فلسفه اسلامي، پايه و دستگاهي بوده كه انسان را به دين، خدا و معرفت ديني نزديك ميكرده است. فلسفه براي نزديك شدن به خدا و پيدا كردن يك معرفتِ درست از حقايق عالم موجود است؛ لذا بهترين فلاسفه ما ـ مثل ابنسينا و ملاصدرا ـ عارف هم بودهاند. اصلاً آميزش عرفان با فلسفه در فلسفه جديد ـ يعني فلسفه ملاصدرا ـ بهخاطر اين است كه فلسفه وسيله و نردباني است كه انسان را به معرفت الهي و خدا ميرساند؛ پالايش ميكند و در انسان اخلاق بهوجود ميآورد. ما نبايد بگذاريم فلسفه به يك سلسله ذهنيات مجرد از معنويت و خدا و عرفان تبديل شود. راهش هم تقويت فلسفه ملاصدراست؛ يعني راهي كه ملاصدرا آمده، راه درستي است. آن فلسفه است كه انسان را وادار ميكند هفت سفر پياده به حج برود و به همه زخارف دنيوي بياعتنايي كند. البته نميخواهيم بگوييم هركس در اين دستگاه فلسفي قرار نداشته باشد، اهل دنياست؛ نه، اما اين راه خوبي است. راه فلسفه بايد راه تدين و افزايش ارتباط و اتصال انسان به خدا باشد؛ اين را بايد در آموزش فلسفه، در تدوين كتاب فلسفي، در درس فلسفي و در انجمن فلسفه ـ همين كه به آن اشاره شد ـ رعايت كرد. اهل فلسفهاي كه ما قبلاً ديده بوديم، همه همينطور بودند؛ كساني بودند كه از لحاظ معنوي و الهي و ارتباطات قلبي و روحي با خداوند، از بقيه افرادي كه در زمينههاي علمي حوزه كار ميكردند، بهتر و زبدهتر و شفّافتر بودند.
بيانات رهبر فرزانه انقلاب در ديدار جمعي از نخبگان حوزوي مورخ29/۱۰/۱۳۸۲