هميشه پيش خودم فكر ميكردم مگر ميشود كسي اين همه تنقلات و هله هوله بخورد اما اتفاقي در كم و زياد شدن وزنش نيفتد. گاهي هم حسوديم ميشد و در دل ميگفتم: «خوش به حالش، هرچه دوست دارد ميخورد ولي ما چي، هميشه بايد به اين فكر كنيم كه چند كالري خوردم الان ميتوانم اين ميوه را هم بخورم. نه نه بيسكوئيت نميخورم، واي اسم چيپس را نياوريد، بستني چاق ميكند اما در اين هوا ميچسبد و هزار حسرت ديگر...»
هميشه به شوخي به او ميگفتم: «امير فكر كنم تو جوق داري، آخه هر چي ميخوري انگار سيرايي نداري و هول ميزني كه بيشتر هم بخوري. نگرانتم كه اين همه چيزاي جور واجور را كجا جا ميدهي و هنوز اين شكلاتو نخورده، چشمت دنبال چيپس و بستني است و تازه از خجالت سهم بقيه هم درميآيي.»
پدرو مادرش هم كاري نميكردند و فقط ميگفتند: «عيبي ندارد، وقتي بچه ميتواند بخورد بگذاريد هر چقدر كه دوست دارد بخورد. تا همين چند وقت پيش ما براي خوردن بعضي غذاها بايد التماسش ميكرديم و وعده، وعيد خوراكيهاي ديگر را ميداديم اما الان مشكلي با خوردن ندارد. اين طوري بهتر هم هست، ما كه از اين موضوع راضي هستيم و مشكلي هم نداريم. نوش جونش اگر هم ميخورد خيالمان راحت است كه پول دكتر و دوا نميدهيم.»
واقعاً اگر اين خوراكيهايي كه امير ميخورد خوب بود كه ما هم خانهمان را پر از آنها ميكرديم، ديگر اينقدر به خودمان سختي نميداديم و به دنبال درست كردن غذاهاي سالم و مختلف و اينكه چه چيزي خوب است و چه چيزي بد است نميرفتيم، نيازي هم به دكتر نداشتيم. اينكه در طول چند ماه پسر بچهاي لاغر يكدفعه وزن اضافه كند و ميل و اشتياقش به خوردن به طور تعجبآوري زياد شود، كمي سؤالبرانگيز است. چشمهايش به خاطر بزرگ شدن لپهايش ريز شدهاند و هيچ كدام از لباسهاي سابقش اندازهاش نيست. ديگر جنب و جوش قبل را ندارد، بيشترين فعاليتش رفت و آمد با ماشين و بالا و پايين رفتن از پلههاي خانهشان است.
اينطور خوردنش نگرانم ميكند و تعجب ميكنم چرا پدر و مادرهاي اين دوره اينطور با بيخيالي در مورد فرزندان خود و عادات غذاييشان حرف ميزنند؟ چرا به جاي اينكه به فكر آينده فرزندانشان باشند تا بعدها به مشكل جسمي و روحي برنخورند، باب طبع آنها رفتار ميكنند؟ چاقي مسئلهاي است كه پير و جوان نميشناسد و به دليل نوع زندگي و تغذيهمان به نسبت قبل بسيار زياد شده است و به دنبال آن كودكان ما هم درگير اين معضل شدهاند.
آمار و ارقام چه ميگويد؟
اگر بخواهيم كمي دورتر برويم و شرايط امروز را با آن چند وقت پيش مقايسه كنيم، كمي نگرانكننده ميشود. وقتي اعلام ميكردند كه كودكان ايراني از چاقي رنج ميبرند ما تنها به درصدهاي ناچيزي فكر ميكرديم، به قول معروف همه تركهاي و لاغر بودند و اگر دورو برمان كودكي چاق بود همه با تعجب به او نگاه ميكردند. طرز نگاهشان جوري بود كه انگار خطا از اين كودك بيچاره سر زده يا كار بدي كرده است. در حال حاضر وقتي نگاهي اجمالي به اطرافمان مياندازيم كم نيستند بچههايي كه از اضافه وزن زياد و چاقي رنج ميبرند و اين مسئله براي پدر و مادرها نيز عادي شده است. جالبتر اين است كه به هم دلداري ميدهند كه عيبي ندارد، همه بچهها اينطور ميشوند چون در سن رشد هستند و قد ميكشند، اين مشكل رفته رفته برطرف ميشود.
