ابوي ميگويد: نه چك زديم نه چونه، چيني زاسيون خودرومون هوا شد!
ميگويم: خب بالاخره بايد خودي نشان ميداديم. وقتي بيكيفيتترين خودروي بازارمان چيني است بايد هم رگ غيرت توليدكننده وطني به جوش بيايد.
ميگويد: ربطي به غيرت ندارد. اروپاييها با چينيها خرده حساب داشتند. از وقتي مديرعامل پژو آمد و رفت، خبرهايي درباره ورود ديگر خودروسازان بزرگ جهاني از جمله آلماني و امريكايي هم به گوش ميرسد. ما شدهايم زمين حياط پشتي كه بعد از زنگ مدرسه بچهها ميروند آنجا دعوا.
ميگويم: پس بانكها اينقدر ارز مبادلهاي خود را ندهند به توليد، پولشان را بدهند به ما.
ابوي ميگويد: خواب ديدي خير است!كدام بانك؟ كدام توليد؟مگر نشنيدهاي كه رئيس اتاق بازرگاني ايران گفته آمارها روي كاغذ درست است ولي عملاً هيچگونه نقل و انتقال پول از بانك براي بخش توليد انجام نشده است. در اين شرايط بانكها طي يك قرارداد جديد با توليدكننده اصل وام قبلي توليدكننده، سود و جريمه آن را براي يكسال ديگر تمديد ميكردند. يعني مبادلهاي به لحاظ پولي انجام نشده و فقط ايجاد يك قرارداد جديد بر آمارها تاثير گذاشته است.
ميگويم: اين ديگر چه كاري است؟ اينجوري كه آدم تا خرخره ميرود توي بانك!
ميگويد: چارهاي نيست!امروز برگشت يك چك هزار توماني باعث ميشود كل فعاليت بانكي يك فعال اقتصادي متوقف شود.
ميگويم: توليد كه نداريم. بانكها هم كه به عوض كمك به توليد شدهاند شركتهاي ساخت وزاسيون! كاش يك كاري ما دو نفر ميتوانستيم براي مملكت بكنيم كه يكهو بكشيم بالا!
ميگويد: اين چه حرفي است، همه ما داريم توليد ثروت ميكنيم. خسته شديم. ديگر نا نداريم. بينيمان ديگر كيپ شد...
ميگويم: باز افتادي به شعار دادن. ثروت چه؟ كار چه؟ يك نفت داريم كه داريم با ضرب و زور توليدش را ميبريم بالا. فرمايش ميفرماييد. قواي دماغي تان ايراد پيدا كرده؟
ميگويد: وقتي ميگويم ثروت، توليد ميكنيم بگو خب! قيمت هر تن زباله قابل بازيافت 400 هزار تومان شده. براساس آمارهاي رسمي در هر شبانهروز به طور متوسط 2هزار و 500 تن زباله خشك در تهران جمعآوري ميشود كه قابل بازيافت است. هر چه توليد زباله را ببريم بالاتر، كشور ثروتمندتري خواهيم داشت.
ميگويم: خب پس با اين حساب يارانه 19 هزارتوماني را نگيريم ديگر. برويم خود انصرافي بدهيم. آشغالي زاسيون كنيم.
ميگويد: اين 19 را ديگر از كجايت درآوردي. 40 ماه گذشته تو هنوز رقم يارانه را نفهميدي؟ اي كه 40 ماه گذشت و در خوابي، مگر اين چند روزه دريابي!
ميگويم: طبق اعلام مشاور اقتصادي رئيس دولت يازدهم، ارزش يارانه 45 هزار توماني آذر 1389 به 19 هزار تومان در حال حاضر رسيده است.
ميگويد: يعني چه؟ علميتر حرف بزن بفهم چطور حساب و كتاب كردهاند؟
ميگويم: اقتصاددانان تورم را ظالمانهترين مالياتي مينامند كه دولتها از اقشار فرو دست جامعه ميگيرند. تورمي كه در طول اين سالها به مبلغ يارانه نقدي نيز رحم نكرده است و قيمت واقعي آن را به 19 هزار تومان تقليل داده...
ميگويد: عجب! پس بايد برگرديم به همان دوران چيني زاسيون.
ميگويم: اگر دوربرگردانهاي شهردار قبلي را اصلاح نكرده باشند، برگرديم. . . .
ميگويد: پس من شعار اول ستونمان را اصلاح ميكنم؛نه چك زديم نه چونه، چيني زاسيونمان مبارك!
ميگويم: زنده باد!