شلاق يك كيفر «دنيوي» است كه در چند جاي قرآن كريم از جمله در موضوع زنا در آيه اول سوره نور به آن اشاره شده است. اين مجازات از جمله مجازاتهاي حدي است كه قاضي نيز ميتواند در مقام تعزير آن را در شرايط خاصي اعمال نمايد. مجازات شلاق در قانون مجازات اسلامي نيز به عنوان مجازاتي قانوني ذكر شده است. بهشت جايي است كه انسان مؤمن و متقي و انساني كه خداوند از گناهان او گذشت كرده است، در روز قيامت به آن وارد ميشود. سرشار از نعمت است و در مقابل جهنم قرار دارد. بهشت در قبال اعمال انسان اعطا ميشود و كسي كه در دنيا عملي متناسب با جزاي بهشتي نداشته است نميتواند وارد آن شود.
با تعريف اين دو واژه اين سؤال مطرح ميشود كه آيا اساساً شلاق و بهشت به يكديگر مربوط هستند كه فرمودهاند كه «نميتوان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد؟» مگر كيفرهاي دنيوي به بهشت مربوط است؟ در واقع سؤال آنجاست اگر كسي مجازات دنيوي به خاطر جرمي را تحمل كند بهشتي ميشود؟ يا از جهنم رهايي مييابد؟ آيا كسي تا كنون از دانشمندان اسلامي و فلاسفه مشاء و اشراق و صدرا چنين مدعايي داشتهاند؟
توضيح آنكه سه نظر درباره فلسفه احكام شرعي بيان شده است. نظر اول آن است كه دنيا با علم (به معناي علم تجربي) ساخته ميشود و اصولاً ربطي به ساختن آخرت ندارد و كسي كه بخواهد آخرت خود را بسازد و بهشتي شود بايد احكام ديني را انجام دهد ولي ساخت دنيا ارتباطي با دين و احكام ديني پيدا نميكند. اين نظر كه فلاسفه جديد فلسفه علم به آن معتقدند نظري سكولار است مغاير اصل تشكيل حكومت اسلامي و اصول متعدد قانون اساسي از جمله اصول دوم سوم و چهارم است و از آنجا كه رئيسجمهور قسم ياد كرده كه مجري قانون اساسي باشد اصولاً نميتواند چنين نظري از ايشان صادر شود.
نظر دوم آن است اعمال شرعي و حدود الهي تأثير دوگانه در دنيا و آخرت دارد. به اين نحو كه در صورت اجراي كامل و بيقيد و شرط دستورات ديني و احكام شرعي هم سعادت دنيوي شامل بشر ميگردد و هم در آخرت فرد بهشتي ميشود. براي مثال اگر حدي از حدود مانند شلاق جاري شود به فرموده روايات به مثابه باريدن چهل روز باران براي جامعه منفعت به بار ميآورد. درعين حال نيز گناه فرد بخشوده شده و در آخرت از جمله بهشتيان خواهد شد. نظر رئيسجمهور اين تفسير نيز نميتواند باشد. زيرا مطابق اين نظر فردي كه مجازات ميشود بخشيده ميشود و گناهش پاك ميگردد و اين با نص سخن رئيسجمهور در تعارض است.
نظر سوم آن است كه احكام ديني اصولاً براي كاركرد دنيوي نازل شدهاند و با اجراي احكام ديني مناسبات فردي و اجتماعي اصلاح ميشود و ارتباط مستقيمي با آخرت ندارد. در واقع احكام شرعي و حدود الهي براي ساخت دنياي ما نازل شدهاند و آنچه براي آخرت لازم است قلب سليم است كه به فرموده قرآن كريم هركس قلب پاكي نزد خدا حاضر كند از جمله بهشتيان خواهد بود. مطابق اين نظر احكام ديني و شرعي اصولاً براي ايجاد فضايي سالم در جامعه براي تزكيه نفس مومنين نازل شده و قصد آن دارد كه فضا را براي افرادي كه قصد پاك بودن و پاك ماندن دارند فراهم كند. مطابق اين نظر زنا يا شرب خمر كه مجازات شلاق دارند اگر علني نباشد و فرد هم به آن در دادگاه اقرار نكند مجازاتي در پي ندارد و اگر شاهدي كه مخفيانه به عمل آنها نگاه كرده است به علت انجام تجسس كه گناه است از عدالت ساقط شده و شهادتش مورد قبو ل نيست. همچنين به قاضي توصيه شده در اينگونه امور اگر فرد به اختيار خود قصد اقرار داشت قاضي وي را برحذر دارد و به توبه دعوت نمايد. از اين روست حضرت امام خميني در پيام هشت مادهاي تجسس را در اينگونه امور (نه اموري مانند جرائم عليه امنيت ملي مانند جاسوسي و...) ممنوع نمودند.
اين نظر تاحدودي موافق نظر رئيسجمهور است زيرا مطابق اين نظر كسي را نميتوان به زور شلاق به بهشت برد زيرا آنچه موجب بهشتي شدن ميشود قلب سليم است كه با ايمان و عمل صالح حاصل ميآيد و كسي كه گناهي كرده بايد توبه كند تا مجازات اخروي از وي برداشته شود. و در واقع مجازاتهاي دنيوي از جمله شلاق براي پاك نگاه داشتن جامعه از «مظاهر» فساد است نه خود فساد.
اما سؤالي كه اينجا مطرح ميشود آن است كه آيا آقاي رئيسجمهور نميدانستهاند كه شلاق براي بهشت رفتن افراد نيست؟