و تفكرات غرب و مكتبي انساني است نميتوان قاطعانه اعلام كرد كه اين تفكرات درست است در حالي كه ميبينيم بسياري از نظريات اين مكتب نيز در تعارض قطعي با متون دين قرار دارد.
اما اقدامات رفع فرودستي زنان تا جايي كه با احكام مغايرت نداشته باشد بسيار هم مفيد است، حتي پيش از آنكه فمنيستها در اين زمينه دست به كار شوند متوليان جامعه بايد در اين زمينه اقداماتي اساسي انجام دهند.
نهادهاي فرهنگي و حساس جامعه ما چگونه بايد با مسئله فمنيسم روبهرو شوند؟
دو نكته در اين موضوع بايد لحاظ شود؛ نخست آنكه بعد از سخنان مقام معظم رهبري كه برتوجه ويژه به مسئله فمنيسم تأكيد كردند، امروزه در بسياري از دانشگاهها و نهادها شاهد اجراي واحدهايي به نام فمنيسم و نقد آن هستيم اما بايد اين مسئله را در نظر گرفت كه ما در همان سطحي با فمنيسم آشنا شويم و راههاي مقابله با آن را بياموزيم كه به همان ميزان در كشور ما در حال شكلگيري است، مثلاً اگر در فضاي سايبري اين تفكرات مطرح ميشود، ما نيز در همان فضا به معرفي و نقد اين مكتب بپردازيم و اگر صرفاً در سطح دانشگاه است ما هم صرفاً در همان سطح و به همان ميزان فعاليت كنيم.
اين را از آن جهت ميگويم كه بعضاً شاهد هستم كه در دانشگاه تدريس واحدهاي ويژه فمنيسم به من سپرده ميشود كه با حضور در كلاس درس متوجه ميشوم دانشجويان اطلاع زيادي از اين تفكرات ندارند و گاهي موارد خود آنها هم وقتي با اين مكتب آشنا ميشوند قاطع عنوان ميكنند كه با اين تفكرات مخالف هستند.
نكته دوم آنكه پيش از آنكه فمنيسم بيايد و بر مسئله فرودستي زنان انگشت اتهام خود را بگذارد، نهادهاي داخلي و زنانه مانند تشكلهاي زنانه به جاي پرداختن به فعاليتهاي نظري و ميداني به اين مسئله جدي بپردازند.
مشكلات مربوط به زنان شاغل يا سرپرست خانوار را بايد نهادهاي مربوطه سريعتر پيگيري و چارهانديشي كنند كه اگر اين مسائل خود به خود حل شود، ديگر جايي براي گسترش اين مكتب در ميان زنان وجود ندارد.
در برخورد با تفكر فمنيسمي بايد در ابتدا برخورد منطقي داشته باشيم.
اول به پاسخ اين سؤال برسيم كه دغدغه اين زنان چيست و در مرحله بعد به نقد اين تفكرات بپردازيم. نقد هم نبايد از جانب پيامدها باشد و ما بايد نظريهها را با آموزههاي ديني در نظر بگيريم.
بنا به گفته شما در بسياري از دانشگاهها اطلاعات چنداني در خصوص فمنيسم ارائه نشده است دليل اين موضوع چيست؟
در اين مورد دو مشكل وجود دارد؛ اول نحوه برخورد ما با اين مكتب است كه متأسفانه ما مغرضانه و با پيشداوري با اين مكتب روبهرو شديم و ضربات اين عملكرد را در حال حاضر جامعه ما متحمل شده است.
نكته دوم آنكه فمنيستها هم در ايران برخوردها و پيشينه مناسبي نداشتهاند.
فمنيستها از همان روزهاي اوليه فعاليت خود در تقابل با انقلاب و اسلام موضع گرفتند و هميشه در كنار گروههاي مخالف انقلاب قرار ميگرفتند و به عناصر اپوزيسيون، برانداز و سلطنتطلب داخلي و خارجي پيوند ميخوردند. كساني كه دغدغه مسائل و حقوق زنان را دارند نبايد خود را به مسائل سياسي پيوند بزنند.