از دغدغههاي مسلمانان حفظ عقايد ديني با وجود شبهات موجود در جهان هستي است كه از جمله اين شبهات تعارض ميان عقايد ديني و علمي است. هدف از مطرح كردن تعارض بين علم و دين اين است كه اگر تعارضي وجود دارد به چه دليل است و چگونه نگرشي به علم و دين زمينه گفتوگوي اين دو مقوله را فراهم ميكند و اينكه ضرورت نگرش علم ديني به چه جهت است و چرا بايد اين دو را مكمل هم دانست.
مفهومشناسي علم و دين
علم در لغت به معناي دانايي، دانش و معرفت است. جداانگاري علم و دين با آراي بسياري از دانشمندان كه معتقدند علم، فراهمآورنده دانش فني تخصصي است، نه فلسفه جامع حيات، تقويت ميشود. مطابق اين ديدگاه پوزيتيويستي علم فقط دانشي محدود است كه فقط وظيفهاش تهيه و تدارك فني است و نبايد از آن انتظار داشته باشيم كه جهاننگريها يا فلسفههاي جامع و مانعي براي زندگي در اختيار ما بگذارد در اين صورت درست است كه علم كمكي به تأييد آموزههاي ديني نميكند. دين در لغت به معناي عبادت، اطاعت، شريعت، جزا و مجموعهاي از عقايد، اخلاق و قوانين فقهي و حقوقي است كه از ناحيه خداوند براي هدايت و رستگاري بشر تعيين شده است(1).
ديدگاه استاد جواديآملي در نسبتشناسي علم و دين
به عقيده آيتالله جواديآملي دو آسيب عامل تعارضانگاري عقل و دين است: نخست محدود كردن دين به نقل و خارج ساختن عقل از حريم معرفت ديني كه منجر به توهم تعارض عقل و دين ميگردد و دوم نگرش افقي به علم و طبيعتانگاري تمام هستي و گسستن دانشها از يكديگر و به خصوص از فلسفه و جهانبيني الهي است(2).
در واقع اگر اين آسيبها برداشته شود انسان با استفاده از عقل و معرفتشناسي ميتواند روابط بين علم و دين را بيان كند. از دلايلي كه ميتوان علم و دين را هماهنگ با هم دانست رابطه طولي آنهاست كه علم محصول عقل است و از آنجا كه عقل در حريم دين است ميتوان به اين نتيجه رسيد كه علم در حريم دين قرار دارد.
از ديگر علل هماهنگي اين است كه در اديان توحيدي خداوند خالق همه چيز است نه فقط حيات دروني انسان(3) پس دين تنها ناظر به بعد دروني انسان نيست بلكه توانايي استفاده شدن براي تأمين تمامي نيازهاي بشري را دارد.
جمعبندي
از آنجا كه خداوند خير مطلق است و جز سعادت بشري را نميخواهد پس تمام دستورات او براي رستگاري انسان است و به گونهاي طراحي شده كه تمام نيازهاي بشري را پاسخگو است ولي اين بدان معنا نيست كه جز سعادت بشري خاصيت ديگري نداشته باشد و همچنين ضرورتي ندارد كه منافع حاصل از احكام به صورت تجربي كشف شود و ديگر آنكه علوم تجربي به صورت گزارههايي است كه متغير است و با مرور زمان صحت و سقم آنها آشكار ميشود و نميتواند مانند احكام اسلام ثابت باشد. براي رفع تعارض فرض شده ميان علم و دين، علم بايد وارد معرفت ديني شود و اكتشافات عقل را موهبت الهي بدانيم كه خدا به انسان عطا كرده است در واقع بين طبيعتشناسي و الهيات رابطهاي عميق ايجاد كنيم.
پينوشتها:
1 ـ گوهري، عباس، فلسفه احكام، تعارض يا تعاضد
2 ـ رضوي، عبدالحسين، مهندسي جامع علم ديني از منظر آيتالله جواديآملي
3 ـ روحانى، سيدمحمد، تلخيصكننده كتاب علم و دين