
سفر و همسفري نزد ما ايرانيان اهميت و جايگاهي خاص دارد. ابيات و جملاتي كه رفته رفته به ضربالمثل بدل شده و اكنون سينه به سينه نقل ميشود و همه ما آنها را در ياد داريم شاهد خوبي بر اين مدعاست.
مثلهايي چون بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي و يا اگر ميخواهي كسي را بشناسي يا با او همسفره شو يا همسفر، تو گويي «همسفر شدن» مانند «نان و نمك» حقي را به گردن آدميان ميگذارد يعني همسفري بهانه خوبي براي آشنايي و شناخت و محكم كردن پيمان دوستي است.
از سويي ديگر همواره در فرهنگ ايراني – اسلامي به كساني كه تخت و بختي داشتهاند و برمركبي سوار بودهاند، توصيه شده كه پيادگان را به ديده مهرباني بنگرند. اين فرهنگ والا در زمانه و روزگار ما همچنان جريان دارد و به صورتهاي جديد نمود ميكند. كمتر كسي را ميشناسيم كه راهي را با خودرو برود و همسايه و دوست و فاميلي را كه با او هم مسير هستند، همراه خود نبرد. اكثر ما در پايان مهمانيها و دورهميها در هنگام بدرقه يكديگر، جملهاي را ميگوييم يا ميشنويم كه نوعي تعارف و اداي احترام و ابراز صميميت نيز محسوب ميشود؛ «وسيله داري؟!». يعني به هم ميگوييم كه من با خودرو يا موتورسيكلتي آمدهام و حاضرم تو را تا مقصدت برسانم. البته اين جمله را معمولاً كساني كه مسيرهاي نزديك به هم دارند ميگويند.
اما گذشته از بعد فرهنگي و عاطفي اين همراهيها و همسفريها،از جنبهاي ديگر هم ميتوانيم به آن نگاه كنيم. يعني از همان منظري كه مغربزمينيها سالهاست دربارهاش مطالعه و نظريهپردازي ميكنند. اين پديده كه به آن carpooling ميگويند را ميتوانيم همسفري، هم ماشيني و همپيمايي ترجمه كنيم.
همپيمايي استفاده مشترك از وسيله نقليه شخصي است.
در حقيقت همپيمايي نوع برنامهريزي شده همان همراهيهاي ماست. وقتي ساعت 11 شب در پايان يك مهماني به قوم و خويشمان ميگوييم؛ «وسيله داري؟!» از قبل برنامهاي براي آن نريختهايم. اي بسا كه او هم با خودروي شخصياش آمده باشد. اما اگر براي همين جمله از ساعت 7 بعد از ظهر يعني زماني كه ميخواهيم به مهماني برويم برنامهريزي كنيم و با يك تماس تلفني يا پيامك به همسفرمان بگوييم كه با يك خودرو به مهماني برويم و برگرديم، «همپيمايي» اتفاق افتاده است.
البته همپيمايي معنا و عملكردي بسيار وسيعتر و پيچيدهتر دارد و اين بخش كوچكي از آن مفهوم را تشكيل ميدهد. همپيمايي يكي از شيوههاي مديريت تقاضاي سفر است كه به جاي افزايش ظرفيت خيابانها و اتوبانها بر استفاده بهينه از ظرفيتهاي موجود تأكيد دارد. در همپيمايي، افرادي كه محل زندگي و كار آنها در يك محدوده واقع شده است، از طريق وب سايتها و سامانههاي اطلاعرساني يكديگر را پيدا ميكنند و باهم قرار ميگذارند كه با يك وسيله نقليه شخصي تردد كنند و همه افراد هر روز با خودروي شخصي جداگانه سفر نكنند.
به بيان ديگر همپيمايي يعني افرادي كه محدوده منزل و محل كار آنها در يك مسير قرار دارد به جاي آنكه هر روز هر دو نفر يا هر چند نفر با وسيله نقليه شخصي جداگانه سفر كنند، از طريق سامانههاي اطلاعرساني از وجود يكديگر آگاه شوند، با هم قرار بگذارند و هر روز يك نفر خودروي شخصياش را بياورد و ديگران را سوار كند. اگر فردي هم خودروي شخصي ندارد اما ميخواهد در همپيمايي مشاركت كند، مبلغي را به صورت توافقي به صاحبان خودرو ميپردازد.
خودتان با يك حساب سرانگشتي ميتوانيد دريابيد كه اين كار چه ميزان به صرفه تك تك همسفران و تمام جامعه است. يكي از مزاياي مهم اين روش كاهش مصرف سوخت است كه در بعد فردي صرفهجويي و در بعد اجتماعي كاهش آلودگي هوا و بالطبع سلامت محيطزيست را به دنبال دارد. اين مسئله همچنين بر افزايش سلامت جامعه و همزمان كاهش هزينههاي درماني نيز اثر ميگذارد. از سويي ديگر همپيمايي باعث كاهش حجم ترافيك و به دنبالش افزايش سرعت خودرو در شبكه معابر و كاهش زمان سفر ميشود و البته يكي از معضلات بسيار مهم شهرهاي بزرگ يعني «جاي پارك» را هم مرتفع خواهد كرد. «همپيمايي» با كاهش تقاضاي فضاي پاركينگ، مسئله مهم ديگري را هم حل ميكند.
صد البته اجراي اين روش نياز به زيرساختهاي فراواني دارد كه متأسفانه هنوز در كشور ما آماده نشده و البته اميدواريم هر چه زودتر حركت به اين سمت آغاز شود. اما مهمترين و اصليترين زيرساخت آن، امروز در كشور فراهم است و مطمئناً با مديريتي جهادي ميتوانيم باقي اجزاي اين چرخه را به سرعت فراهم كنيم. «همدلي» مهمترين اصل براي «همسفري» است كه خوشبختانه در كشور ما وجود دارد.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