کد خبر: 652032
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۰

 شايد داشتن يك لپ‌تاپ بين سالمندان و پدربزرگ و مادربزرگ‌هايمان چندان طرفدار نداشته باشد اما اكثر جوانان، نوجوانان و كودكان، مرد و زن، دانشجو و دانش‌آموز به اين وسيله نياز دارند و وجودش را ضروري مي‌دانند. فناوري، زندگي‌هاي امروزي را به تسخير خودش در‌آورده و هر كدام از اين تازه‌ها در جزء‌جزء كارهايمان تأثيرگذار است. حتي براي انجام كارهاي معمولي و روزانه به وسايل ارتباطي جديد متوسل مي‌شويم. با موبايلمان به صورت تصويري با دوستمان حرف مي‌زنيم، خريد اينترنتي مي‌كنيم بدون اينكه وقتمان را در خيابان‌ها و مراكز خريد شهر صرف كنيم و همزمان نيز مي‌توانيم به امور ديگر نيز رسيدگي كنيم.

مثبت و منفي در كنار هم

همه اين تغيير و تحولات به ما كمك مي‌كنند در كار و زندگي روزمره‌مان سريع‌تر عمل كنيم اما هر كدام از اين تكنولوژي‌ها پيامدهاي منفي نيز دارد كه گريبانگير افراد مصرف‌كننده مي‌شود و براي اينكه از تركش‌هاي آن در امان بمانيم بايد برنامه‌ريزي و هوشياري به خرج دهيم. بزرگسالان در اين مورد آگاهانه‌تر برخورد مي‌كنند اما بچه‌هاي ما بي‌دفاع‌تر و تحريك‌پذير هستند و به خاطر حس كنجكاوي و عدم آگاهي در ورطه‌اي پا مي‌گذارند كه كمي خطرناك است.

برخي بخش‌هاي فيس‌بوك هنوز براي بزرگسالان ما ناشناخته و مبهم است اما مي‌بينيم كه بسياري از نوجوانان در اين شبكه اجتماعي عضو شده‌اند و در ديگر شبكه‌ها نيز حضور فعال دارند بدون اينكه بدانند كاربرد اصلي اين قبيل شبكه‌ها چيست؟ براي چه كساني طراحي شده و آيا مناسب سن و سال آنهاست يا نه؟ به داشتن يك صفحه هم بسنده نمي‌كنند و با آدرس‌هاي مختلف ايميل و به صورت پنهاني با گروه‌ها و افراد مختلف ارتباط برقرار مي‌كنند بدون اينكه به اين مسئله ذره‌اي فكر كنند كه چه تناسب سني و فكري با دوستان اينترنتي‌شان دارند.

اگر شبكه‌هاي اجتماعي موجود در گوشي‌هاي اندرويد را بررسي كنيم، مي‌بينيم كه برخي دانش‌آموزان و نوجوانان ما حضوري پر رنگ در فضاهايي مثل ويچت، لاين، وايبر و تانگو دارند. در واقع با يك سيم‌كارت اعتباري و يك موبايل نه‌چندان گران، اتفاقاتي را تجربه مي‌كنند كه به هيچ‌وجه مناسب آنها نيست. افزايش اين آمارها به اين دليل است كه خانواده‌ها به فرزندانشان اجازه مي‌دهند از هر نوع وسيله ارتباطي استفاده كنند بدون اينكه نظارت و كنترلي وجود داشته باشد.

بازي‌كردن نقش جايگزين

پدر و مادر شاغل هستند و وقت كمتري براي رسيدگي و ارتباط با فرزندشان دارند، اكثراً زمان كمي براي در كنار هم بودن اعضاي خانواده وجود دارد، بيشتر بچه‌ها تك فرزند شده‌اند و خواهر و برادري هم در كنارشان نيست، حرف اول و آخر در خانه را فرزند مي‌زند و خواسته‌هايش اولويت بيشتري دارد، همبازي هم ندارد و در اين اوضاع تنها سرگرمي‌هاي بچه بازي با موبايل، كامپيوتر و گشتزني در سايت‌هاي مختلف است و كسي هم نظارتي بر كارهايش ندارد و ظاهراً همه از وضع موجود راضي هستند. وقتي مشكلي پيش مي‌آيد و شرايط خاص مي‌شود آن وقت است كه پدر و مادر‌ها متوجه هشدارها مي‌شوند و زماني كه كار از كار گذشته به فكر راه چاره مي‌افتند.