اما اين خوشخيالي كمي براي بچهها گران تمام ميشود چون اين رويه در نوجواني و جواني ادامه دارد و سبك زندگي و تغذيه آنها طبق اين روش پيش ميرود. معجزهاي در اين مورد اتفاق نميافتد، مگر اينكه به فكر چاره بيفتند و مانند سد مقابل اين سيل قرار گيرند وگرنه با امروز و فردا كردن و خوردن و نخوردنهاي بيموقع نميتوان به نتيجه رسيد. آمارها نشان ميدهد كه 15 درصد از افراد زير 20 سال به چاقي مبتلا شدهاند و در واقع كودكان و نوجوانان ما با اين مشكل دردسرساز دست و پنجه نرم ميكنند. در آخرين آمار گرفته شده در مقايسه با دهه گذشته تعداد بچههاي چاق دو برابر شده و اگر همين روند ادامه داشته باشد بايد منتظر آمار تكاندهندهتري باشيم.
مهمترين دليل چاقي
سرمنشأ چاقي در خوردن خلاصه ميشود و آن زمان كه دهان ميگشايي و انواع و اقسام خوراكيها را ميبلعي بايد به فكر بعد از آن نيز باشي. خوردن، تفريح و سرگرمي يا يك برنامه جدي هم كه باشد در هر صورت لذيذ است و در اين ميان بسياري از كودكان عاشق خوردن غذاهاي رنگ و لعابدار هستند و به كمتر خوردني پاسخ نه ميدهند. دنياي خوراكيهاي بچهها دنياي خوشرنگ و عجيبي است كه بزرگترها هم دوست دارند هر چند وقت يكبار كوچك شوند و مانند آنها آزادانه انتخاب كنند.
اما پرخوري و زيادهروي بحث ديگري دارد چون وقتي اين شرايط ادامه داشته باشد و تبديل به رويه روزانه كودكتان شود بعد از مدتي نشانههايش را به صورتهاي مختلف بروز ميدهد. اول چند كيلو وزن اضافه ميشود، خوشمان ميآيد وقتي بچهها لپ درميآورند و بعد از آن است كه حساب كيلوهاي اضافي از دست همه درميرود. خوراكيهاي رنگارنگ دورمان را احاطه كردهاند و بچهها نيز با هر تبليغي دوست دارند مزههاي جديد را امتحان كنند و همين مسائل كوچك دست به دست هم ميدهد كه اشتهاي كودكمان باز شود و به نوعي خوشخوراك شود. آلوده شدن به اين خوراكيها و خوردنهاي بيرويه كمكم مشكل ديگري را باعث ميشود كه براي فرزندمان دردسرساز خواهد شد.
تغيير سبك زندگي از جمله راههايي است كه بايد براي مقابله با مشكل چاقي انتخاب كرد نوع زندگيها و ماشيني شدن باعث شده كه همه به سمت راحتطلبي گرايش پيدا كنند و اين مسئله در سبك تغذيه فعلي به خوبي به آن پرداخته شده است. وقتي همه زندگي يك كودك را تبليغات مختلف، فست فودها و غذاهاي چرب، شيرين و خوشمزه احاطه ميكند راهي نميماند كه هر چند وقت يكبار آنها را امتحان كند و بياهميت از كنارش رد نشود. مهمترين كاري كه والدين ميتوانند انجام دهند دور كردن فرزندانشان از اين شرايط گولزننده است و با روشهايي ساده اما كارساز آينده آنها را تضمين كنند.
ژنتيك را دست كم نگيريد
شايد ديدهايد بچههايي كه از ابتداي تولد چاق هستند و خانوادههايشان با شوق و ذوق ميگويند كه فرزندشان تپل است اما خبر ندارند كه اين وضعيت يك هشدار است و اگر ادامه پيدا كند كودكشان با مشكل روبهرو ميشود. بنا به گفته پزشكان تغذيه استعداد خانوادگي، مسئله ارث، ژنتيك و وزن هنگام تولد از جمله فاكتورهاي چاقي در كودكان زير 5 سال است. چاقي از طريق ژنتيك بستگي به پدر و مادر دارد و اينكه كداميك از آنها به فرزند اين ارث را منتقل ميكنند. بچههايي كه هم پدر و هم مادرشان استعداد دارند بيشتر از سايرين در معرض خطر چاقي قرار دارند. سابقه خانوادگي در اين زمينه درصد بالايي را به خود اختصاص ميدهد و اين قبيل كودكان امكان چاقيشان از همان ابتداي زندگي تا نوجواني 60 تا 80 درصد بوده كه بسيار چشمگير است.
والدين هيچ گاه نبايد به سادگي از كنار عوامل ژنتيكي بگذرند زيرا ناخواسته بر روند رشد و زندگي فرزندشان تأثير خواهد گذاشت و سلامتي كودكشان را تحتالشعاع قرار ميدهد. البته اين تنها دليل چاقي از نظر خورد و خوراك نيست و نوع تغذيه در كودكان زير 5/2 سال، تغذيه غير از شير مادر و استفاده از تنقلات و خوراكيهاي پركالري از ديگر عوامل چاقكننده در كودكان است.
بيتحركي و بازيهاي كامپيوتري
در گذشتههاي نه چندان دور بچهها سرگرمي و بازيهاي مختلفي داشتند كه هميشه در تحرك بودند و به همين دليل هر چه ميخوردند را ميسوزاندند. جنب و جوش زياد باعث ميشد كه هر چه انرژي داشتند را صرف انجام كارهايشان بكنند، سالم بمانند و كمتر با مشكلي مانند چاقي مواجه شوند. طي 20 سال اخير، دليل افزايش چاقي كودكان تحرك كم است چون زندگي در خانههاي آپارتماني، كوچك و بدون حياط فرصت بازي كردن و دويدن را از كودكان ما گرفته است.
در حال حاضر بزرگترين تفريح بچهها تماشاي تلويزيون، انجام بازيهاي كامپيوتري و موبايل است. كودك امروزي مدتها جلوي تلويزيون مينشيند يا بازي كامپيوتري انجام ميدهد و هيچ گونه تحركي ندارد درحالي كه پيش از اين كودكان بسيار فعال بودند و بازيهايشان پرتحركتر بود. در واقع بازيهاي كامپيوتري نسل امروز را چاق و منزوي كرده است و به بهانه آرامش و سكوتي كه در خانه حكمفرما ميشود هرچه دوست دارند ميخورند كه بيشتر هم پركالري و چاقكننده است.
طبق گفتههاي پزشكان تماشاي زياد تلويزيون باعث تحريك اشتهاي كودك، خوردن بيش از اندازه موادغذايي پركالري و چرب و استفاده كمتر از ميوه و سبزيجات ميشود. تماشاي تلويزيون فعاليت بدني كودك را كاهش ميدهد و اين مسئله باعث ميشود مقدار كالري جذب شده در بدنشان را بسوزانند. يكي از بهترين راهها براي اينكه كودكمان كمتر تلويزيون نگاه كند اين است كه زمان غذا خوردن تلويزيون را خاموش كنيم و در محيط گرم خانواده غذايمان را با آرامش خيال و بدون استرس بخوريم. بچههاي امروزي عادت كردهاند كه همراه با تماشاي تلويزيون غذا بخورند يا زمان بازي با كامپيوتر و موبايل تنقلات مختلف مصرف كنند در حالي كه انجام هيچ كدام از اين كارها انرژي خاصي نميبرد. اگر والدين به سلامت فرزندانشان از همين دوران كودكي توجه نكنند، در آينده اين بچهها دچار انواع و اقسام بيماريها ميشوند و سلامتشان با هر مشكل كوچكي به خطر ميافتد.
