
افول امپراتوري امريكا، ديدگاهي مبتني بر مطالعه روندي سطح و عمق قدرت امريكا در جهان است كه نه تنها در محيط ايران و جهان اسلام بلكه در غرب نيز توليد و تشريح گرديده است. اين ديدگاه نه تنها در عرصه سختافزاري (قدرت سخت) بلكه در رابطه با فرسايش قدرت نرم آن كشور نيز طرفداراني متعدد در ميان نخبگان و انديشكدههاي دفاعي و راهبردي دارد. تأثيرگذاري اين ديدگاه بر برآورد رسمي از قدرت نظامي امريكا به گونهاي است كه پنتاگون در آستانه تدوين لايحه بودجه سال آينده دفاعي آن كشور، ناگزير به ارائه پاسخ در اين خصوص شده است. وزير دفاع امريكا در مصاحبه روز يكشنبه قبل با شبكه ABC، تلاش كرد تا به ديدگاههاي بينالمللي راجع به افول و فرسايش قدرت نظامي امريكا در جهان معاصر پاسخ دهد. وي در كل، هرچند درصدد جلوگيري از مخدوش شدن چهره پنتاگون در ساختار دولتي امريكا و همچنين در منظر بينالمللي بود اما با اذعان به ناتواني امريكا در تأمين اهداف خود به تنهايي، به صورت تلويحي اين برآورد را تأييد كرد كه نظم نوين جهاني مبتني بر قدرت تكمحور، رويايي بيش نبوده و امريكا نيازمند قدرتهاي ديگر بوده، ناچار به استفاده از ظرفيتهاي ساير دولتها و بازيگران بينالمللي (ائتلافسازي، جلب مشاركت، تطميع و همراهي، احترام و توزيع نقش و كارويژه) است. هيگل مدعي شد كه «امريكا همچنان قدرت بينظير باقي ميماند.» هيگل با اشاره به اينكه او هم در جريان ديدگاهها و برآوردهاي مرتبط با ضعف قدرت نظامي امريكا در جهان معاصر به ويژه در دوره مديريت جديد پنتاگون قرار دارد، افزود: «امريكا هنوز قدرت مسلط است اما اين بدان معنا نيست كه امريكا بتواند به تنهايي همه مشكلات را حل كند.»
هيگل در واكنش تند به كساني كه قدرت امريكا را «در حال فرسايش» متوالي و مستمر ميدانند، ناتواني يا ترسو بودن ساختار نظامي امريكا در كاربست قدرت نظامي را تكذيب كرد و ادعا كرد كه استفاده امريكا از قدرت نظامي بر پايه خرد و عقلانيت استوار است. چاك هيگل خطاب به منتقدين برتري قدرت نظامي امريكا گفت: «با تكيه بر آنچه ديگران فكر ميكنند، نميتوان سياست خارجي را به پيش برد و امور كشور را راهبردي نمود.»
وزير دفاع امريكا ضمن تأكيد بر اينكه امريكا برنامهاي براي اعزام نيرو به نيجريه براي مقابله با گروه بوكوحرام ندارد، سياست نظامي روسيه در مورد اوكراين را مورد انتقاد قرار داد و وعده داد كه هرچند روسيه اين روزها و در كوتاه مدت ممكن است خود را برنده اين بحران بداند اما هميشه جهان در همين وضعيت كوتاه مدت باقي نخواهد ماند. هيگل با اظهار عدم اطمينان امريكا به داشتن قدرت نظامي كافي در مقابله با حملههاي سايبري، به صورت واضح آنچه را كه در رابطه با «قدرت مسلط» بودن اين كشور در جهات نظامي مورد تأكيد قرار داده بود، مورد خدشه قرار داد. وي در اين خصوص افزود: امريكا تهديدهاي حمله سايبري را مورد توجه كامل قرار داده اما اعتماد و اطمينان در اين زمينه، بسيار دشوار است. زيرا اين تهديدها، بيصدا، خاموش و كشندهاند و به همين دليل، از آنچه جهان به ويژه امريكا با آن روبهرو بوده، خطرناكتر هستند.
گفتني است بحران مالي و اقتصادي و تشديد تنفر از امريكا در جهان، از عوامل اصلي فرسايش قدرت نظامي امريكا در دوران معاصر به شمار ميرود. بحران مالي اين كشور، به كاهش بودجه دفاعي، تركيب نيروهاي مسلح و واگذاري بسياري از خدمات پنتاگون به بخش خصوصي منجر شده است. استمرار برنامههاي مربوط به نوسازي سلاحهاي هستهاي و توليد نسلهاي جديد از اين سلاحها هم بخش عظيمي از بودجه دفاعي امريكا را به خود اختصاص داده و موجب عدم توازن در تخصيص و تقسيم كاركردهاي دفاعي در پنتاگون شده است. از طرف ديگر، تشديد تنفر از امريكا در جهان، كه به ويژه با سياستهاي نظاميگرايانه و مداخلهآميز امريكا در دوران جرج بوش پسر، به اوج رسيد، اعتبار قدرت نظامي امريكا را به شدت مورد تحليل و تقليل قرار داده و خط مشي ظاهراً نرم اوباما و تكيه اين كشور بر هنجارهاي بينالمللي و نظاميگري «قانونمند» در سياستهاي اعلامي نيز نتوانسته تغيير محسوسي در اين زمينه ايجاد كند. پنتاگون در تدوين گزارش مرور چهارسالانه دفاعي امريكا در مارس 2014 تأييد كرده كه به رغم همه برنامهها و پيشبينيهاي دفاع و امنيتي اين كشور، دورنماي محيط امنيتي در جهان آينده (2018 ـ 2014) محيطي «بسيار فرارتر، غيرقابل پيشبينيتر و در برخي از موارد، تهديدكنندهتر براي امريكا» خواهد بود به طوري كه اطمينان در توانايي خنثيسازي اين تهديدها، به تدوين راهبردهاي جديد در پنتاگون منتهي شده است. انديشكدههاي راهبردي در جهان و حتي سازمانهاي بينالمللي اقتصادي نيز از تحولات ساختاري در هندسه قدرت جهاني آينده خبر ميدهند؛ هندسهاي كه امريكا را به ويژه در زمينه اقتصادي، در مقامي پايينتر از چين قرار خواهد داد و بر سودا يا افسانه «ابرقدرت بلامنازع» در تفكر امنيتي معاصر امريكا خط بطلان خواهد كشيد. از اين رو، فرسايش قدرت امريكا يا افول امپراتوري اين كشور، جدي بوده و نه تنها در سطح نظامي در حال گسترش است بلكه شيب اين روند در عرصههاي اقتصادي و فرهنگي نيز بسيار تند ارزيابي ميشود.