کد خبر: 646655
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۷
فراهم كردن محيطي آرام و امن براي تربيت و پرورش كودك، توجه به نيازهاي وي و...
مريم احمدي
فراهم كردن محيطي آرام و امن براي تربيت و پرورش كودك، توجه به نيازهاي وي و تلاش براي ارضاي بموقع و مناسب اين نيازها و ايجاد احساس امنيت و احترام در وي از جمله نيازهاي ضروري براي پرورش و رشد يك كودك است. شرايطي كه در آن، والدين سعي مي‌كنند قاعده زندگي را به كودكشان بياموزند و او را براي مواجهه با زندگي اجتماعي آماده كنند. اما گاهي به دليل حساسيت و البته عدم آگاهي نسبت به مسائل تربيتي، محيط فراهم شده مكاني مي‌شود براي غرق شدن كودك در ناز و نعمت و فرمانروايي. والدين خود را ملزم به ارضاي تمام و كمال نيازهاي فرزندشان مي‌كنند و در مقابل خواسته‌هاي كودك، به حامي بله قربان‌گوي مطلق تبديل مي‌شوند. غافل از آنكه كوتاه آمدن در مقابل خواسته‌هاي نامعقول كودك سنگ بناي ايجاد اختلال شخصيتي در وي است. دكتر ربابه غفار تبريزي روانشناس باليني و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي در گفت‌وگو با «جوان» به بررسي اثرات اين گونه رفتارهاي سازشكارانه با كودكان مي‌پردازد.
 
اضطراب و سردرگمي، نتيجه سازش با كودك!
برخلاف تصور بسياري از والدين، فراهم كردن شرايطي براي فرمانروايي و حكمراني كودك در خانواده نه تنها سبب ايجاد اعتماد به نفس و رشد صحيح وي نمي‌شود، بلكه بستر شكل‌گيري اضطراب و سردرگمي وي را فراهم مي‌آورد. دكتر ربابه غفار تبريزي در اين خصوص مي‌گويد: همانطور كه اعمال رفتارهاي خشن، تنبيه بي‌حد و مرز و رفتارهاي وسواس‌گونه و كنترلگر سبب كاهش اعتماد به نفس و دروني شدن خشونت در وجود كودك مي‌شود، رفتارهاي سازشي و نرمش مداوم در مقابل اوامر و خواسته‌هاي كودك نيز به بروز اضطراب و سردرگمي شديد و نهايتاً اختلالات شخصيتي وي منجر مي‌شود. چراكه كودك به دليل عدم تشخيص درست و نادرست، نيازمند شناخت چارچوب‌ها، محدوديت‌ها و قواعد و قوانين رفتاري است و اين خواسته دروني جز با دريافت بايدها و نبايدها از سوي والدين ارضا نمي‌شود.
اين روانشناس باليني مي‌افزايد: كودك به محدوديت نياز دارد تا در تشخيص رفتار خوب و بد تكليف خود را بداند، شناخت حد و حدودها جز با نشان دادن واكنش منفي در مقابل خواسته‌هاي نامعقول و تأييد خواسته‌هاي معقول وي امكانپذير نيست. از اين رو تسليم شدن در مقابل خواسته‌هاي كودك، فرصت شناخت محدوديت‌ها را از وي مي‌گيرد و اين مسئله به مرور زمان و با افزايش سن كودك و تعامل وي با اجتماع سبب سردرگمي و بروز اضطراب و نگراني در وي مي‌شود.
كودكي كه مدام با تأييد و كوتاه آمدن والدين در مقابل خواسته‌هايش روبه‌رو مي‌شود، از همه امكانات زندگي بهره‌مند است، بيش از نياز واقعي‌اش امتياز دريافت مي‌كند، درمقابل رفتارهاي نادرست و لجبازي‌ها واكنش محكمي از سوي والدين نمي‌بيند، نه تنها در شناخت هنجارها و ناهنجارها، نحوه صحيح رفتار و تعامل با ديگران به شدت ناتوان خواهد بود بلكه در شناخت حق و حقوق خود و مسئوليت‌هايي كه بعدها بر دوشش خواهد بود، نيز با مشكلات بزرگي روبرو خواهد شد.