چه كارهايي از ما برميآيد؟
در اين موضوع والدين و بزرگترها نقش تعيينكنندهاي دارند و ميتوانند با رفتارها و كارهايشان راه درست و صحيح را به كودكان نشان دهند. كودكان به خاطر شرايط سني خاصي كه دارند و نيازهاي بدنيشان توانايي گرفتن رژيمهاي غذايي سخت را ندارند و تجربه ثابت كرده كه رژيم علاوه بر اينكه كودك ما را كه در حال رشد است با كمبود مواد مغذي مواجه ميكند، بيشتر دچار حالت لجبازي، دافعه و دلزدگي از لاغر شدن ميكند و هر نوع سختگيري بيش از حد نتيجه عكس ميدهد.
ما واقعاً نميتوانيم شرايط جامعه را تغيير دهيم، با غذاهاي رنگارنگ، هلههولهها، فستفودها، كامپيوتر، بازيهاي بيتحرك و تلويزيون بجنگيم و آنها را از دور و بر فرزندمان دور كنيم. تنها كاري كه از دست ما برميآيد اين است كه از همان بدو تولد با روشهاي تغذيهاي سالم با آنها برخورد كنيم و در ادامه درست تصميم گرفتن را در مورد خوردنيهاي مختلف به او ياد بدهيم تا برايش به عادت تبديل شود. مطمئن باشيد عادتهايي كه در طول زمان و تدريجي برايش جا افتاده هميشه با او خواهند بود و هر زماني كه از خانه دور ميشود يا در مدرسه هم همراه او ميروند و فراموش نميشوند. همراهي همه اعضاي خانواده و شناخت روش درست در اين بين براي كمك به فرزندتان بسيار مهم است.
حس مسئوليت والدين در قبال فرزندان جزو وظايف شماست و همانطور كه در فراهم آوردن امكانات و رفاه كامل براي آنها از هيچ تلاشي دريغ نميكنيد، براي شيوه تغذيه، اضافهوزن و چاقي كودكانتان هم ساده از كنار اين موضوع نگذريد. در واقع شما متعهديد آنها را در تغيير عادت غذاييشان كمك كنيد.
براي پيشگيري از چاقي كودكان و اضافه كردن كيلوهاي بيشتر بايد خوردن ميوه، مغزهاي مختلف و آبميوههاي طبيعي را جايگزين تنقلات و نوشيدنيهاي مصنوعي كنيد. زمان خريد مواد غذايي ميوهها و سبزيجات را در اولويت قرار دهيد و در طول روز و در ميان وعدههاي غذايي كودك را تشويق به خوردن ميوه و سبزيجات مختلف كنيد. هيچ وقت از غذا به عنوان پاداش يا تنبيه استفاده نكنيد و براي خوردن يك چيز جايزه تعيين نكنيد. سعي كنيد تعداد دفعات غذا خوردن در رستورانها و فستفوديها را كم كنيد و به جاي آن رستورانهايي كه غذاي سالم دارند را انتخاب كنيد.
به والدين توصيه ميكنيم روزي يك تا دو ساعت كودكان خود را به پارك و محل بازي ببرند تا فعاليت بدني مناسب را داشته باشند. كودك ما بايد روزانه يك ساعت فعاليت بدني داشته باشد و اين مسئله نه تنها براي تفريح كودك لازم است، حتي كالريهاي اضافه بدن را ميسوزاند و در طول روز شاداب بوده و خواب راحتي خواهد داشت. براي افزايش فعاليت بدني كودك ساعات تلويزيون ديدن و كامپيوتر بازي كردنش را در طول روز محدود كنيد و از روشهاي ديگري براي سرگرم شدنش در خانه استفاده كنيد.