شايد هيچكس فكرش را نميكرد فضايي كه قرار است از آن به عنوان فضاي تبادل اطلاعات و گفتوگوهاي ضروري استفاده شود اينطور دستمايه سرويسهاي اطلاعاتي شود. مطمئناً هم هيچ جواني نميتوانست حتي تصورش را كند كه وقتي در پشت مانيتور با هزار و يك اعتماد اطلاعات شخصي و خانوادگياش را قرار ميدهد يكي در سرور علاقهمنديها و فعاليتهايش را رصد كند. از همه مهمتر و بدتر اينكه قطعاً هيچكدام از ما فكر نميكرديم فيسبوك اينطور بلاي جان زمان، انديشه و جواني نسل جديدمان شود.
هرجا ميرويم ديگر صحبت از فيسبوك و فضاي جانبي آن است. در مجلس و ميهمانيها بعضاً شاهدم كه يكي به ديگري در حال ياددادن نحوه بهروز كردن صفحه، بارگذاري عكس و اطلاعات و... است. آموزشي كه حداقل يك ساعت وقت ميبرد و بعداً هم از كاربري كه ميخواهد در فضاي مجازي امتحانش كند مطمئناً چندين ساعت!
ديگر اين روزها شرط بسياري از مراجعين به كافينتها هم وجود فيلترشكن است اگرچه آمارهاي جستوجوگر گوگل نشان داده بيشترين استفاده فيلترشكن در ايران مربوط به جستوجوي كليدواژههاي ممنوع بوده است اما مشخص است كه همين طالبان فيلترشكن هم با يك تير دو نشان ميخواهند بزنند. وقتي از صاحب مغازه كافينتي فيلترشكن طلب ميكنند دارند به اين فكر ميكنند كه اول فيسبوك را چك كنند و بعد در پس پرده اول دانلودها را انجام دهند در واقع بازهم اولويت با فيسبوك است!
پسرم ميگويد «نگو فيسبوك بگو فضاي مدرن براي تبادل اطلاعات!» باشد ميپذيرم اما ميتوانم بپرسم يك پسر 12 ساله چه اطلاعات مهمي دارد كه ميخواهد با فلان فوتباليست، هنرپيشه، خواننده زن و دختر در ميان بگذارد؟ اصلاً مگر اطلاعاتي در دنيا وجود دارد كه براي تبادل آن به چندين ساعت مستمر و چند روز پشت سر زمان نياز باشد؟! در ذهن هم نميگنجد كه بشود با يك عوض كردن اسمش كاربري فيسبوك را در ذهن بزرگترها تغيير داد.
اصلاً نقش پدر و مادري و دلسوزانه معلمي را هم كنار بگذارم و بيخيالش شوم نميتوانم از مضررات و آسيبهايي كه هر روز دارد از اين فضا منتشر ميشود بيخيال رد شوم.
نميتوانم از كنار آمار افزايش يافته خودشيفتگي در افراد خصوصاً نوجواناني كه فكر و ذكرشان چيزي جز فيسبوك نيست به راحتي بگذرم.
مگر ميتوان پدر و مادر بود از بروز اختلالات روانشناختي ديگري چون رفتارهاي ضداجتماعي، عشقهاي ديوانه وار و تمايلات پرخاشگرانه در نوجواناني كه زندگي بدون فيسبوك برايشان بيمعناست بيتفاوت رد شد؟
اگر شما هم مثل ما نگران غيبتهاي پشت سرهم از مدرسه و احتمال افزايش مشكلات مربوط به معده درد، بيخوابي و بدخوابي، اضطراب و افسردگي هستيد بايد بدانيد كه همه اينها از عوارض اعتيادهاي مدرن و جديد به فضاهاي مجازي است.
اگر فرزندي داريد كه نمره پايين نتيجه همه مطالعاتش است و بخش مهمي از وقتش را صرف فيسبوك ميكند طوري كه دست كم هر ۱۵ دقيقه يك بار فيسبوك خود را چك ميكنند و طاقت دوري بيش از ۱۵ دقيقه از اين رفيق شفيق را ندارند مطمئن باشيد سرنخ اين نمره پايينيها هم به فيسبوك ميرسد. چون تحقيقات نشان داده كه قدرت كمتر حفظ مطالب درسي دانشآموزاني كه صفحه فيسبوكشان از ۱۵ دقيقه بيشتر باز است بسيار پايينتر از همسالانشان است كه حضور در فضاي فيسبوك را تجربه نميكنند.
اگر نگران هستيد و چارهاي نداريد چون ممكن است فرزندتان در مقابل ممانعت شما در استفاده از فيسبوك جبهه بگيرد يا به فضاي مجازي ديگري دل ببندد بهتر است آهسته آهسته وارد عمل شويد.
