کد خبر: 646724
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۵
«طوري بزن كه بلند نشود» اين پيامك دختر جواني است كه از پسر مورد علاقه‌اش مي‌خواهد تا پدرش را به خاطر مخالفت با ازدواجش با چاقو تنبيه كند.
«طوري بزن كه بلند نشود» اين پيامك دختر جواني است كه از پسر مورد علاقه‌اش مي‌خواهد تا پدرش را به خاطر مخالفت با ازدواجش با چاقو تنبيه كند.
به گزارش خبرنگار ما، نيمه شب نهم فروردين مأموران كلانتري تهران نو از وقوع يك قتل در خانه‌اي مسكوني با خبر شدند. وقتي مأموران به محل جنايت رسيدند با جسد مرد 60 ساله‌اي جلوي در خانه‌اش روبه‌رو شدند كه بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده بود. بنابراين با اعلام اين خبر، قاضي سپيدنامه، بازپرس ويژه قتل از دادسراي امور جنايي در رأس اكيپي از كارآگاهان اداره دهم مبارزه با قتل پليس با حضور در محل حادثه به تحقيق پرداخت.
دختر مقتول كه حادثه را به پليس خبر داده بود در نخستين تحقيقات گفت: داخل خانه نشسته بوديم كه زنگ خانه به صدا درآمد. وقتي آيفون را برداشتم مرد جواني از پشت در گفت با پدرت كار دارم. من هم به پدرم گفتم جلوي در با تو كار دارند. سپس پدرم بيرون رفت كه ناگهان صداي فرياد پدرم را از داخل كوچه شنيدم. به سرعت خودم را به در خانه رساندم كه با جسد خونين او مواجه شدم. كسي داخل كوچه نبود. بلافاصله با اورژانس و پليس تماس گرفتم اما پدرم فوت شده بود.
همچنين تحقيقات بعدي پليس نشان داد يكي از دختران مقتول مدتي است با مردي جوان ارتباط پنهاني دارد. همچنين معلوم شد مقتول مخالف رفتارهاي دخترش بوده است. از طرف ديگر هم مأموران پليس در بررسي پيامك‌هاي تلفن دختر مقتول و مرد مورد علاقه‌اش – حميد - به پيامك مشكوكي با عنوان «طوري بزن كه بلند نشود» روبه‌رو شدند كه نشان مي‌داد مرد مورد علاقه دختر مقتول در اين حادثه نقش داشته است. بنابراين حميد دستگير شد و مورد بازجويي قرار گرفت.
حميد در اظهارات اوليه منكر هرگونه اطلاع از جنايت شد اما سرانجام به نقش خود در ارتكاب اين جنايت اعتراف كرد. متهم در اعترافاتش گفت: چند سال قبل با دختر مقتول در يك شركت آشنا شدم. ما به يكديگر علاقه‌مند شديم و قرار شد از او خواستگاري كنم اما هر بار كه به خواستگاري مي‌رفتم پدرش با ازدواج ما مخالفت مي‌كرد تا اينكه من و دختر مقتول تصميم گرفتيم از او زهرچشم بگيريم. به خاطر همين به سراغ دو نفر از دوستانم رفتم و از آنها خواستم تا با چاقو چند ضربه به مقتول بزنند تا حساب كار دستش بيايد. آنها اول قبول نمي‌كردند اما وقتي قرار شد دستمزد خوبي به آنها بدهم، بالاخره پذيرفتند.
حميد در خصوص شب حادثه هم گفت: آن شب همراه هومن و كامران نقاب و چاقو خريديم و خودم آنها را نزديك خانه مقتول بردم. طبق نقشه آنها زنگ خانه مقتول را زدند و از او خواستند تا جلوي در بيايد. وقتي مقتول در را باز كرد، آنها چند ضربه چاقو به او زدند و به سمت ماشين آمدند. من هم آنها را سوار كردم و با سرعت فرار كرديم.
متهم گفت: بعد از آن به كامران و هومن 2 ميليون تومان به عنوان دستمزد دادم تا موضوع را به كسي نگويند اما پس از چند ساعت متوجه شدم كه پيرمرد به قتل رسيده است.
با توجه به اعترافات حميد، دستگيري همدستانش در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت تا اينكه هر دو نفر آنها در يكي از پارك‌هاي خاورشهر شناسايي و دستگير شدند.   متهمان پس از دستگيري به همكاري با حميد اعتراف كردند و گفتند: قرار بود حميد يك ميليون تومان ديگر هم به ما بدهد تا موضوع را به كسي نگوييم.  سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران گفت: هر سه متهم پس از اعتراف صريح به ارتكاب جنايت با قرار بازداشت موقت براي  انجام تحقيقات تكميلي همچنان در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار