
حدود يك ماه پيش بود كه «ملا عبدالقيوم ذاكر» رئيس كميته نظامي طالبان توسط سازمانهاي اطلاعاتي پاكستان و طالبان پاكستاني بركنار و دستگير شد و پس از آن كه اختلافات شديدي بين اعضاي اين گروه به وجود آمد، عملاً اين گروه به چند دسته تقسيم شدند. گروه اول به رهبري ملا عمر، گروه دوم، دسته مولوي عبدالقيوم ذاكر، گروه سوم، دسته «حافظ مجيد» عضو شوراي كويته و گروه چهارم، گروه منصور دادالله، خادم عبدالرئوف و سراجالدين حقاني هستند كه بين اين دسته و القاعده ارتباطات تنگاتنگي وجود دارد.
همزمان با اين تحولات، خبرگزاري بخدي در 22 ارديبهشت، از ورود گروه 100 نفره اعزامي از جانب سازمان اطلاعات پاكستان (آي. اس. آي) به افغانستان (ولايت نورستان) به منظور ترور فرماندهان نظامي طالبان افغان خبر داد. اين تعداد از نيروهاي (آي. اس. آي) در قالب 10 گروه 10 نفره از راه منطقه چترال وارد ولايت نورستان و كنر در شرق افغانستان شدند تا فرماندهان طالبان افغان را كه در امر ايجاد اختلال در انتخابات رياست جمهوري افغانستان بودند را به قتل برسانند. البته نقابپوشان با غيرنظاميان كارى ندارند و تنها جلو طالبان مسلح را كه طرفدار صلح هستند، ميگيرند.
در همين راستا، گروه طالبان با انتشار اطلاعيهاي اعلام كردند كه اعدامشدگان در ولايت نورستان جاسوس بودند و از سوي «تيم قاطع» اين گروه كشته شدند. به گزارش خبرگزاري آوا، مسئولان محلي در ولايت نورستان هفته گذشته گفتند كه اعضاي لشكر طيبه پاكستان، ۷ فرمانده محلي طالبان را در نورستان حلقآويز كردند. دليل كشتن فرماندهان طالبان توسط گروه مشكوك نقابپوش، ناكامي آنها در برهم زدن روند برگزاري انتخابات رياست جمهوري انتخابات اعلام شد.
هر چند گروه طالبان اين موضوعات را رد و آن را «تبليغات» عليه خود توصيف كرده و اعدامشدگان را افراد تربيت شده استخبارات افغانستان دانسته است، اما واقعيت اين است كه اين نقابپوشان طالبان كه خود را گروه خاصي از طالبان معرفي كردهاند، جزو لشكر طيبه و به نوعي تحت امر آي.اس.آي پاكستان بودهاند.
طبق اطلاعيه آنان، نقابپوشان تيم خاص گروه طالبان بودند كه براي شناسايي «جاسوسان از صفوف طالبان» موظف شده بودند. آنان همچنين مدعياند 20 تن ديگر از جاسوسان استخبارات دشمن (افغانستان) را شناسايي كردهاند و عليه آنان نيز اقدام لازم انجام خواهد شد.
طالبان نقابپوش اعضاي گروه اعزامي آي. اس. آي پاكستان در بدو ورود به افغانستان، يك فرمانده برجسته طالبان به نام «ملا ستار» و 12 نفر از افراد تحت امرش را سربريدند و طي چند روز گذشته ۷ فرمانده محلي طالبان را در نورستان حلقآويز كردند. به نظر ميرسد دستگيري و ترور طالبان افغانستاني طي روزهاي آينده نيز ادامه داشته باشد چراكه برخي منابع خبري تعداد طالبان تحت امر آي.اس.آي به افغانستان را بيش از 200 نفر ذكر كردهاند كه اين گروهها در امتداد خط ديورند، در جستوجوي دستگيري و ترور ساير فرماندهان طالباناند كه به نوعي طرفدار صلح و از كنترل دستگاه اطلاعاتي پاكستان خارج شدهاند. هر چند علت حذف اين طالبان افغان را ناكامي در ايجاد اخلال در انتخابات افغانستان ذكر ميكنند، اما علت اساسي آن به نوعي حمايت طالبان افغان از انتخابات رياست جمهوري افغانستان، احتمال مذاكره مستقل آنان با دولت آتي كابل و عدم تمكين به سياستهاي پاكستان است. بخشي از حملات راكتي ارتش پاكستان به مناطق مرزي افغانستان در استان كنر، خوست و نورستان نيز به همين دليل صورت ميگيرد تا طالبان افغانستان را به شدت تضعيف و تأثيرگذاري خود بر آنان را افزايش دهد.
