بزرگترهايمان هميشه اين تذكر را ميدادند تا از همان دوران كودكي ياد بگيريم كه دروغ گفتن اصلاً كار خوبي نيست و هر كسي دروغ بگويد مثل اين است كه دشمن خدا شده.
نميدانم اين جمله بزرگترها كه دروغگو دشمن خداست تنها يك ضربالمثل است يا ريشهاي در احاديث يا آيات قرآن هم دارد؟ اما حالا كه بزرگتر شدهام خوب ميدانم دروغگو هرچه كه هست كمتر از آنچه كه بزرگترهايمان گفتهاند، نيست.
آدمهاي دروغگو پيش هيچ كسي جايگاه ندارند و فقط خودشان از دروغهايشان لذت ميبرند. دروغگوها آدمهاي حقيري هستند كه به قول بيبيجان با خدا دشمني دارند.
يادم هست همان دوران كودكي بعضي از بچهها هم بودند كه خيلي دروغ ميگفتند يعني بيشتر از حد معمولي كه يك آدم گاهي اوقات دروغ ميگويد. هنوز هم بعضي از آنها را ميشناسم و به جرئت ميتوانم بگويم همان بچههاي شيطان و بازيگوش كه دروغ ورد زبانشان بود حالا هم كه بزرگتر شدهاند و هر كدام در گير و زندگي خود، خيلي آدمهاي موفقي در زندگيشان نيستند.
بيبي جان مدام مواظب بود تا با اين بچهها خيلي مأنوس نشوم. يكي از همان بچههايي كه مدام دروغ ميگفت تازه چند ماهي ميشود كه از حبس آزاد شده و يكي ديگر هم بعد از چند سال جنگ و دعوا در زندگي مشترك همين دو سه هفته پيش از همسرش جدا شد و...
بگذريم، صحبت از خاطرات گذشته نيست. اينجا و در اين گزارش بايد به موضوع ويرانگر دروغ بپردازم. دروغي كه ريشه بسياري از بديهاست و بر اساس حديث معروفي از امام حسن عسكري(ع) «تمام بديها در خانهاي جمع شده و كليد آن خانه دروغ است».
دروغگويي نشانه مشكل رواني
بسياري از روانپزشكان دروغگويي دائمي را هميشه به عنوان نشانهاي از وجود مشكل رواني در نظر ميگيرند كه ميتواند شامل بيماريهايي مثل توهم و خيالپردازي، انواعي از بيماريهاي رواني يا خودشيفتگي رواني باشد.
بررسي نتايج نشان ميدهد مردم گاهي براي كسب موقعيتهاي مهم كاري يا اجتماعي يا در برخورد با مسئوليتهاي مهم خانوادگي براي اينكه بتوانند فرصت و مجالي براي خود بيابند به دروغ متوسل ميشوند.
در واقع در بعضي حالات، شخص دروغگو از داستانهاي خود به وجد ميآيد و از آنها لذت ميبرد. در بسياري از اين موارد دروغگويي در واقع عمق بخشيدن به آرزوهاي شخصي براي احساس جذابيت و لذت حتي براي لحظاتي كوتاه است. در آزمايشهاي ديگر نشان داده شد كه بسياري از دروغگوها نشانههايي ازعدم تعادل رواني و ضعف شخصيت را از خود نشان ميدهند كه گاهي در تجربيات دوران كودكي و نحوه تربيت ناصحيح خانوادگي اشخاص ريشه دارد.
دروغ از بدترين معايب، زشتترين گناهان و منشأ بسياري از مفاسد است و باعث ميشود فرد دروغگو از رحمت خدا محروم شود، شايد براي همين است كه در دين مقدس اسلام از دروغ به عنوان يك عمل بسيار زشت و گناه كبيره نام برده ميشود كه از آفات زبان و خرابكننده ايمان است و همانطور كه اشاره شد كليد خانهاي است كه تمامي بديها در آن جمع شده است.
از چوپان دروغگو تا پينوكيو
حتماً شما هم داستان چوپان دروغگو و عروسك بازيگوشي به نام پينوكيو را شنيدهايد كه هر دو به خاطر دروغگويي با مشكلات بزرگي روبهرو شدهاند.
چوپان جوان كه از سركار گذاشتن و دروغ گفتن مردم لذت ميبرد عاقبت هيچ كسي حرفش را باور نكرد و گرگ تمامي گوسفندهاي او را خورد.
عروسك چوبي بازيگوش نيز كه نماد يك پسرك شيطان بود بالاخره بر اثر دروغهايي گه گفته بود دماغش بيش از حد بزرگ شده بود و براي او مشكلات بسيار زيادي را ايجاد كرد.
بدون شك اين داستانها و حكايتها براي نشان دادن زشتي دروغ است.
