روزي كه با آن شكل و شمايل ساده و كاربري اوليه محدود كمكم به خانههايمان راه يافت، شايد هيچكس فكرش را نميكرد اين نشانه پيشرفت و تكنولوژي آنقدر فراگير شود تا رفتهرفته به رقيبي براي ارتباطات خانوادگي تبديل شود و حتي براي تغيير در سبك زندگي جوامع مهمترين ابزار به شمار آيد؛ ابزاري كه بيش از همه، اثرگذارترين گروهها يعني جوانان و نوجوانان را با خود همراه ميسازد و ميتواند با تأثير روي اين گروهها بازي را به نفع خودش تمام كند.
اوايل كه آمده بود نامش فرنگي بود، ما ايرانيها هم به اين محصول فرنگي مثل خود آنها ميگفتيم «كامپيوتر» بعدتر كه فرهنگستان زبان پارسي روي اسم خيلي از كالاهاي فرنگي دست گذاشت و برايشان نام «فارسي» انتخاب كرد، كامپيوتر هم نامش شد «رايانه».
كمكم ديگر شكل و شمايلش هم دستخوش تغيير شد. با آمدن سيستمعامل ويندوز ديگر ناگزير نبوديد فضاي خشك سيستم داس را تحمل كنيد و كم كم اين رايانهها به ارتباط با شبكه جهاني اينترنت نيز مجهز شدند تا ما علاوهبر دنيايي كه تاكنون ميشناختيم با دنيايي تازه و البته جذاب آشنا شويم؛ جهاني كه هست اما بودنش مجازي است و با وجود گسترهاي بي در و پيكر دنياي حقيقي را به يك دهكده تبديل كرده است. اين دهكده اما قوانين خاص خودش را دارد و از آنجايي كه فضاي مجازي متعلق به ما نيست، حضورمان در آن درست شبيه سفر به يك ديار غريب است. به همين خاطر و از آنجايي كه هنوز خيلي از ما با قوانين اين دنيا آشنا نيستيم، مسيرهاي گنگ فضاي مجازي توانسته است برخي از خانوادهها را به بيراهه بكشاند و بر سر راه زنان و جوانان دامهاي فريب پهن كند.
عكس از نوع فيسبوكي
فضاي مجازي با فضاي رئال تفاوتهاي زيادي دارد و بر خلاف دنياي حقيقي پيرامون ما نه در زمان محصور است و نه در مكان به همين خاطر هم هست كه فضاي مجازي با دنياي حقيقي در رقابت است و روزبهروز گسترش مييابد و اين گستردگي در كنار فراهم آوردن بسياري از امكانات براي ما چالشهايي را هم بهوجود آورده است.
كافي است تا سري به شبكههاي اجتماعي نظير فيسبوك بزنيد و به تصاوير منتشر شده از سوي برخي زنان و دختران مسلمان ايراني نگاهي بيندازيد تا دستتان بيايد فضاي مجازي چگونه ميتواند بر سبك زندگي و هويت افراد اثر بگذارد.
گاهيوقتها وقتي سبك و سياق حضور برخي از افراد به ويژه زنان و دختران جوان را در بخشهايي همچون برخي شبكههاي اجتماعي ميبينيد، باور ميكنيد كه بازي در زميني كه قواعدش را به خوبي نميدانيم ميتواند هويت ايراني- اسلامي ما را دستخوش استحاله كند و پايههاي كانون خانواده را سست و لرزاننده سازد. اين مسئله تا جايي پيش رفته است كه سبك جديدي از عكسهاي آتليهاي در سايه حضور و فعاليت افراد در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي بنابر بازار تقاضا ايجاد شده است. شما هم اگر تبليغات عكسهاي فيسبوكي را نديده باشيد حكايت اين عكسها را شنيدهايد اما اگر رهگذر اين كوچه مبهم و تاريك باشيد حتماً تصاوير خانمهايي را كه در اين فضا حضور دارند ديدهايد.
حضور در دياري غريب
در اينكه اصولاً فضاي مجازي ميتواند بر روي سبك زندگي تأثير بگذارد و براي خانوادهها به ويژه گروه زنان و جوانان آسيب داشته باشد شكي نيست. كافي است به آمار و ارقام ارائه شده از سوي پليس فتا نگاهي بيندازيد تا دريابيد اين فضا در كنار تمامي كاربردهاي خوب و بركاتي كه دارد در صورت ناآشنايي با قواعدش ميتواند خطرآفرين باشد. جامعه ما هم هنوز آنطور كه بايد و شايد با چنين قواعدي آشنا نيست. دليلش هم اين است كه چنين فضايي از سوي فرهنگ و كشورهاي ديگر ارائه ميشود بنابراين بديهي است قدرتهاي اطلاعاتي و محتوايي صاحب اين فضا، مجالي براي قدرتنمايي دارند و عرضه اطلاعات و محتواي فرهنگي مورد نظر خود همراه با چاشني سليقه و ذائقه كاربران بيشتر بهره ميبرند، در نتيجه از فرصت تأثيرگذاري بالاتري برخوردار خواهند بود. در عوض كشورهايي كه در عرصه ارائه محتوا و اطلاعات، فعاليت و توانايي كمتري داشته باشند حضور و اثرگذاري فرهنگيشان هم كمتر است و چه بسا با وجود فرهنگي غني و ريشهدار به دليل آنكه بر اساس توانايي ناچيز نرمافزاري و سختافزاري از حضور و ارائه محتوا در فضاي مجازي محروماند از محتواهاي ارائه شده در چنين فضايي آسيب ميبينند. مصداق اين آسيب را ميتوان در انواع شبكههاي اجتماعي ارائه شده از سوي كشورهاي ديگر مشاهده كرد؛ شبكههايي نظير فيسبوك، توئيتر و نرمافزارهاي تلفن همراه نظير ويچت، تانگو، واتساپ و... كه به شكل رايگان در اختيار تمامي كاربران دنيا قرار ميگيرند آن هم در حالي كه اغلب كشورهاي دنيا به دلايل امنيتي و اخلاقي ترجيح ميدهند از دسترسي شهروندانشان به چنين شبكههايي جلوگيري كنند و كم نيستند كشورهايي كه در آنها اين شبكهها مشمول قانون فيلترينگ هستند. در كشور ما هم برخي از اين شبكههاي اجتماعي اعم از موبايلي و غيرموبايلي مشمول قانون فيلترينگ هستند اما برخي ديگر نيز فيلتر نيستند. نكته قابل تأمل اينجاست كه با وجود فيلتر برخي از اين شبكهها، شاهد دورزدن قانون از سوي برخي مسئولان دولتي و فعاليت در آنها هستيم هر چند از جوانان و بسياري اقشار جامعه انتظار داريم قانون را دور نزنند.
نگاهي آماري به نفوذ فضاي مجازي در حقيقت جامعه
براي آنكه درك بهتري از اهميت و اثرگذاري فضاي مجازي بر سبك زندگي مردم كشورمان داشته باشيم بد نيست سري به آمار و ارقام مرتبط با اين موضوع بزنيم و ميزان نفوذ اينترنت در جامعه ايران را از گزارشهاي مركز مديريت توسعه ملي اينترنت مورد بازبيني قرار بدهيم.
براين اساس تعداد كاربران اينترنت در سال ۹۱ برابر با ۴۶ ميليون و ۲۶۷ هزار و ۸۲۹ نفر اعلام شده كه در اين راستا ضريب نفوذ كاربران اينترنت در سال ۹۱ برابر با 57/61 درصد برآورد ميشود.
در اين ميان بيشترين دسترسي مربوط به اتصال تلفن همراه است كه با تعداد 23 ميليون و 13 هزار و 494 كاربر معادل 73/49 درصد از كاربران را دارد. پس از آن سرويس ADSL با هشت ميليون و 186 هزار و 500 مخاطب معادل ۱۷/۶۹ درصد در جايگاه دوم قرار دارد. بنا بر اين آمار، تعداد كاربران اينترنت تلفن همراه در سال ۹۱ نسبت به سال ۹۰ بيش از 63/60 درصد رشد را نشان ميدهد و همچنين اتصال ADSL داراي 68/44 درصد و اتصال WiMAX نيز داراي 77/133 درصد رشد در سال ۹۱ بوده است. براساس اين بررسيها، در بين استانهاي كشور استان تهران داراي بيشترين تعداد كاربر اينترنت با ضريب نفوذ 5/80 درصد و استان خراسان جنوبي داراي كمترين كاربر اينترنت با ضريب نفوذ 48/40 درصد در سال ۹۱ بودهاند.
طبقهبنديهاي انجام شده براساس ۵ نوع اتصال به اينترنت شامل دايل آپ، وايمكس، ADSL، تلفن همراه و فيبرنوري درنظر گرفته شده كه اين آمار نشان ميدهد ۳۲ ميليون و ۱۳ هزار و ۴۹۴ نفر در كشور از طريق موبايلهاي خود به اينترنت متصل ميشوند؛ اين در حالي است كه ميزان اتصال كاربر نسل سوم موبايل به اينترنت ۵۰۴ هزار و ۷۴۳ نفر گزارش شده است و مابقي اين آمار از طريق GPRS موبايل به اينترنت متصل ميشوند. بر اساس اعلام مركز مديريت توسعه ملي اينترنت جمع كل مشتركان اينترنت تا پايان سال ۹۱ در كشور ۳۳ ميليون و ۲۲۲ هزار و ۳۰۴ نفر بوده، اين در حالي است كه تعداد كاربران اينترنت بر اساس اين بررسيها، ۴۶ ميليون و ۲۶۷ هزار و ۸۲۹ نفر اعلام شده است.
در همين حال ضريب نفوذ مشتركان در سال ۹۱ حدود ۴۴ درصد و ضريب نفوذ كاربران در اين سال 57/61 درصد اعلام شده است. با اين آمار و ارقام و صد البته با در نظر گرفتن اين نكته كه فضاي مجازي متعلق به ما و فرهنگ ما نيست انگار چالشهاي اين فضا جديتر خودنمايي ميكند.
بررسي بدحجابي از نوع مجازي
بدحجابيهاي فيس بوكي را هم ميتوان هم از جنبه بدحجابيهاي عمومي جامعه بررسي كرد و هم با عنايت به ويژگيهاي حاكم بر فضاي مجازي مورد تجزيه و تحليل قرار داد. قدر مسلم آن است كه بخشي از اين نوع از بدحجابيها هم ميتواند به نوعي سازمان يافته باشد. ميزان اثرپذيري افراد از فضاي مجازي آنچنان است كه از طريق اين فضا و شبكههاي اجتماعي نظير فيسبوك يا توئيتر بسياري از اهداف و حركتهاي سياسي از سوي گروههاي خارج از كشور سازماندهي ميشود. نمونه اين تجربه را در دوران فتنه سال 88 شاهد بوديم و همين مسئله بود كه منجر به تصميم دولت بر فيلتر اين شبكههاي اجتماعي شد. در زمينه حجاب و عكسهاي فيسبوكي نيز ميتوان همين ردپا را در شبكههاي اجتماعي پيدا كرد. در واقع شايد تا چند سال پيش وقتي وارد اين شبكه اجتماعي ميشديد تا اين حد با تصاوير بيحجاب و بدحجاب مواجه نميشديد اما هماكنون گاهي با افرادي مواجه ميشويد كه تصوير نامناسب يكي از بازيگران يا مدلهاي غربي را به عنوان تصوير صفحه خود انتخاب نمودهاند تا به نوعي از ديگر افراد عقب نمانند هر چند ملاحظات مذهبي يا اجتماعي مانع از آن شده است تا اين افراد تصاوير خود را با شرايط نامناسب در فضاي مجازي منتشر كنند.