رويداد از نگاه جامعهشناختي طالبان شايد به عنوان يك پديده سياسي، اجتماعي و ايدئولوژيكي شناخته شود، اما بخشي از آن زائيده تفكرات و سياستهاي غلط و زيادهخواهانه كشورهاي غربي و برخي از كشورهاي منطقه از جمله پاكستان و عربستان است. هر چند عدهاي معتقدند حمايت خارجي از طالبان به دو دوره ظهور و حاكميت طالبان و مرحله دوم، بعد از سقوط اين گروه قابل تقسيم است كه در دوره اول كشورهاي غربي به همراه پاكستان و كشورهاي عربي از آن حمايت ميكردند و در مرحله پس از سقوط طالبان از قدرت، حمايتها تنها توسط پاكستان و عربستان صورت ميگرفت، اما در اين خصوص بايد گفت كه علاوه بر تداوم حمايت مستقيم وزارت كشور، وزارت اطلاعات و ارتش پاكستان از طالبان، سياستهاي مبهم و عدم صداقت غربيها در مبارزه به اصطلاح تروريسم، در قدرتيابي و ادامه حملات توسط طالبان نقش بسزايي داشت. غربيها همواره سعي كردند يك طالبان كنترل شده و قابل مديريت همچنان در منطقه فعال باشد تا به نوعي بهانه حضور و ايجاد زمينه براي تداوم اشغال افغانستان وجود داشته باشد كه توافقنامه امنيتي كابل– واشنگتن نمونه واضح آن است.
اكنون نيز كه زمزمه خروج ظاهري امريكا و ناتو كليد خورده است، شواهد حاكي از آن است كه غربيها تلاش ميكنند پس از خروجشان و استقرار در پايگاههاي نظامي، همچنان طالبان را به عنوان يك نيروي برهم زننده امنيت و ثبات افغانستان حفظ كنند. شايد اين مطلب كمي قابل تأمل باشد، اما به نظر ميرسد در مديريت تحولات آتي افغانستان توافق نانوشتهاي بين امريكاييها و پاكستانيها وجود داشته باشد كه شواهد اين توافق، دخالت آشكار و پنهان پاكستان در امور افغانستان و به ويژه حملات موشكي به مناطق مرزي افغانستان و حتي ايجاد اختلال در روند انتخابات و مذاكرات دولت افغانستان با طالبان و نيز ترور فرماندهان طالبان افغانستاني طرفدار صلح ميباشد. تاكنون بسياري از مقامات دولتي افغانستان از جمله حامد كرزي رئيسجمهور اين كشور، پاكستان را پناهگاه و محل پرورش تروريسم خوانده و از كشورهاي خارجي خواستهاند كه طالبان را در پناهگاههايشان در آن سوي مرز ديورند هدف قرار دهند؛ اما كمترين توجهي بدان نشده است و حتي در زمان تشديد حملات موشكي پاكستان به مناطق مرزي افغانستان و درخواست حامد كرزي از امريكا براي واكنش در اين خصوص، مقامات امريكايي اعلام كردند كه ما در اختلافات دو كشور دخالتي نميكنيم.
به هر حال، اينكه گاهي بحث از طالبان خوب و طالبان بد يا طالبان ميانهرو و تندرو ميشود، به حرفشنوي و تبعيت آنان از حاميانشان مربوط ميشود. يعني طالباني كه تحت امر پاكستان هستند خوب و در غير اين صورت بايد از صحنه حذف يا تضعيف شوند. در كل بايد چنين عنوان كرد كه دكترين طالبان خوب و طالبان بد يا طالبان ميانهرو و تندرو كه از مدتها پيش تبليغ و رسانهاي شده، عمدتاً از سوي بازيگراني دنبال ميشود كه قصدشان كنترل طالبان تحت امر و مداخله و نفوذ بيشتر در افغانستان پس از 2014 است. به همين جهت خروج نيروهاي امريكايي از افغانستان، به معني پايان مداخلات غربيها و برخي كشورهاي منطقه در اين كشور نخواهد بود و چنين به نظر ميرسد جنگ نيابتي آنان از سوي طالبانِ مورد حمايت پاكستان ادامه خواهد داشت.