
در حالي كه ابرهاي تيره بر فراز آسمان اقتصاد امريكا جمع ميشوند و تجارت اين كشور را با آفريقا تحت تأثير قرار ميدهند، رهبران چين در راستاي تداوم خيزش اقتصادي خود در بازارهاي جهاني اينك رقابت با غرب را در قاره آفريقا دنبال ميكنند تا با به چالش كشيدن هژموني امريكا در اين منطقه از آن پيشي بگيرند.
تلاش قدرتهاي بزرگ براي توسعه نفوذ در ساير مناطق جهان از ديرباز رقابتي را در بين آنها به وجود آورده و اقدام اين كشورها براي تقويت جايگاه خود در عرصه بينالملل همواره چالشهايي را در ميان آنها ايجاد كرده است. از آنجاكه امروزه توسعه اقتصادي يكي از مهمترين مؤلفههاي قدرت به شمار ميرود، نفوذ در بخشهايي كه منابع طبيعي و انرژي زيادي در اختيار دارند در كانون توجه كشورهاي قدرتمند قرار ميگيرد. قاره آفريقا نيز يكي از مناطقي است كه در آن منابع طبيعي و انرژي زيادي نهفته است و از گذشته عرصه رقابت كشورهاي قدرتمند بوده است. اكنون چين و امريكا كه رقباي اصلي براي تبديل شدن به قدرت اول جهان هستند، سعي دارند تا نفوذ خود در اين بخش از جهان را تقويت كنند. منابع غني و بكر قاره آفريقا باعث ترغيب قدرتهاي بزرگ براي ورود به اين قاره شده است. چپاول و غارت قدرتهاي استعماري اروپايي كه خاطرات تلخي در اذهان مردم بيپناه آفريقا ايجاد كرده بود، اكنون جاي خود را به رقابت امريكا و چين داده است. رشد قدرت اقتصادي چين در قرن 21 حتي سبب شده تا برخي صاحبنظران از افول قدرت غرب تا 2020 و تبديل پكن به قدرت اول جهان سخن بگويند. ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه در قرن نوزدهم گفته بود كه «چين مانند يك اژدهاي خفته است؛ نگذاريد بيدار شود زيرا اگر بيدار شود جهان را ميبلعد». اينك اژدها بيدار شده و سعي دارد تا نفوذ خود را از شرق آسيا تا آفريقا گسترش دهد. قاره آفريقا به دليل دارا بودن منابع فراوان نفت، معادن غني و بازارهاي گسترده در سالهاي اخير بيش از هر زمان مورد توجه رهبران چين قرارگرفته است.
حركت چين به سمت توسعه فعاليتهاي خود در ميادين نفت و گاز قاره آفريقا اكنون به چالش جديد اين كشور با غرب و موجب نگراني واشنگتن شده است. بر خلاف امريكا كه در كمكهاي خارجي خود به آفريقا شرطهاي سياسي و اقتصادي متعددي را منظور ميكند، چين بدون مطرح كردن شرايط تنها در جهت توسعه همكاريهاي اقتصادي دست يافتن به مواد خام و گشايش بازارهاي صادراتي تازه در قاره سياه فكر ميكند. به همين خاطر، تقويت جايگاه چين در آفريقا، موقعيت امريكا را در اين قاره به چالش كشيده است. اگرچه حضور فعال امريكا در انقلابهاي شمال آفريقا در كشورهاي تونس، مصر و ليبي، پايگاه اين كشور را در منطقه تاحدودي تقويت كرده، اما رشد فزاينده نقش چين در آفريقا، بهويژه در ابعاد اقتصادي، غيرقابل انكار است. نياز كشورهاي آفريقايي به سرمايهگذاريها و ساختارهاي زيربنايي براي رشد خود، سبب شده تا كشورهاي قدرتمند با كمكهاي اقتصادي خود به اين كشورها بتوانند جاي پايي در اين قاره پيدا كنند. از اينرو، چين به عنوان قدرت نوظهور و بزرگترين توليدكننده جهان توانسته از اين فرصت نهايت استفاده را ببرد و با توسعه نفوذ خود در زيرساختهاي اقتصادي اين كشورها منافع خود در اين بخش از جهان را تضمين كند. در مقابل، امريكا با وضعيت دشواري در زمينه بودجه مواجه است و بحران بدهي اين كشور اجازه سرمايهگذاري در برخي مناطق را نميدهد. اين در حالي است كه چين ميلياردها دلار در كشورهاي آفريقايي سرمايهگذاري كرده است. كشورهاي آفريقايي نيز تاثيرات ركود اقتصادي دنياي غرب را بر خود ارزيابي كرده و براي يافتن راه حل بحران به اقتصادهاي پوياي آسيايي از جمله چين چشم دوختهاند. اين حقيقت را نميتوان فراموش كرد كه كشورهاي غربي و در رأس آنها امريكا روابطي گزينشي با آفريقا داشته و اين روابط هميشه از نوع استعماري و به نفع غرب بوده است. اما چين از اين حقيقت استفاده كرده وجاي پاي خود را در آفريقا محكم ميكند چراكه چينيها در امور سياسي داخلي كشورهاي آفريقايي مداخله نميكنند و همين امر اين امكان را به دولتمردان پكن ميدهد كه روابط خوبي با اين كشورها برقرار كنند. به همين دليل، روابط تجاري آفريقا با امريكا رشدي همانند روابطش با چين ندارد و اگر تلاشهاي چين با اين روند ادامه پيدا كند تا چند سال آينده چين با فاصله خيلي زيادي بزرگترين شريك تجاري آفريقا خواهد شد و اين رويدادها باعث بروز خشم مقامات امريكايي شده است.