در اغلب موارد آموزشي بهتر است از خودتان مايه بگذاريد. يعني در واقع اين خودتان باشيد كه براي رسيدن به نيازهاي محركي نوع خاصي رفتار را دنبال كنيد. عمل خاصي كه نه تنها شما را به رسيدن نتيجه كمك كند بلكه در بين اعضاي خانوادهتان هم تنشزايي كند. فراموش نكنيد خانواده به عنوان مهمترين كانون اجتماعي، قادر است نقشها و مسئوليتهاي مشاوره و راهنمايي را بهخوبي ايفا كند البته به شرط آنكه والدين و سپس مشاوران خانواده، از همه صلاحيتهاي لازم يا از دانش و بينش متناسب براي انجام اين مسئوليت بزرگ برخوردار باشند.
هنگامي كه كودك شما پا به دوره نوجواني ميگذارد احتياج بسياري به تنهايي و خلوت گزيني پيدا ميكند. شايد به اين علت كه افكار و احساسات او دچار نوعي آشفتگي ميشوند، ممكن است نوجوان شما دچار بلاتكليفي و بيثباتي شود. حتي ممكن است از آنچه از نظر فيزيكي يا احساسي براي او اتفاق ميافتد احساس شرم كند. چنين اتفاقاتي براي او غيرمنتظره و سخت هستند و او ميخواهد آنها را از ديگران مخفي كند و نزد خود نگه دارد. دليل ديگر اين است كه فرزند شما كمكم به نداشتن مهارت در انجام كارها حساس ميشود. او گمان ميكند بزرگترها بهتر از او ميتوانند صحبت كنند و به راحتي كلمات صحيح را براي اداي منظور خود مييابند. در حالي كه او در اين زمينه خود را ناتوان ميبيند. بنابراين اگر نوجوانتان بـُغ كرده و عبوس به نظر ميرسد شايد به خاطر از دست دادن اعتماد به نفس خود در اداي كلمات است. «گفتوگو» كليد داشتن يك رابطه خوب در خانواده است. عدم توانايي در راحت صحبت كردن باعث ميشود نتوانيد نيازهاي نوجوانتان را بشناسيد. بدون گفتوگو و رابطه مناسب شما نميتوانيد پشتيباني و مراقبت خود را به او برسانيد و او نيز نخواهد توانست فراتر از حد و مرزهاي تعيين شده و رفتار پذيرفته شده رابطه مناسبي با شما داشته باشد.
اگر ميخواهيد فرزندتان به حرف شما گوش دهد بايد به او اطمينان دهيد كه مشتاق شنيدن حرفهاي او هستيد. نشان دهيد كه به ديدگاههاي او احترام ميگذاريد. نفس عميقي بكشيد و محترمانه تصديق كنيد كه او هم حرفهاي ارزشمندي براي گفتن دارد. به عنوان يك الگو براي او عمل كنيد. به همراه همسر يا بچههاي كوچكتر خانواده راههايي را براي ايجاد يك رابطه خوب در خانواده طراحي كنيد.
براي به دست آوردن او پولتان را خرج نكنيد بلكه بيشتر از احساس و عاطفه خود مايه بگذاريد. عقايدتان را به او تحميل نكنيد. اگر بخواهيد افكار و نظريات خود را به نوجوانتان تحميل كنيد، مطمئناً او آن را نخواهد پذيرفت و شديداً عكسالعمل نشان خواهد داد. سعي كنيد قضاوت تحكمانه نداشته باشيد. قبل از هرگونه نتيجهگيري به حرفهاي او گوش دهيد. براي او هيچ چيز بدتر از آن نيست كه ببيند ذهن بسته شما تمايلي به شنيدن نقطه نظرات او ندارد.
به علامتهايي كه فرزندتان به شما ميدهد توجه كنيد. مطمئن باشيد از مسيرتان منحرف نخواهيد شد. مثلاً هنگامي كه او براي بيرون رفتن از خانه عجله دارد نگوييد كه ميخواهيد با او حرف بزنيد بلكه در زماني كه آسودهخاطر به نظر ميرسد به سراغش برويد. سعي كنيد اوقاتي را با هم تنها باشيد. اگر تنها بودن در خانه ممكن نيست به بهانه صرفِ چاي، قهوه يا رفتن به سينما، دو نفري با هم از خانه خارج شويد و ساعتي را باهم باشيد. اطلاعات و تجربيات خود را از زندگي با او در ميان بگذاريد. اما فقط تا جايي كه فكر ميكنيد شنيدن اين مطالب براي او جالب است. جوانان اغلب خيلي كمتر از كودكان مشتاق شنيدن حرفهاي والدينشان هستند. شما بايد چيزهايي را برايش بگوييد كه او تمايل به شنيدن آنها را دارد. زيرا اگر شما نتوانيد اين مهم را خوب درك كنيد، شكارچيان بزرگ در بيرون و در فضاهاي مجازي، اين كار را به خوبي بلد هستند و در چند جلسه به خوبي فكر و ذهن او را تسخير ميكنند.