معلوم نيست چطور رفتار و زندگي كردهايم كه هر چه دخلمان كمتر ميشود به جاي اينكه ضعيفتر شود بدتر پرقدرت از قبل فشارش را به زندگيمان وارد ميكند. البته حق دارد چون خودمان آنقدر بها داديم، خودمان تا اين اندازه بزرگش كرديم كه ديگر حريفش نميشويم.
«تجملگرايي» در زندگي اين روزهايمان تا آنجا پيش رفته كه ديگر من چه دوست دارم، پسر يا دختر چه چيز ميخواهند و همسر چه لازم دارد مهم نيست؛ مهم اين است كه جنسي بخرم، سفرهاي بيندازم، لباسي بپوشم و مسافرتي بروم كه چشم همه اعضاي فاميل را يكجا در بياورد.
«به اينكه خودت چقدر حقوق ميگيري يا همسرت چقدر خرجي بهت ميدهد فكر نكن چون اگر بخواي به اين موضوع فكر كني بايد قيد خيلي چيزها را در مهمانيها و خريدكردنهايت بزني، اصلاً قرض كردن را براي اينجور وقتها گذاشتهاند. البته از فاميل نه اما از غريبه، دوست و همكار تا جاييكه ميتواني قرض كن هم خودت جواني هم شوهرت كار ميكنيد قرضتان را پس ميدهيد اما اگر در سفرهات چند رقم غذا نباشد يا در مهماني اين هفته لباس تكراري بپوشي آبرويت ميرود!».
آبرويم ميرود؟! به خاطر چه؟ اينكه براي مهمانيام خورشت بگذارم كنارش زرشكپلو با مرغ نباشد يا اينكه همه چيز باشد و بوي كباب در خانه نپيچد آبرويم را ميبرد؟! در مهماني پارسال و بين 50 نفر جمعيت لباسي پوشيدهاي كه مطمئني مهمان خودت را به ياد نميآورند و نميشناسند چه رسد به لباست. اگر همان لباس را در اين مهماني بپوشي آبرويت رفته است؟!
اينها ملاك آبروداري نيست بلكه بهانههايي است براي خرج تراشيدنهاي بيخود؛ براي ولخرجيكردنهاي غيرضروري و افراطهايي كه در حد وسعمان نيست.
مختصر و مفيد اينكه آنقدر جمال اين تجملگرايي فريبمان داده، آنقدر به ماديات و زر و زيور دنيا دل بستهايم، تا آنجا بدون در نظر گرفتن توان ماليمان خريدهاي آنچناني و غيرضروري كردهايم كه ديگر هدفمان رضايت خودمان يا خوشحالي خانوادهمان نيست بلكه هدفمان عقب نماندن از ديگران است!
خوب نيست در اين بين همه تقصيرها را هم تنهايي گردن بگيريم حتي نميشود با سهيم كردن فاميل، دوست و همكار هم قائله عوامل دخيل ابتلاي خانوادهها و سبك زندگيها به تجملگرايي را فيصله دهيم. چون خواسته يا ناخواسته ما از سوي عوامل بيروني غيرمحسوسي براي رفتارهايمان به ويژه خريد كردنها و پسندهايمان جهت ميگيريم.
با خودمان صادق باشيم چند بار از تلويزيون تبليغ يخچال، خودرو، مبلمان و دستورات سفرهآرايي و پخت غذا ديدهايم ولي به شكلي افراطي و به قول خودمان تا مرز چشم درآوردن اطرافيان در خريد كردنشان پيش رفتهايم؟
چندبار در مجله تبليغ روسري، ادكلن، كيف، مانتو و حتي دكوراسيون ديدهايم و بدون اينكه از خودمان بپرسيم واقعاً نياز به خريد جديد دارم يا نه راهي فروشگاه شدهايم آن هم تنها با اين نيت «اين آخر هفته دورهمي زنانه خانه ماست ميخوام از در كه وارد ميشن نتونند چشماشون رو از دكوراسيون و رنگبندي خونه جمع كنند!».
صريح و بيپرده اينكه همانطور كه در عالم امروز رسانهها نقش كليدي براي اطلاعرساني و روشنگري دارند همين رسانهها به دليل ارتباط تنگاتنگ و تأثيرگذاري فوقالعادهاي كه بر مخاطبان دارند با پخش تبليغات به شكل مستقيم و با پخش سريالها و فيلمهاي سينمايي به شكل غيرمستقيم تجملگرايمان كردهاند. وقتي هر شبكه تلويزيون درست در آستانه شروع شدن برنامه دلخواه شما (كه قطعا يكي از پر بينندهترين برنامهها هم خواهد بود) شروع به پخش تيزرهاي تبليغاتي انواع و اقسام وسايل خانگي ميكند، وقتي همين شبكهها تلويزيونهاي LED و LCD را بهترين گزينه براي خريد جهيزيه عنوان ميكنند و بر پيشنهاد خريد گزينههاي پرخرج اين چنيني اصرار ميكنند مطمئن باشيد كه شما و رفتار خريدتان را با همين ترفندها در دست خودشان ميگيرند و تا فروشنده كالا اما بالارفتن فروشش را اطلاع ندهد همچنان تبليغات براي فروش بيشتر ادامه خواهد داشت.
اغلب كساني كه به تجملگرايي مبتلا هستند حضور يك تجملگرا را در فاصله نزديكشان احساس ميكنند. دوستي كه بيشترين رفت و آمد شما با اوست، همخوني مثل خواهر يا برادر كه الگوپذيري بيشتري از او داريد يا فاميلي كه به شدت رفتار و انتخابهايش بر نوع زندگي و خريدهاي شما تأثير ميگذارد از گزينههايي هستند كه احتمال تأثيرگذار بودنشان زياد است.
اين عامل هم بسيار غيرمحسوس تأثير خودش را ميگذارد. اگر دختر خالهاي داريد كه بسيار با او صميمي هستيد، اغلب اوقات در كنارتان حضور دارد و بيشتر مراودات و مهمانيهايتان با اوست و از قضاي بد روزگار اين دخترخاله به سندروم مخرب تجملگرايي مبتلا باشد شك نكنيد كه رفتارهاي شما را هم تحت تأثير خودش قرار ميدهد حتي اگر شما نخواهيد و مدتهاي در مقابل اين تأثيرگذاري مقاومت كنيد.
هميشه از رسوم و آداب قديميترها به خوبي ياد ميكنيم اما در بعضي موارد همين آداب و رسوم ميتواند نمونهاي از عوامل گرايش ما به تجملگرايي باشد. نمونه بارزش همين مراسم عروسي، از مراسم نامزدي تا جهيزيه خريدن، جشن عروسي و ماه عسل همه تنها بخشي از آداب و رسوم سنتي ماست كه متأسفانه صددرصد بازيچه دست تجملگراها شده است و كمتر كسي ميتواند در مقابل اين جهتدهي واضح مقاومت كند.
بدتر از همه اينكه تجملگرايي و خريدهاي ضروري افراطي اگر چه به تصور تجملگرا در همان لحظه مورد نياز يا حتي تا چند ماه يا يكي، دوسال ممكن است زبانزد و تحسين برانگيز از سوي اطرافيان باشد اما بعد از مدتي ديگر تازگي و رنگ و لعاب خود را از دست ميدهد، تكراري ميشود و شما ميمانيد يك حجم وسيع فاكتور كه فقط براي خوشامد اطرافيانتان خرج كردهايد. در حالي كه همين پول را ميتوانستيد براي برنامههاي مهم زندگيتان هزينه كنيد.
دقيقا به همين دليل است كه تجملگراها هميشه در رسيدن به برنامههاي مهم و هدفمند زندگيشان ناكام ميمانند. مهمترين و اصليترين آسيب تجملگرايي هم دوري از خداوند است. خود خداوند وعده داده كسي كه فكرش، هدفش، مالش و در نهايت جهت كلي زندگياش از مسير خدايي و پسند خداوند دور شود در حقيقت رفته رفته حضور او را در زندگياش كمرنگ كرده است.