مكانيسمهاي نفوذ پكن در آفريقا
واقعيت اين است كه رشد فزاينده اقتصادي، نياز روزافزون صنايع چين به مواد اوليه و خام به ويژه نفت و گاز و دسترسي به اين منابع كليدي، نياز به افزايش صادرات و گشودن بازارهاي جديد جهاني، همچنين بيثباتي و ناامني در منطقه نفت خيز خاورميانه از علل مهمي بوده است كه چين را در طي سالهاي اخير به شدت متوجه آفريقا نموده است. براي همين است كه حجم مبادلات چين با قاره آفريقا همچنان افزايش يافته، چنانچه در سال 2013 مبادلات تجاري طرفين از ۲۱۰ ميليارد دلار نيز فراتر رفت، درحالي كه روابط تجاري امريكا با اين كشورها در حدود 99 ميليارد دلار بود. علاوه بر اينها بحث «فروش تسليحات» نيز از انگيزههاي ديگري است كه آفريقا را در كانون توجه چين قرار داده است. بر پايه گزارشهاي منتشر شده، فروش جنگافزارهاي چيني به آفريقا بين سالهاي پس از جنگ سرد به بيش از 10 درصد تمام جنگافزارهاي جابجا شده در جهان رسيده است. ناگفته نماند كه فروش تسليحاتي اين كمك را به چين ميكند تا تجارت خود را در آفريقا متوازنتر سازد. ضمن اينكه از ديدگاه پكن دوستان آفريقايي برگ برنده چين براي چانهزني با قدرتهاي اقتصادي و رقيبان استراتژيك از جمله امريكا ميشود. افزون بر همه اينها رويكرد اقتصادي چين به آفريقا بيگمان آثار «استراتژيك و امنيتي» نيز در پي دارد. به اين معنا كه تحكيم حضور اقتصادي و تجاري چين در آفريقا سبب گسترش جغرافياي سياست خارجي چين و افزايش توان اين كشور نه تنها در معادلات منطقهاي آفريقا بلكه در سطح بينالملل نيز ميشود.
روشهاي امريكا براي مقابله با چين
اگرچه شركتهاي امريكايي در بخش نفت و گاز قاره سياه فعاليتي چشمگير دارند ولي حضور آنها كاملاً تحتالشعاع فعاليت گسترده چين قرار گرفته است. از اين رو، واشنگتن سعي دارد با ابزارهاي مختلف جلوي نفوذ پكن در اين منطقه را بگيرد. از جمله اقداماتي كه غرب در مقابل چين در آفريقا اتخاذ كرده، حضور گسترده نظامي در كشورهاي منطقه است تا با زير نظر داشتن اقدامات چين در قاره سياه، بتواند نفوذ استعماري خود در اين منطقه را دوباره بازيابد. واشنگتن ميخواهد از نفوذ چين و ساير كشورها در آفريقا جلوگيري كند و با يك تلاش بيهوده سلطه خود بر اين قاره را حفظ كند. طبق گزارشها، پنتاگون در حال آماده كردن فهرستي از اهداف مورد نظر خود براي اجراي حملات نظامي احتمالي در كشورهاي آفريقايي است. بنابراين چيزي كه اكنون ما شاهد آن هستيم، دو برابر شدن شمار نيروهاي نظامي امريكايي در قاره آفريقا، احتمالاً از نزاع مهم ميان امريكا و چين حكايت دارد. اكنون نفوذ پكن در آفريقا غرب را به چالش كشيده و از آنجاكه واشنگتن در حوزه اقتصادي توان مقابله با نفوذ چين را ندارد سعي دارد تا با حضور گسترده نظامي در آفريقا بتواند مانع زيادهخواهيهاي رقيب خود در اين منطقه شود. سياست مقابله با تروريسم در آفريقا نيز بهانهاي بيش نيست تا رهبران كاخ سفيد از نزديك مراقب سياستهاي رقيب جديد خود باشند. در كل، ميتوان گفت تلاش امريكا و چين براي تسلط بر آفريقا اكنون رقابتي را در بين دو كشور ايجاد كرده است. به نظر ميرسد، چين رفته رفته به مشكلات موجود براي گسترش روابط خود با آفريقا از جمله بعد مسافت فائق آمده و رقباي غربي خود را در اين مسابقه با فاصله زيادي پشت سر خواهد گذاشت. از سوي ديگر، رقابت امريكا و چين در قاره سياه احتمالاً نوعي تقسيمبندي براي جنگي مهم به شمار ميآيد و اين جنگ بر سر منابع طبيعي است و به سادگي ميتوان گفت كه امريكا تنها عامل امپرياليستي در اين جريان به شمار ميآيد، هرچند كه چينيها نيز اهداف پنهان خود را در سر ميپرورانند. اگرچه صحبت كردن از منازعه امريكا و چين در آينده نزديك دشوار است، اما ادامه روند قدرتيابي چين در آفريقا و تلاش امريكا براي مهار آن تصور وقوع منازعه بين آنها را تقويت ميكند.