«من هر روز در نمازم براي ايشان (ميرحسين موسوي) دعا ميكنم و آرزو دارم كه هر چه سريعتر زمينه آزادي ايشان فراهم شود...» مسيح مهاجري مدير مسئول روزنامه جمهوري در مراسم روز خبرنگار- روزنامه شرق يكشنبه 19 مرداد
هر چند كه «تندروي» در هر حوزه و عرصهاي مذموم است و كمتر گروه انساني و معتقدي را ميتوان پيدا كرد كه از اين رذيله اخلاقي و فكري دفاع كند اما بودهاند كساني كه در طول تاريخ با رفتار، گفتار يا تفكر «افراطي»گرايانه خود به جامعه و كشور خود خيانت كرده و بعد از گذشت مدتي جماعتي تلاش كرده آن «خيانتها» را « خدمات» نشان دهند، بدون توجه به اينكه تاريخ قضاوت منصفانه نسبت به افراد دارد و كارنامه «خائنين» يا «خادمين» بر صفحات آن حك شده ميماند.
داستان شهرآشوب سال 88 هم شباهت عجيبي به «اصل» ذكر شده دارد، آنگونه كه جماعتي با كمك سرويسهاي اطلاعاتي- جاسوسي غربي و هماهنگ با بهاييان، سلطنتطلبان، منافقين، ماركسيستها، حزب دموكرات و تودهايها هشت ماه كشور را دچار بحران كردند و بعد از گذشت تنها چند ماه از پايان اين فتنه « كمپين وارونهنمايي حقايق» متشكل از هواخواهان اين جريان اعلام موجوديت كرد.
اين جماعت سياسي كه كارنامه مهم ديگري در غائله 18 تير 78 داشت، پس از آنكه نتوانست «راهبرد براندازي نظام» را - پس از آوردگاه انتخاباتي سال 88 - پيادهسازي كند با عملياتي چندوجهي و پيچيده به استراتژي «بازسازي چهره رهبران غائله» روي آورد تا جايي كه با بهرهگيري از اصل «بزرگ نمايي» در عمليات رواني، تلاش داشت در اذهان عمومي جاي «خيانت»هاي برخي افراد را با « خدمات»شان كمرنگ كند و گاه در رسانههاي منسوب به اين جريان تلاش شد خدمات برخي افراد فتنهگر به نظام، با خدمات برخي از صحابه پيامبر (ص) به اسلام مشابهسازي شود.
به عبارت بهتر، در اين بازي رواني- رسانهاي تلاش شد فعاليتهاي مثبت اين افراد آن قدر گرانسنگ نشان داده شود كه « تندروي» و «ساختارشكني» آنها در سال88 خود به خود در افكار عمومي مخدوش و تصوير ذهني جامعه از اين افراد با خدمات ماقبل از فتنه 88 شناخته شود.
البته اعضاي « كمپين وارونه نمايي حقايق سال 88» براي تحقق استراتژي فوق اصولي مانند « مظلوم نمايي»، « فرار رو به جلو»، «خود تطهيري»، « متهمسازي رقيب به تندروي و افراطيگري » و « وارونه نمايي واقعيات» را هم طي پنج سال اخير در دستور كار قرار داده كه پيروي شخصيتها و رسانههاي اين جريان از اين اصول را ميتوان به وضوح در فعاليت روزمره آنها مشاهده كرد.
يكي از آخرين فعاليتهاي منسوبين به اين جريان براي «بازسازي چهره رهبران غائله 88 » را در سخنراني مسيحمهاجري، مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي كه سابقه فعاليت در جايگاه مشاور رئيسجمهور محمدخاتمي را هم دارد ميتوان جستوجو كرد.
وي در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار در برج ميلاد بدون اشاره به هزينههايي كه سران فتنه به دوش نظام و انقلاب گذاشتهاند و وجهه كشور را در عرصههاي بينالمللي مخدوش كردهاند، اينگونه تلاش ميكند كه چهره يكي از رهبران غائله 88 را بازسازي كند: . . . از ميرحسين موسوي يكي از حاميان شكلگيري روزنامه جمهوري اسلامي تجليل ميكنم... من هرروز در نمازم براي ايشان دعا ميكنم و آرزو دارم كه هرچه سريعتر زمينه آزادي ايشان فراهم شود؛ چراكه حق بزرگي بر گردن مطبوعات در ايران دارد و همين ايشان بود كه در روزنامه «جمهوري اسلامي» راه درسترفتن در مسير حق و برخورد با غير از آن را نشان داد...
اما سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه چرا آقاي مهاجري و ديگر دلسوزان رهبر فتنه، به جاي دعا براي آزادي وي، براي رويگرداني وي از مسير باطل و بازگشت به مسير حق دعا نميكنند و براي توبه و اظهار ندامت وي نزد جامعه پيشقدم نميشوند؟
به راستي در جايي كه ميتوان اقدام عملي براي نجات كسي انجام داد و او را از راه خطا برگرداند چه نياز است به سجادهنشيني و دعا كردن.
وي همچنين با سانسور اقدامات هنجارشكنانه در طول سالهاي قبل، به تلويح رسانه ملي را هم يكي از مسببين فتنه قلمداد ميكند و با هشدار نسبت به فعاليتهاي جرياني در داخل كشور عنوان ميكند: ما در داخل مرزها نيز داعش داريم و افراطيهايي داريم كه براي آينده كشور از داعش خطرناكتر هستند، براي مبارزه با افراط همه مطبوعات بايد دست به دست هم دهند و تلاش كنند.
در حالي مديرمسئول روزنامه جمهوري اسلامي با اين ادبيات نسبت به فعاليتهاي جرياني در داخل اينگونه هشدار ميدهد كه بايد يادآور شد اگر تدابير و كياست مقام معظم رهبري در فتنه 88 نبود دوستان و همفكران آقاي مهاجري با اقدامات افراطيگرايانه و قانونشكنانه خود كشور را به چند تكه تجزيه كرده بودند و هر روز بايد شاهد كشتار جمعي از هموطنانمان در كف خيابانها بوديم.
به راستي ادامه وضع بحراني سال88 نميتوانست براي ايرانمان وضعي به مراتب بدتر از سوريه، عراق و لبنان امروز به دنبال داشته باشد. اگر جواب مثبت است – كه هست – چرا رهبران آشوب كه مورد وثوق و مدح آقاي مهاجري هستند همچنان مصر به ادامه مسير هستند و از پشيماني در پيشگاه ملت رويگردانند؟