ريشه دروغ و دروغگويي
اما به راستي فكر ميكنيد ريشه دروغ و دروغگويي چيست و چرا برخي از افراد به راحتي دروغ ميگويند.
روانشناسان بر اين عقيده هستند كه علت اصلي دروغ، عقده حقارت و خودكمبيني انسان دروغگو است و اين يكي از نكات رواني است كه به عنوان روانشناسي اخلاقي در كلمات معصومين به آن اشاره شده است.
سرچشمه دروغ نيز گاهي به خاطر ترس از فقر، پراكنده شدن مردم از دور فرد و از دست دادن موقعيت و مقام، و زماني نيز به خاطر علاقه شديد به مال و جاه و مقام و... است كه شخص از اين وسيله نامشروع براي تأمين مقصود خود كمك ميگيرد. دكتر عليرضا بيدخوري استاد دانشگاه در اين باره ميگويد: در حقيقت افرادي كه دروغ ميگويند آدمهايي هستند كه در خود نوعي كمبود و حقارت احساس ميكنند. اين افراد وقتي سرخوردگيها و ناكاميهاي دوران كودكي خود را ميبينند ناخودآگاه به سمت دروغ كشيده ميشوند بنابر اين وقتي به ريشه و گذشته افراد دروغگو نگاه كنيم متوجه ميشويم كه افراد دروغگو گذشته چندان مناسبي نداشته و در محيط خانوادگي نامناسبي زندگي كردهاند.
وي ميافزايد: افراد دروغگو به طور عمده در بزرگسالي نيز زندگي چندان موفقي ندارند.
اين استاد دانشگاه ادامه ميدهد: وقتي به گذشته برخي از افراد مجرم و متهم نگاه ميكنيم متوجه ميشويم تعداد زيادي از اين افراد كه دوران حبس خود را سپري ميكنند در كودكي آدمهايي بودند كه بيشتر از ديگران دروغ ميگفتند.
وي با بيان اينكه دروغگويي ريشهاي كاملاً رواني دارد ادامه ميدهد: ريشه دروغ را بايد در روان افراد جستوجو كرد. آدمي كه دروغ ميگويد از درون احساس حقارت ميكند. او دوست دارد خود را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد. در نظر فرد دروغگو خيالبافي كاري عادي است و او دوست دارد دنياي اطراف خود را آنطور كه ميخواهد خيالبافي كند و به ديگران بگويد.
زشتي دروغ از منظر آيات و روايات
در دين مقدس اسلام از دروغ به عنوان يك گناه كبيره نام برده شده و دروغگو همواره مورد سرزنش و نكوهش است.
حضرت امام علي(ع) ميفرمايند: «يكي از محرمات و آفتهاي خطرناك زبان، دروغ گفتن است و دروغ از گناهان كبيره ميباشد».
آيات و روايات بسياري در زمينه زشتي دروغ سخن ميگويند و آيات تكاندهندهاي حتي دروغگو را در رديف كافران و منكران آيات الهي ميشمارند.
امير مومنان(ع) مىفرمايد: «راستگويى دعوت به نيكوكارى مىكند، و نيكوكارى دعوت به بهشت».
و يا در حديثى از امام باقر( ع) مىخوانيم: «خداوند متعال براى شر و بدى، قفلهايى قرار داده و كليد آن قفلها شراب است» (چراكه مانع اصلى زشتيها و بديها عقل است و مشروبات الكلى عقل را از كار مىاندازد) سپس اضافه فرمود: «دروغ از شراب هم بدتر است».
امام حسن عسكرى (ع) نيز مىفرمايد: «تمام پليديها در اتاقى قرار داده شده، و كليد آن دروغ است».
شخصى به حضور پيامبر( ص) رسيد، عرض كرد نماز مىخوانم و عمل منافى عفت انجام مىدهم، دروغ هم مىگويم! كدام را اول ترك گويم؟! پيامبر( ص) فرمود: «دروغ». او در محضر پيامبر( ص) تعهد كرد كه هرگز دروغ نگويد: هنگامى كه خارج شد، وسوسههاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد، اما بلافاصله در اين فكر فرورفت، كه اگر فردا پيامبر( ص) از او در اين باره سؤال كند چه بگويد؟ بگويد چنين عملى را مرتكب نشده است، اينكه دروغ است و اگر راست بگويد حد بر او جارى مىشود، و همين گونه در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خوددارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گرديد.
خداوند در آيه 77 سوره توبه ميفرمايد: «اعمال آنها نفاقى در دلهايشان تا روز قيامت ايجاد كرد، به خاطر اينكه عهد خدا را شكستند و به خاطر اينكه دروغ مىگفتند».
