اساس نظام اسلامي بر اطاعت از خداوند است؛ اين آن تمايز اصلي است؛ «اطيعوا الله و اطيعوا الرّسول»، «ان كنتم تحبّون الله فاتّبعوني يحببكم الله». بنابراين اساس نظام اسلامي، اطاعت از خداي متعال است. اطاعت از خداي متعال، چند مرتبه دارد، چند مرحله دارد: يك اطاعت، اطاعت موردي است. در مواردي خداي متعال ميفرمايد كه اين عمل را انجام دهيد ـ ولو اين مسئله، مسئله شخصي است ـ مثلاً نماز بخوانيد، يا فرض كنيد كه صوم و زكات و بقيه امور. اين يك جور اطاعت است كه انسان امر الهي را اطاعت ميكند، نهي الهي را اطاعت ميكند. از اين مهمتر، اطاعت خطي است. يعني روش و راه و نقشهاي كه خداي متعال براي زندگي معين ميكند؛ اين را يك مجموعهاي از مردم اطاعت كنند تا اين نقشه تحقق پيدا كند. اين نقشه با اَعمال فردي حاصل نميشود؛ اين يك حالت ديگري است، يك مسئله ديگري است، مسئله بالاتري است؛ يك كار جمعي نياز دارد تا اينكه نقشه الهي، هندسه الهي در وضع جامعه اسلامي تحقق پيدا كند. فرض بفرماييد كه در مكه مسلمانها اعمال خودشان را انجام ميدادند؛ اما جامعه اسلامي در مكه با جامعه اسلامي در مدينه كه حكومت اسلامي در آن تشكيل شد، متفاوت است. يك كار جديد، يك حركتِ فراتر از حركات فردي به وجود آمد و لازم است؛ كه اگر اين تحقق پيدا كرد، آن وقت «لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛ زندگي، زندگي خوبي خواهد شد؛ زندگي سعادتمندانهاي خواهد شد؛ آثار و بركات و نتايج مطلوبي كه بر اطاعت امر الهي مترتب است، بر زندگي مترتب خواهد شد. نظام اسلامي به انسانها سعادت ميدهد. نظام اسلامي هم يعني آن نظامي كه مبني بر هندسه الهي است براي جامعه؛ مبني بر نقشه خداست در جامعه. اگر اين نقشه تحقق پيدا كرد، خيلي از تخلفات فردي و شخصي و جزئي قابل اغماض خواهد بود. روايت معروفي است كه نقل حديث قدسي را ميكند:«لأعذّبنّ كلّ رعيّة اطاعت اماما جائرا ليس من الله و لو كانت الرّعيّة في اعمالها برّة تقيّة». نقطه مقابلش:«و لأعفونّ عن كلّ رعيّة اطاعت اماما عادلا من الله و ان كانت الرّعيّة في اعمالها ظالمة مسيئة». يعني كار فردي و تخلف فردي در يك نظام عظيم اجتماعي كه حركت عمومي به يك سمت درستي است، قابل اغماض است؛ يا شايد به تعبير دقيقتر، قابل اصلاح است؛ بالاخره ميتواند اين جامعه را، اين افراد را به سرمنزل مقصود برساند؛ برخلاف اينكه اگر چنانچه نه، اعمال فردي درست بود، اما روابط اجتماعي، نظامات اجتماعي، نظامات غلطي بود، نظامات جائري بود، نظاماتِ از ناحيه خدا نبود، از ناحيه شيطان بود، از ناحيه نفس بود، اعمال فردي نميتواند اين جامعه را بالاخره به سرمنزل مقصود برساند؛ آن چيزي كه مطلوب شرايع الهي است از سعادت انسان، آن را نميتواند برايشان به وجود بياورد. بنابراين مسئله اطاعت كلان و اينكه انسان خط الهي را جستوجو كند و بيابد و آن را دنبال كند، بسيار اهميت پيدا ميكند. نظام اسلامي بر اساس توحيد است. پايه اصلي، توحيد است.