عاديسازي انتشار تصاوير بيحجاب
براي اپيدمي يك رفتار ضدارزش و هنجارهاي يك جامعه، شايد نخستين گام عاديسازي آن هنجارشكني باشد. در سطح جامعه نيز برخي از افراد بدحجاب در قالب گروههايي از خارج از كشور ساماندهي و به كارگيري ميشوند تا بتوانند با شكستن هنجارهاي اجتماعي و مذهبي در مسئله حجاب اين موضوع را براي ساير افراد هم عادي جلوه بدهند. چنين حالتي دقيقاً در فضاي مجازي هم رخ داده است. در اين فضا شاهد انتشار تصاوير نامناسب زنان و دختراني هستيم كه موجب شده است تا اين مسئله در نگاه برخي از افراد كه بازدارندههاي دروني همچون اعتقاد به مسائل مذهبي در آنها سستتر است نسبت به انتشار تصاوير مشابه تحريك شوند و اين كار در نگاهشان عادي جلوه كند. از سوي ديگر بر خلاف دنياي حقيقي در فضاي مجازي بازدارندههاي اجتماعي و بيروني قدرت كمتري دارند و گاهيوقتها حذف ميشوند. بحث هويتهاي مجازي در فضاي مجازي هم مسئله ديگري است كه ميتواند بسامد اين هنجارشكني را بيشتر و بيشتر تقويت كند. در نتيجه در كنار عكس پرسنلي، عكس پاسپورت و عكسهاي آتليهاي شاهد شكلگيري نوع جديدي از عكسها هم هستيم؛ عكسهاي فيسبوكي! در كنار اين نبايد فراموش كنيم كه تصاوير به نمايش درآمده در فيسبوك و ساير شبكههاي اجتماعي در حالي منتشر ميشود كه هويت حقيقي بسياري از منتشركنندگان و صاحبان اين صفحهها مشخص نيست. كسي چه ميداند و چگونه ميتواند ثابت كند صفحهاي كه هر روز تصاوير تازهاي از زنان بيحجاب ايراني در آن منتشر ميشود از سوي صاحب عكس اداره و بهروزرساني ميشود يا فرد يا گروهي ديگر مسئول اين كار است.
تزلزل بنيان خانواده در كمين جامعه
در كنار اين مسئله اما گاهي با تصاوير نامناسب افراد حقيقي هم مواجه ميشويم كه به آساني آنرا در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي منتشر ميكنند تا آنجا كه خيليوقتها اين رفتار با شناختي كه از آن فرد داريم چندان سنخيتي ندارد و ما را به تعجب واميدارد و يكجورهايي به ما گوشزد ميكند در زمينه اجراي برنامههاي حجاب و عفاف با تغييرات زمانه پيش نرفتهايم و همانگونه كه در دنياي واقعي با چالشهايي مواجهيم در فضاي مجازي نيز دچار چالش هستيم. به عبارت بهتر و دقيقتر فضاي مجازي و ويژگيهاي خاص اين فضا تغييرات ناخوشايندي را در سبك زندگي مردم جامعه ما موجب شده و عكسهاي فيسبوكي برخي از زنان و دختران نمودي از چنين تغييري است.
اين چالشها و تغيير ارزشها و هنجارهاي جامعه اسلامي ايراني اما چه در دنياي واقعي و چه در جهان صفر و يكها نتايج مشابهي دارند و آن هم تزلزل بنيان خانواده است.
قواعد اين بازي جدي
فضاي مجازي قواعد بازي خود را دارد؛ اين حقيقتي است كه براي مواجهه با پديدههايي همچون عكسهاي فيسبوكي، دوستيهاي غيرمتعارف و ديگر چالشهاي پيش رو در چنين دنيايي بايد پذيرفت تا بتوانيم گامهاي بعدي را برداريم. اثرگذاري فضاي مجازي در سبك زندگي ما در جامعه واقعي تا بدانجاست كه رهبر فرزانه انقلاب در اين باره ميفرمايند: «اهميت فضاي مجازي به اندازه اهميت انقلاب اسلامي است»! به بيان ديگر با ورود مناسب به عرصه فضاي مجازي و مديريت توليد محتوا و ارائه آن ميتوان از اين فضا به عنوان محملي براي انتقال ارزشها و سبك زندگي ايراني اسلامي حداقل براي مخاطبين داخلي بهرهمند شد. بحث اينترنت ملي هم نكته ديگري است كه در اغلب كشورهاي دنيا مطرح است و به گونهاي وجود دارد اما در ايران به رغم وعدههاي پياپي براي راهاندازي اين امكان هنوز هم خبري از اينترنت ملي نيست. تشكيل شوراي عالي فضاي مجازي هم از دستورات رهبر معظم انقلاب است هر چند اين شورا نيز هنوز خروجي قابل تأملي نداشته است. با تمام اينها نميتوان از فعاليتهاي موفق اما معدود برخي از جوانان در وبلاگها و شبكههاي اجتماعي در راستاي ترويج ارزشهاي انقلاب و اسلام چشمپوشي كرد اما به طور يقين اين حركت نيازمند عزمي ملي و مديريتي جهادي است.