وقتي تنها سرگرمي كودكان و نوجوانان ما براي گذران اوقات فراغت موبايل و تبلت مي‌شود نبايد انتظار ديگري داشت چون همه چيز در سكوت سپري مي‌شود. در ايام تحصيل برنامه‌اي براي اوقات فراغت دانش‌آموزان ندارند و در تعطيلات تابستاني هم خانواده‌ها ترجيح مي‌دهند كه فرزندشان در خانه باشد اما به اين فكر نمي‌كنند كه اين روزها و ساعات چطور بايد بگذرد. نتيجه اين انزوا مگر غير اين است كه در فضاي مجازي به دنبال جبران كمبودها هستند و وقت‌گذراني بدون كنترل و بي‌قيد و بند اين افراد در فضاي مجازي باعث ايجاد هويت كاذب و زودگذر براي آنها مي‌شود.

فضاي اعتيادآور

وقتي نوجوان و كودك ما در چنين فضاهايي حضور داشته باشد، هويتي را به ديگران معرفي مي‌كند كه دوست دارد باشد و پرورش اين شخصيت كاذب در فرد تقويت مي‌شود. براي به‌وجود‌ آوردن اين هويت خيالي تلاش و كوشش بسياري مي‌كند و ديگران هم اين فرد را قبول مي‌كنند. همين پذيرش باعث مي‌شود كه فرد به فعاليت بيشتر ترغيب شود و اينگونه است كه به حضور به يك شبكه اكتفا نمي‌كند و هر نرم‌افزار يا هر شبكه جديدي كه وارد بازار مي‌شود در آن عضو شده و دوست دارد راه‌هاي جديد را هم امتحان كند.

اين وابستگي‌ها خطرناك است و بعد از مدتي مي‌بينيم بدون آن نمي‌توانند زندگي كنند و روال عادي روزانه‌شان مختل مي‌شود. اينجاست كه معلوم مي‌شود اين دلبستگي غيرعادي است و اسمش را بايد چيز ديگري گذاشت. اعتياد فقط به شكل‌هايي نيست كه همه در وهله اول ذهنمان به آن سو مي‌رود بلكه همين رفتارهاي نوجوانان ما نوعي اعتياد به اين وسايل محسوب مي‌شود. اعتيادي كه بسيار خطرناك‌تر است و با توجه به سن كم و آسيب‌پذيري بسيار، استفاده‌كنندگان با مشكلات زيادي مواجه مي‌شوند. در واقع دل كندن و دوري از اين فضاها سخت مي‌شود و اين افراد براي چند دقيقه سرك‌كشيدن در اين شبكه دست به هر كاري كه ممكن باشد مي‌زنند چون خاصيت همه فضاهاي مجازي اينطور است.

تعارض با فرهنگ ايراني

در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي هر فرقه، رنگ و نژادي حضور دارند كه با هم تفاوت‌هاي زيادي دارند. براي همين است كه نوجوان ما با حضور در اين محيط دچار دوگانگي شده و تعارض پيدا مي‌كند. او نمي‌داند فرهنگي كه تا ديروز داشته تا اين اندازه با كشورها و افراد ديگر تفاوت دارد. محيطي كه در آن گشت و گذار مي‌كنند به هيچ وجه با ارزش‌ها و فرهنگ ايراني‌-‌اسلامي ما هماهنگ نيست. وقتي درجه اختلاف بالا باشد، اينجاست كه مي‌بينيم چالش هويتي به‌وجود مي‌آيد و نوجوان و جوان ما نمي‌تواند تصميم درستي بگيرد و با مشكلات عديده‌اي مواجه مي‌شود.

شبكه اجتماعي دانش‌آموزي

گرايش دانش‌آموزان و نوجوانان ما به شبكه‌هاي اجتماعي باعث شده كه مسئولان آموزش و پرورش براي اين معضل چاره‌اي بينديشند. فيس‌بوك دانش‌آموزي راه‌حل جديدي است كه ارگان‌هاي مختلف آموزشي براي طرح و اجرا كردن آن به توافق رسيدند. البته اين شبكه را به شرط همراهي و حضور دانش‌آموزان، معلمان، مربيان و همچنين با هويت و شناسنامه واقعي مجاز مي‌دانند. اين طرح با جديت تمام دنبال مي‌شود و دليل آن هم فصل تابستان و فرارسيدن اوقات فراغت دانش‌آموزان است. آمار دانش‌آموزاني كه در فضاهاي مجازي و شبكه‌هايي مانند فيس‌بوك پرسه مي‌زنند افزايش پيدا مي‌كند و در اين زمان هم دانش‌آموزان در اختيار مدارس نيستند به همين دليل براي كاهش اين آسيب‌هاي اجتماعي در تلاش هستند.

راه‌اندازي فيس‌بوك دانش‌آموزي راه چاره‌اي موقت است و به عنوان مسكن فقط در كوتاه مدت جواب مي‌دهد. در كنار اين كار هم بايد براي توانمندسازي دانش‌آموزان و بالا رفتن سطح آگاهي‌هاي آنها نسبت به خطرات استفاده از اين گونه فضاها اقداماتي انجام گيرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها