
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 26 فروردين ماه امسال، مأموران پليس از سرقت لوازم خانه مرد سالمندي در حوالي خيابان سهروردي با خبر و در محل حاضر شدند. زن جواني كه خودش را منشي مرد سالمند معرفي كرد، توضيح داد: پرويز مرد خيري است و بنياد خيريهاي دارد. مدتي است او به خاطر كهولت، كارهايش را در خانهاش انجام ميدهد. امروز به من گفت، قرار است زني به نام پريسا كه از قبل به بنياد خيريه رفت و آمد داشت، دو دانشجوي دختر را براي دريافت كمك هزينه تحصيلي معرفي كند، به همين دليل از من خواست خودم را به خانهاش برسانم. وقتي به در خانه رسيدم و زنگ در را زدم، اما كسي در را باز نكرد. نگرانش شدم و با كمك همسايهها در را بازكرديم. زماني كه داخل پذيرايي شديم، پرويز بيهوش روي مبل افتاده بود. بلافاصله او را به بيمارستان رسانديم. پزشكان هم بعد از معاينه گفتند او با داروي بيهوشي مسموم شده است.
مأموران در بررسي خانه، متوجه به همريختگي وسايل شدند كه نشان ميداد سارق يا سارقان بعد از بيهوش كردن مرد سالمند، وسايل قيمتي خانه او را سرقت كردهاند. مأموران تحقيقات خود را درباره اين حادثه ادامه دادند تا اينكه مرد سالمند بعد از بهبودي از بيمارستان مرخص شد و از سوي مأموران مورد تحقيق قرار گرفت. وي با طرح شكايتي گفت: من يك بنياد خيريه دارم و به افراد نيازمند كمك ميكنم. مدتي است كه خانوادهام به يكي از كشورهاي اروپايي رفتهاند اما من به خاطر اداره خيريه در ايران ماندم. وي ادامه داد: مدتي است زن ميانسالي به نام پريسا به بنياد خيريه رفت و آمد دارد و افراد نيازمند را براي دريافت كمك به من معرفي ميكند. چند روز قبل از حادثه او دو دختر جوان را پيش من آورد و گفت كه آنها دانشجوي دانشگاه غيردولتي هستند و به خاطر وضعيت مالي نامناسب قصد ترك تحصيل دارند. بعد هم از من خواست قسمتي از هزينه تحصيل آنها را پرداخت كنم. بعد از رفتن آنها، مطابق رويه تصميم گرفتم درباره ادعاي مطرح شده تحقيق كنم، تا اينكه روز حادثه زنگ خانهام به صدا درآمد. وقتي در را باز كردم پريسا همراه دو دختر جوان بود و از من خواست بيشتر درباره آنها حرف بزند. آنها وارد خانه شدند و بعد از كمي حرف زدن، يكي از آنها به آشپزخانه رفت و براي من يك ليوان چايي آورد. وقتي چايي را خوردم، احساس سردرد شديدي كردم تا اينكه از هوش رفتم. وي در پايان گفت: اكنون كه حالم بهتر شد و به خانهام آمدم متوجه شدم آن سه زن وسايل گرانقيمت خانهام را شامل مجسمههاي برنزي عتيقه، تابلوفرشهاي نفيس، مقدار زيادي پول نقد و ارز و طلا و جواهرات خانوادگيام را سرقت كردهاند. با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي دادسراي جنايي براي رسيدگي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. كارآگاهان در نخستين گام پريسا را شناسايي و دستگير كردند. متهم در بازجوييها به جرم خود اعتراف و دو همدستش به نامهاي سپيده و مهناز را به پليس معرفي كرد. مأموران پليس در گام بعدي هر دو متهم را كه دانشجوي دانشگاهي در حوالي تهران بودند شناسايي و دستگير كردند. مهناز گفت: مدتي قبل من و سپيده از طريق يكي از همسايههايمان با پريسا آشنا شديم. پريسا گفت مرد خيري را ميشناسد كه به افراد نيازمند كمك ميكند. قرار بود او ما را به مرد خير معرفي كند تا مقداري از هزينه تحصيلي ما را پرداخت كند. بعد از كمي رفت و آمد، او گفت كه اين مرد خيلي سالخورده است و به راحتي از او ميتوانيم سرقت كنيم و پول زيادي را به جيب بزنيم. او حتي گفت كه مدتي قبل مرد خير را فريب داده است و ماشين گرانقيمت او را با جعل سند فروخته است. بعد از چند جلسه رفتو آمد به خانه مرد خير متوجه شديم كه وسايل گرانقيمتي در خانهاش نگهداري ميكند، به همين خاطر وسوسه شديم و پيشنهاد پريسا را قبول كرديم. وي ادامه داد: روز حادثه ما از داروخانه مقداري داروي بيهوشي خريديم و با ماشين زانتيايي كه پريسا از يكي از دوستانش به امانت گرفته بود به خانه مرد خير رفتيم. لحظاتي بعد از ورودمان سپيده به آشپزخانه رفت و داروي بيهوشي را داخل ليوان چاي مرد خير ريخت و براي او آورد. زماني كه او از هوش رفت، لوازم گرانقيمت و پول و طلاها را داخل دو چمدان ريختيم و با ماشين زانتيا از آنجا فرار كرديم. وي در پايان گفت: تمام وسايل سرقتي و پول و ارزها در اختيار پريسا بود تا اينكه دستگير شديم. تحقيقات از متهمان ادامه دارد.