ابوي ميگويد: بلند شو تا دير نشده برو يك شركت دانش بنيان واردات و صادرات ثبت كن و بيا.
ميگويم: باز چه كسي دهن لقي كرده! نكند بناست شير نفت را اينبار ببرند داخل شركتهاي دانش بنيان؟
ابوي ميگويد:رئيس كل سازمان امور مالياتي خبر داده كه شركتهاي دانش بنيان از پرداخت ماليات معافند. ميفهمي يعني چه؟ شير نفت را كه هيچ، پول نفت را از صندوق توسعه ملي ميدهند صفا سيتي! برو يكي ثبت كن بيا. دير بجنبي كلاه سرمان رفته. همين الانش هم 3 هزار تا شركت دانش بنيان در 30 پارك علم و فناوري مستقر هستند و در اهداف نقشه جامع علمي 50 هزار شركت پيشبيني شده است. ما ميشويم كره جنوبي!آن وقت رفتهاند در تركيه 650 هزار شركت ايراني ثبت كردهاند!
ميگويم: معافيت الكي كه نميشود. لابد معافيت در خصوص شركتهايي است كه دانش بنيان بودن آنها از سوي مراجع ذي صلاح تأييد شده باشد.
ميگويد: مراجع ذي صلاح را هم ميگذاريم عضو اعضاي هيئت مديره. يكيش همين نعمتزاده. يكي ديگر همين آل اسحاق. كم نيستند. اينها همه برند باسواد محسوب ميشوند. در راه رضاي خدا هم كار ميكنند و برايمان مفتكي ميافتد.
ميگويم: اينها را كه آورديم، آن وقت من و شما چه بايد بكنيم؟ بيكار نشويم يك وقت؟
ميگويد: تعاوني شركت دانش بنيان را ما ميچرخانيم. نم هم پس نميدهيم. گرفتي؟ ميگوييم محصولمان هم محرمانه است. دلار ميگيريم و هر روز هم به بهانه بازديد از يك نمايشگاه فناوري ميزنيم بيرون. بعد زمين ميخريم. بعد ميسازيم. بعد ميفروشيم. بعد هم ميشويم خاوري. آب ميشويم ميرويم داخل زمين. كانادادراي ميخوريم هي. همهاش هم با آخرين متدهاي دانش بنياني.
ميگويم: دلار كه دارد ارزان ميشود. نميشود به جاي آن به ما سكه بدهند؟
ابوي ميگويد: چطور ارزان شد؟ يارانه را مگر پرداخت كردند؟ باز يارانه را تنها خوردي و به من نگفتي؟
ميگويم: با توجه به تداوم مذاكرات هستهاي ظريف در وين و تداوم مذاكرات پليسي رادان در كانادا، اخبار سياسي مثبتي به بازار ايران مخابره ميشود و اين موضوع فضا را براي كاهش قيمت دلار مهيا ساخته است.
سيف همه عوامل دانش بنياني براي كنترل التهابات بازار ارز را به كار بسته است تا با افزايش عرضه ارز به بازار و انتقال تقاضاي خودروسازان توسط نعمتزاده از بازار به بانك مركزي، شرايط بهتري در نظام عرضه و تقاضاي بازار در اتاق بازرگاني با كمك آلاسحاق رقم بخورد.
ابوي ميگويد: يعني افتادهايم روي غلتك ارزاني؟ بيخيال دانش بنيان بشويم؟ زندگيمان بهتر ميشود؟ ديگر لازم نيست كلاه كسي را برداريم؟
ميگويم: جديدترين گزارش بانك مركزي تأييد ميكند كه بهاي بخش مهمي از كالاهاي مصرفي در بازار تعديل شده است. براين اساس قيمت برخي كالاها هفته گذشته در قياس با هفته دوم ارديبهشت ماه كاهش داشته است.
ابوي ميگويد: يعني الان نسبت به پارسال ارزاني است؟ هفته پيش را ولش.
ميگويم: نه! همين كالاها در مقايسه با سال قبل رشد را تجربه كردهاند. مثلاً گوشت مرغ نسبت به هفته دوم ارديبهشت پارسال 27 درصد رشد داشته. برنج و لبنيات 20 درصد و...
ابوي ميگويد: پس برويم ثبت كنيم؟ اين بالا و پايين كشيدن دلار آخر كار دستمان ميدهد. اينها برايمان تنبان نميشود.
ميگويم:بله. درست ميفرماييد. لطفا پس پول هزينه ثبت شركت را بدهيد!
ابوي ميگويد:نظرم عوض شد. يك شركت سوري راه مياندازيم. اصلاً يك شركت غير دانش بنياني را ميگيريم تغيير كاربري ميدهيم. شايد هم لازم نباشد و اين اوضاع و احوال جديد، برايمان تنبان شده و خودمان خبر نداريم. تو كه حلال زادهاي نگاه كن ببين من تنبان دارم يا نه!