به طور حتم اگر بخواهيم به آيات و احاديث درباره دروغ و دروغگويي اشاره كنيم ميتوان به تعداد زيادي از آيات و احاديث اشاره كرد اما در اينجا تنها به ذكر همين تعداد كفايت ميشود. آنچه مهم است اين كه دروغگويي آثار بسيار بدي نيز به دنبال دارد به گونهاي كه اين آثار گاه خانمانسوز است.
فرد دروغگو با دروغ خود گاه باعث بر هم خوردن يك زندگي شده يا گاهي اوقات با دروغ خود باعث شده تا افراد بيگناهي دچار مشكلات و گرفتاريها شوند. لذا همه ما بايد در بيان و گفتار خود دقت كنيم مخصوصاً اينكه عذاب سختي براي دروغگويان در نظر گرفته شده است.
نقش خانوادهها در دروغگويي كودك
اما به راستي فكر ميكنيد ريشههاي دروغگويي چيست؟ دكتر عليرضا بيدخوري به اين سؤال پاسخ ميدهد.
وي ميگويد: يكي از مهمترين دلايل دروغگويي افراد محيط ناسالم زندگي فرد است به گونهاي كه افرادي كه در محيطهاي ناسالم خانوادگي زندگي ميكنند بيشتر از ساير افراد به دروغ گرايش دارند. در خانوادهاي كه اعتقادات ديني كمرنگتر است و والدين و بزرگترها بدون هيچ پروايي جلوي چشم كودك دروغ ميگويند، اين رفتار زشت در ذهن كودك نقش ميبندد و فرد خواسته يا ناخواسته به دروغگويي تمايل پيدا ميكند.
اين استاد دانشگاه به خانوادهها و والدين هشدار ميدهد تا از دروغگويي در حضور فرزندان و كودكانشان پرهيز كنند چراكه رفتار نامناسب آنها در ذهن كودك نقش ميبندد.
وي با بيان اينكه خيلي وقتها دروغگويي افراد به خاطر رودربايستي يا ترس از مسائل مختلف مانند كم اعتبار شدن آنها است، ميافزايد: به عنوان مثال گاهي اوقات ميبينيم پدر يك خانواده بدون هماهنگي با خانواده خود فردي را به خاطر رودربايستي به منزل دعوت ميكند در حالي كه ممكن است، در آن لحظه شرايط براي ميزباني از مهمان فراهم نباشد و زماني كه مهمان در اتاق پذيرايي نشسته پدر و مادر بدون اينكه مهمان متوجه شود با يكديگر بر سر دعوت كردن مهمان مشاجره ميكنند و بعد وقتي به اتاق پذيرايي برميگردند، با لبخند به مهمان خوش آمد ميگويند و اين رفتار دوگانه آنها باعث ميشود كودك نيز دورويي و دروغ را ياد بگيرد.
بيدخوري در ادامه ميگويد: زماني كه پدر يا مادري به كودك خود ميگويد اگر تلفن با من كار داشت بگو من نيستم يا آيفون را بردار و بگو پدر و مادرم خانه نيستند خود به خود و بدون آنكه خودشان بدانند دروغگويي را به كودك آموزش ميدهند.
در اين ميان برخي از كارشناسان نيز به نقش رسانهها در اينباره اشاره دارند و با انتقاد از برخي فيلمها و سريالهاي صدا وسيما معتقد هستند صدا و سيما به عنوان رسانه ملي در برخي از فيلمها و سريالها خصوصاً برنامههاي طنز دروغگويي را به افراد آموزش ميدهد.
دكتر بيدخوري در اينباره ميگويد: چه لزومي دارد يك برنامهساز براي اينكه برنامهاي را كه ميسازد جذابتر باشد به دروغ متوسل شود؟
وي ميافزايد: نكته تأسفبار اينجاست كه در برخي فيلمها و سريالها افراد دروغگو و حقهباز شخصيتي دوست داشتني تعريف ميشوند و داراي ويژگيهايي هستند كه براي مخاطب دلنشين است. اين استاد دانشگاه يادآور ميشود: براي اينكه دروغ در جامعه گسترش نيابد همه بايد همت كنند، از پدر و مادرها گرفته تا معلمان و استادان دانشگاه و برنامهسازان و مسئولان بخشهاي مختلف، همه بايد به اين موضوع توجه داشته باشند.
اين جامعهشناس خاطرنشان ميكند: اگر خداي ناكرده دروغگويي در جامعه رواج يافت، نوآوري، شكوفايي و خلاقيت، بروز استعدادها و تعامل صحيح با ديگران و اعضاي خانواده به مخاطره ميافتد و شخصيتهايي در جامعه شكل ميگيرد كه به شدت مضطرب و نگرانند. بنابراين همه ما براي جلوگيري از به وجود آمدن چنين وضعيتي در جامعه مسئول هستيم.