 خودشيفتگي، حاصل نازكشي والدين
اثرات مخرب توجه بيش از حد والدين به خواسته‌هاي معقول و نامعقول كودك و سازش مدام با وي، زماني بيشتر بروز مي‌كند كه فرد پس از گذراندن دوران كودكي و با ورود به عرصه‌هاي اجتماعي مانند مدرسه، دانشگاه و محيط كار در مواجهه با ديگران انتظار واكنش و رفتاري مشابه والدينش از ديگران دارد. دكتر تبريزي با بيان اين مطلب مي‌گويد: دراثر رفتار ملايم و بيش از حد حمايتي و سازشي والدين، نطفه خودشيفتگي در وجود كودك شكل گرفته و اين باور كه «او» بايد هميشه و همه جا قواعد بازي را تعيين كند در وي نهادينه مي‌شود. با گذشت زمان و بالا رفتن سن، فرد همچنان احساس مي‌كند دنيا براي او خلق شده و همه آدم‌ها بايد در خدمت او باشند، به همه خواست‌هايش بايد بلافاصله پاسخ مثبت داده شود، هيچ چيز نبايد بر خلاف ميل او باشد و از عالم و آدم متوقع است و از آنجا كه نمي‌تواند با ساختارهاي محيط‌هاي اجتماعي كنار بيايد، در مواجهه با افراد و محيط‌هاي اجتماعي يا مدام به خشونت دست مي‌زند يا نهايتاً سرخورده و منزوي مي‌شود!
عضو هيئت علمي گروه روانشناسي باليني دانشگاه شهيد بهشتي مي‌افزايد: اين افراد به دليل عدم پذيرش ساختارهاي اجتماعي و ناتواني در تعامل و مسامحه با افراد، اغلب در زمينه‌هاي شغلي و تحصيلي ناموفق خواهند بود. علاوه بر اين، چنين افرادي به دليل عدم تحمل دريافت پاسخ منفي از محيط و افراد پيرامون بيش از ديگران در معرض آسيب‌هاي اجتماعي از جمله بروز رفتارهاي خشونت‌آميز، اعتياد و جرم و جنايت قرار مي‌گيرند.
 
صورتك خندان و گريان، كارساز است!
توجه به قاعده تنبيه و پاداش يكي از راهكارهايي است كه دكتر تبريزي در تربيت كودكان و جلوگيري از اعمال رفتارهاي سازشي با كودكان توصيه مي‌كند. اين استاد دانشگاه معتقد است: بچه بايد ياد بگيرد در مقابل رفتاري كه از خود بروز مي‌دهد مسئول است و هر رفتار بدي عواقبي براي وي دارد، محروميت لازمه تربيت كودك است، از اين رو والدين حتماً بايد به طور مدام و با آگاهي كامل، از قانون تنبيه و پاداش در مقابل فرزندانشان استفاده كنند. دكتر تبريزي با اشاره به جدول درجه‌بندي پاداش و تنبيه مي‌گويد: والدين مي‌توانند براي كودك جدولي طراحي كنند و به ازاي هر كار خوب او در طول روز از يك سمبل زيبا مانند صورتك خندان يا ستاره طلايي و براي كارهاي بد يك صورتك گريان يا ضربدر استفاده كنند. با افزايش تعداد صورتك‌هاي خندان براي وي امتياز در نظر بگيرند و با تكرار كارهاي بد، با گرفتن امتياز و محروم كردن وي از كارهاي مورد علاقه‌اش، او را تنبيه كنند. علاوه بر اين به ميزان بدي كاري كه انجام مي‌دهد تعداد امتيازهايي كه از وي سلب مي‌شود بيشتر و تنبيه‌ها شديدتر شود تا به وضوح متوجه واكنش محكم و قاطع والدين در مقابل رفتارهاي مختلفش شود. بنا به گفته اين روانشناس باليني، استفاده صحيح از روش تنبيه و تشويق و به رسميت شناختن اقتدار والدين باعث نهادينه شدن بايدها و نبايد‌ها و آگاهي كودك از قوانين رفتاري شده و نهايتاً كودك ياد مي‌گيرد با پذيرش عواقب و مسئوليت در مقابل اختياراتي كه به وي داده مي‌شود، رفتار درست را تشخيص دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها