کد خبر: 647104
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۴
پسر جواني كه به خاطر يك كينه قديمي دوست خود را به قتل رسانده بود هنگام انتقال جسد شناسايي شد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 2 بامداد سوم ارديبهشت مأموران كلانتري تهران نو از طريق پليس 110 از كشف جسد پسر جواني با خبر شدند و بلافاصله به محل كشف جسد كه در پارك خانواده در خيابان بلال حبشي بود اعزام شدند.

پس از تأييد موضوع مأموران، قاضي كشيك قتل و كارآگاهان پليس آگاهي را هم با خبر كردند. با حضور تيم تشخيص هويت و پزشكي قانوني در بررسي‌هاي اوليه مشخص شد جسد متعلق به پسر 20 ساله‌اي است كه بر اثر خفگي ناشي از انسداد شريان تنفسي به قتل رسيده است.

بدين ترتيب پرونده با موضوع قتل عمد به دستور قاضي رودگر بازپرس شعبه دوم دادسراي ناحيه 27 تهران جهت رسيدگي تخصصي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.

با آغاز رسيدگي به پرونده كارآگاهان به تحقيق از مرد جواني پرداختند كه با پليس 110 تماس گرفته بود.

او به كارآگاهان گفت: با ماشينم از خيابان رد مي‌شدم كه يك پرايد را ديدم كه گوشه خيابان ايستاده و سه نفر هم سعي مي‌كردند جسدي را داخل صندوق عقب ماشين بگذارند اما به محض اينكه مرا ديدند جنازه را همانجا انداختند و با ماشين فرار كردند. من در همان لحظه موفق شدم شماره پلاك پرايد را بردارم و با 110 تماس گرفتم.

تحقيقات ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان آخرين مالك پرايد را كه جواني 17 ساله به نام شهرام بود شناسايي و دستگير كردند.

شهرام پس از دستگيري در جريان بازجويي‌ها به قتل يكي از دوستانش به نام بهروز - 17 ساله اعتراف كرد و به افسر پرونده گفت: چند سالي بود كه شهرام را مي‌شناختم اما مدتي او را نديده بودم تا اينكه سه سال قبل در جشن تولد يكي از دوستانم به نام پرويز دوباره بهروز را ديدم همان روز بر سر موضوعي با هم حرفمان شد و او مرا كتك زد. بعد از آن بهروز هميشه درباره روز دعوا صحبت مي‌كرد و بين بچه‌هاي محل مرا سوژه خودش كرده بود. ديگر بين بچه‌هاي محل آبرويي برايم نگذاشته بود و هر وقت با يكي از بچه‌ها صحبت مي‌كردم آنها مرا مسخره مي‌كردند. به خاطر همين كينه‌اي كه از بهروز داشتم تصميم گرفتم او را به قتل برسانم.

متهم ادامه داد: چند وقتي با بهروز قهر بودم اما چون مي‌خواستم از او انتقام بگيرم دوباره با او طرح دوستي ريختم تا اينكه دوم ارديبهشت بهروز به دنبال من آمد و باهم به پارك رفتيم. داخل پارك در يك فرصت مناسب پارچه‌اي را دور گردنش انداختم و آنقدر فشار دادم تا اينكه خفه شد.

وقتي مطمئن شدم نفس نمي‌كشد جنازه‌اش را زير برگ‌ها مخفي كردم و به سراغ پدرم رفتم و موضوع را به او گفتم اما پدرم گفت بايد خودم را به كلانتري معرفي كنم. من كه نتوانسته بودم پدرم را راضي كنم به سراغ يكي از دوستانم به نام پرويز رفتم و از او كمك خواستم و او را به خانه خودمان بردم. وقتي پدرم ما را ديد به او گفتيم مي‌خواهيم جسد بهروز را با موتور به جاي ديگري ببريم پدرم كه تا آن زمان با من مخالف بود قبول كرد كه به ما كمك كند.

متهم توضيح داد: قرار شد جسد را به بيرون از تهران منتقل كنيم، به خاطر همين سه نفري به پاركي كه جسد بهروز را در آنجا پنهان كرده بودم رفتيم. همين كه قصد داشتيم جسد را داخل صندوق عقب ماشينمان بگذاريم راننده يك خودرو عبوري ما را ديد و مجبور شديم جسد را همانجا رها كنيم.

سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي پايتخت با اشاره به اعتراف صريح متهم اصلي پرونده به ارتكاب جنايت اظهار داشت: پدر و دوست متهم نيز به اتهام معاونت در قتل دستگير و در تحقيقات تكميلي، اعترافات متهم اصلي را تأييد كردند.

وي افزود: با صدور قرار بازداشت موقت از سوي بازپرس پرونده، هر سه متهم جهت انجام تحقيقات تكميلي در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفتند.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار