جهان به كدام سو ميرود؟
در دنيايي كه به راستي روي انباري از باروت قرار گرفته و جرقهاي كافي است كه يك حريق جهاني به وجود بياورد، چه جاي خوشبيني به آينده است؟ راسل در كتاب اميدهاي نو ميگويد: «زمان حاضر زماني است كه در آن حس حيرت توأم با ضعف و ناتواني همه را فرا گرفته است. ميبينيم به طرف جنگي پيش ميرويم كه تقريباً هيچ كس خواهان آن نيست؛ جنگي كه همه ميدانيم قسمت اعظم نوع بشر را به ديار نيستي خواهد فرستاد و با وجود اين مانند خرگوشي كه در برابر مار افسون شده باشد، خيره خيره به خطر نگاه ميكنيم بدون آنكه بدانيم براي جلوگيري از آن چه بايد كرد.»
پيچ خطر
اگر واقعاً انسان باقدرت علمي خود گور خود را به دست خود كنده باشد و چند گامي بيشتر تا گور خود فاصله نداشته باشد؛ اگر واقعاً چنين خودكشي اجتماعي در انتظار بشر باشد، بايد بگوييم خلقت اين موجود بسي بيهوده و عبث بوده است.
آري، يك نفر ماديمسلك ميتواند اينچنين فكر كند ولي يك نفر تربيتشده در مكتب الهي اينطور فكر نميكند، او ميگويد: ممكن نيست كه جهان به دست چند نفر ديوانه ويران شود، او ميگويد: درست است كه جهان بر سر پيچ خطر قرار گرفته است ولي خداوند همان طور كه در گذشته ـ البته در شعاع كوچكتري ـ اين معجزه را نشان داده، بر سر پيچهاي خطر بشر را ياري كرده و از آستين غيب، «مصلح» و «منجي» رسانده است، در اين شرايط نيز چنان خواهد كرد كه عقلها در حيرت فرو رود.
آينده جهان در نگرش مكاتب الهي
عمر جهان به پايان نرسيده است، هنوز اول كار است، دولتي مقرون به عدل و عقل و حكمت و خير و سعادت و سلامت و امنيت و رفاه و آسايش و وحدت عمومي و جهاني در انتظار بشريت است؛ دولتي كه در آن دولت حكومت با صالحان است و انتخاب اصلح به معني واقعي در آن صورت خواهد گرفت.
آينده در كلام علي (ع)
حضرت علي (ع) نيز از يك آينده عبوس و خشمناك و جنگهاي وحشتزا ياد ميكند ولي ايشان در پايان اين شب سيه يك سفيدي ميموني را نويد ميدهد:
جنگ قد علم خواهد كرد درحاليكه دندانهاي خود را نشان ميدهد. پستانهايش پر است و آماده است. شروع كار شيرين است و عاقبت آن تلخ. همانا فردا ـ و فردا چيزي ظاهر خواهد كرد كه او را نميشناسيد و انتظارش را نداريد ـ آن حاكم انقلابي هر يك از عمال حكومتهاي قبلي را به سزاي خويش خواهد رسانيد، زمين پارههاي جگر خود را از معادن و خيرات و بركات براي او بيرون خواهد آورد و كليدهاي خود را با تمكين به او تسليم خواهد كرد، آن وقت به شما نشان خواهد داد كه عدالت واقعي چيست و كتاب خدا و سنت پيامبر را احيا خواهد كرد.
فلسفه بزرگ مهدويت
قرآن كريم هم ميفرمايد: ما از پيش اطلاع دادهايم كه وارث اصلي زمين، بندگان صالح و شايسته ما خواهند بود (براي هميشه زمين در اختيار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسيران هواي نفس نخواهد بود). اين است فلسفه بزرگ مهدويت، در عين اينكه پيشبيني يك سلسله تكانهاي شديد و نابسامانيها و كشتارها و بيعدالتيهاست، پيشبيني يك آينده سعادتبخش و پيروزي كامل عقل بر جهل، توحيد بر شرك، ايمان بر شك، عدالت بر ظلم، سعادت بر شقاوت است و بنابراين نويد و آرزوست.
تنظيمكننده: سيدجواد اسكندري