اضطراب و نگراني در امتحان كنكور تا حدودي نوعي واكنش طبيعي تلقي ميشود و اين حالتي است كه اكثر قشر جوان كه خود را براي امتحان كنكور آماده ميكنند با آن مواجه هستند و حتي از بين بردن چنين حالتي در برخي افراد تا حدودي غير ممكن است. متأسفانه اكثر جوانان با اين تصور كه صد در صد سؤالات را بايد پاسخ دهند سر جلسه اين امتحان سرنوشتساز حاضر ميشوند در حالي كه اين موضوع به نوعي ايجاد اضطراب شديد در فرد ميكند و اين استرس آرامش داوطلبان كنكور را تهديد خواهد كرد. براي آشنايي بيشتر با نحوه غلبه بر استرس و موفقيت هرچه بيشتر در آزمون سراسري به سراغ نفرات برتر كنكور سال 92 رفتيم.
چگونگي بالا بردن اعتماد به نفس و همچنين بهترين راهكارها براي عبور از سد كنكور را از زبان كنكوريهاي برتر سال گذشته ميخوانيد.
ارزش علمآموزي را به هر چيزي ترجيح دادم
سجاد صادقيزاده، رتبه اول كشوري رشته رياضي
رمز موفقيت خودم را ابتدا توكل به خداوند متعال ميدانم زيرا معتقدم هر كاري در چارچوب اعتقاد به خداوند معني پيدا ميكند بنابراين در همين چارچوب هدفم را تعريف و برنامههاي خودم را در راستاي رسيدن به هدف مورد نظر تدوين كردم و با مشكل خاصي در اين ايام مواجه نشدم. من هم مثل همه كساني كه در موقع كسب هر موفقيتي خوشحال ميشوند زماني كه از طريق تماس تلفني از كسب رتبه اول رياضي كشور آگاه شدم بسيار خوشحال شدم. نحوه درس خواندنم هم مثل بيشتر دانشآموزان تا سال سوم دبيرستان تقريباً عادي بود به شكلي كه تقريباً روزي دو ساعت در خانه درس ميخواندم ولي در اواخر سال سوم ساعات درس خواندنم بيشتر شد و در سال پيشدانشگاهي روزهايي را كه در خانه بودم حدود 9 ساعت به صورت مفيد و روزهايي را كه كلاس داشتم پنج ساعت درس ميخواندم. والدين نيز به عنوان اركان اصلي خانواده نقش برتر را در موفقيت همه اعضاي خانواده دارند و قطعاً موفقيتم را مرهون تلاشهاي مؤثر و مفيد ايشان به ويژه مادر عزيزم ميدانم. من از ابتدا با توجه به هدفي كه تعريف كردهام به دنبال اخذ مدرك به منظور پيدا كردن شغل نبودم و هدفم را قبل از هر چيز كسب علم و دانش ميدانم و ارزش علمآموزي همراه با معرفت را بر هر چيزي ترجيح ميدهم. در ابتداي سال پيشدانشگاهي هدفم را كسب رتبه تكرقمي تعيين كرده بودم ولي در ماههاي آخر مصمم به كسب رتبه يك شدم. در هيچ كلاس كنكوري شركت نكردم و از هيچ آزمون آزمايشي استفاده نكردم. در كنكور امسال بالاترين درصد درسي من 100 درصد مربوط به دروس شيمي و معارف و پايينترين آنها 78/66 درصد در درس زبان انگليسي بود. به نظر من براي سنجش افراد برگزاري كنكور به شكل فعلي كه صرفاً ظرف چهار ساعت نتيجه كار چند ساله دانشآموزان مشخص ميشود منصفانه نيست و بهتر است ساز و كار كنكور به شكلي باشد كه حداقل بتوان در چند مرحله و در شرايط متفاوت افراد را سنجيد. من در زمان كنكور اضطراب زيادي نداشتم و راهكار پيشنهاديام براي مقابله با اضطراب هم اين است كه وقتي ما در حد توان خويش تلاش كردهايم دليلي براي نگراني وجود ندارد و تنها دليل ترس بيشتر كنكوريها را فقدان اعتماد به نفس كافي ميدانم و توصيهام به همه جوانان همسن و سالم اين است كه با توكل به خدا و با اعتماد به نفس همراه با برنامهريزي درست، از زمان، اعتماد دبيران و از سرمايه بزرگ جواني خود حداكثر استفاده را در جهت كسب علم و دانش ببرند. من براي خود آينده تحصيلي روشني را ترسيم كردهام و چون در اين كشور متولد و بزرگ شدهام، دوست دارم در همين كشور تحصيل، كار و زندگي كنم و به عنوان نفر اول كنكور تنها انتظارم از دولت اين است كه شرايط و بستر مناسبتري براي قشر تحصيلكرده فراهم كند تا اين افراد به جاي مهاجرت به ساير كشورها در كشور بمانند و به آن خدمت كنند.
كنكوريها هدف خود را بشناسند تا پيروز شوند
فاطمه محمدي، رتبه يك كشوري رشته هنر
براي موفقيت فقط يك عامل وجود ندارد كه من بگويم و شما انجامش دهي و تمام! ولي يكي از مهمترين عاملهايش، اطلاعاتي بود كه از قبل از دوران كنكور داشتم البته آن را هم مديون مطالعه زياد غيردرسيام هستم و ديگري تمركز بالا سر كلاسهاي درس. لحظهاي كه مطلع شدم رتبه اول كنكور هنر را كسب كردهام بسيار خوشحال شدم و قبل از اعلام نتايج ميدانستم كه رتبهام يك رقمي ميشود (با توجه به تجربهاي كه سر كنكورهاي آزمايشي داشتم) ولي اصلاً به رتبه يك فكر نكرده بودم. در روزهايي كه مدرسه نميرفتم معمولاً شش تا هفت و نيم ساعت و روزهاي مدرسه را با سه تا چهار و نيم ساعت مطالعه سر ميكردم. بيشتر طبق برنامهاي كه به صورت هفتهاي مشاورم برايم تعيين كرده بود درس ميخواندم. به نظر من محيط براي درس خواندن، بايد بسيار ساكت و آرام باشد. اغلب در خانه و اتاق خودم درس ميخواندم و حضور ديگران باعث عدم تمركزم ميشد.
من يك هدف را براي خود پيش گرفتم و آن هم تحصيل در رشته هنر بود. كليتي كه در رشتههاي هنر وجود دارد اين است كه به صرف اينكه كسي مدرك فلان دانشگاه را دارد، كسي به او شغلي پيشنهاد نميكند. در اين راه تجربه و كار كردن در دوران دانشجويي مهمتر از داشتن مدرك است. همچنين اگر كسي بخواهد براي پيدا كردن شغل (استخدام شدن و حقوق معين ماهانه گرفتن) پا به عرصه هنر بگذارد، بدترين تصميم زندگياش را گرفته است. هنر، عشق و اشتياق و عطش خاصي ميطلبد، نه كسي كه بخواهد كار دفتري انجام بدهد و سرِ ماه حقوقش را بگيرد.
در بحث خود كنكور و ماهيت آن نيز بايد بگويم كه بود يا نبود آن چندان هم الزامي نيست اما چه ميشود كرد؟ اگر نباشد هم كه نميشود بالاخره بايد ميزاني براي سنجش بهترينها براي تحصيل در دانشگاههاي معتبر كشور وجود داشته باشد، ولي امكان نظاممندتر كردن كنكور وجود دارد. به عنوان مثال طي سال چهارم، چندين كنكور برگزار شود كه حجم دروس، اين قدر هم زياد نباشد. البته نظام آموزشي كشور ما ضعفهاي زيادي دارد. يكي از كوچكترين مشكلاتش، جذب و به كارگيري معلماني است كه به هيچ وجه صلاحيت تدريس ندارند (چه از لحاظ حرفهاي و چه از لحاظ اخلاقي) البته من همه معلمها را با يك ديد نميبينم اما در طول اين 12 سال، معلم بيصلاحيت هم كم نديدهام. مشكل ديگر عقبماندگي كتابهاي درسي است كه نهتنها هيچ جذابيتي از لحاظ بصري براي دانشآموزان ندارند بلكه بعضاً مطالبشان كهنه يا نادرست است. من كارشناس آموزش نيستم و نظام آموزشي هيچ كشوري را مطالعه نكردهام، اما به جرئت ميتوانم بگويم بسياري از چيزهايي كه در مدرسه به بچهها آموزش داده ميشود، به هيچ عنوان معقول نيست. دليلي ندارد زماني كه در عصر تكنولوژي به سر ميبريم و كامپيوترها در كسري از ثانيه ميتوانند برايمان حد و مشتق حساب كنند، اينها را به دانشآموزان تدريس كنيم و مجبورشان كنيم كه راهحلشان را حفظ كنند. ما الان بايد در مدرسههايمان فكر كردن و شيوه تحليل را ياد بدهيم. در گذشتهها اگر كسي حافظه خوبي داشت، باهوش شناخته ميشد؛ اگر به روايت قديم باشد، گوگل باهوشترين فرد جهان شناخته ميشود چون ميتواند با يك كليك، دنياي اطلاعات را بر سرمان بريزد. در اين عصر، چيزي كه مورد نياز است، فردي است كه بتواند تحليل كند، فردي كه آموزش ديده است تا بتواند تحليل كند. من به عنوان نفر اول كنكور به همسن و سالهايم جهت پيشرفت تحصيليشان تنها توصيهاي كه ميكنم اين است كه اول از همه علاقهشان را دنبال كنند. بعد در راه اين علاقه، به قصد ياد گرفتن چيزي جديد درس بخوانند. كيفيت تحصيلي جوانان امروز كشورمان به خصوص كنكوريها بايد جوري باشد كه بتوانند با استفاده از دانشي كه پيدا كردهاند، مسائل را تحليل كنند.
من هميشه به خودم ميگويم به ازاي تلاش و استعدادم، پاداش ميگيرم. اگر همه چيز سر جاي خودش باشد و تمامي تلاش براي كاري انجام شده باشد، به ميزان تلاش و استعداد، نتيجه قابل قبول خواهد بود. بهترين راهكار اين است كه به نتيجه فكر نكنيم و بر كاري كه در حال انجام دادنش هستيم، متمركز باشيم مثلاً وقت درس خواندن بر درس خواندن و وقت تستزدن بر تستزدن تمركز كنيم. ببينيد در اصل درس خواندن مداوم و تمركز چندين ساعته در طول روز بر دروس كنكور و تست كار سخت و خستهكنندهاي است و گاهي به جايي ميرسد كه ادامه راه غيرممكن ميشود. من خودم را مثال ميزنم و بايد بگويم زماني كه دچار اين حالت ميشدم، دو سه روز اصلاً درس نميخواندم و البته با مشاورم هماهنگ ميكردم و خودسر كاري را انجام نميدادم و به كارهايي كه دوست داشتم ميپرداختم، مثل فيلم ديدن، كتاب خواندن يا سينما رفتن. بعد هم كه دوباره انگيزه درس خواندن را پيدا ميكردم دوباره شروع ميكردم.
بچهها در كنكور بايد هدف خودشان را بدانند. متأسفانه اغلب بچهها هدف خودشان را نميدانند و اكثريت نميدانند كه دقيقاً چه ميخواهند. اصولاً هر هدفي كه انتخاب ميشود، بايد واقعگرا و قابل دسترسي براي فرد باشد. انسانها استعدادها و انگيزههاي متفاوتي دارند. نبايد انتظار زيادي از خود داشته باشند، همچنين نبايد خود را دست كم بگيرند. بايد خودشان و حدشان را بشناسند.
تجربه امتحانات پيدرپي از اضطراب جوانان ميكاهد
آذين زهرايي، رتبه يك كشوري رشته زبان
من لحظهاي كه متوجه شدم نفر اول كنكور زبان شدهام احساس ناباوري بيحد و حصري داشتم. از اينكه تلاشهايم به ثمر نشست در پوست خود نميگنجيدم و بسيار خوشحال بودم. چراكه در طول سال سعي كردم براي شكستن سد كنكور و گذشتن از آن ساعت مطالعه روزانهام را به 10 ساعت افزايش دهم. خوب به ياد دارم كه از برنامهاي كه مشاور مدرسه پيشنهاد داده بود در حد توانم پيروي كردم. البته جا دارد متذكر اين مهم هم شوم كه محيط درسي بسيار اثرگذار خواهد بود. من بيشتر در مدرسه به همراه جمعي از دوستان درس ميخواندم چون تنها به اين شكل ميتوانستم روي سؤالات فكر كنم يا مطالب طبقهبندي شده درسي را بهتر به خاطر بسپارم.
به نظر من اگر همه امكانات آموزشي و هر چيزي كه به مطالعه كمك كند هم فراهم شود باز اين نقش والدين است كه جوان را به سمت موفقيت هل ميدهد. والدين در آرام نگهداشتن محيط و كم كردن اضطراب نقش فوقالعاده مهمي دارند. راستش من اصلاً به كسب رتبه برتر كنكور حتي فكر هم نميكردم و از شكست دادن آن بسيار دلسرد شده بودم اما اين پدر و مادرم بودند كه جانانه مرا به مطالعه هرچه بيشتر تشويق كردند. من از كلاسهاي كنكور استفاده نكردم و تنها به صلاحديد اساتيد مدرسه در آزمونهاي آزمايشي شركت كردم و به لطف خدا توانستم از درصدهاي خوبي مثل درس عربي 100درصد و دين و زندگي 73درصد برخوردار شوم. به جوانان همسن و سالم جهت موفقيت و پيشرفت تحصيليشان توصيه ميكنم كه سعي كنند علايق خودشان را بهتر بشناسند و در زمينههايي كه علاقه دارند مطالعه بيشتري داشته باشند. اين است كه ميتواند به آنها در بهتر ياد گرفتن مطالب درسي كمككند و كيفيت تحصيلي اين جوانان را ارتقا دهد.
به نظر من توانايي و صلاحيت يك فرد را فقط با يك امتحان نميتوان محك زد و همچنين با اين روش تفاوتهاي فردي جوانان را در نظر نميگيريم. معتقدم وجود يك امتحان لازم است اما كاش اين امتحان در سال چند مرتبه متوالي برگزار ميشد تا از اضطراب دانشآموزان كم شود و نمره اين امتحان همراه با ديگر دستاوردهاي يك دانشآموز صلاحيت اين دانشآموز براي ورود به دانشگاه و رشته مورد نظر او را تعيين ميكرد.